بین الحرمین
به شهرِ سامره امشب به یمنِ مقدمِ او دوباره عطرِ کراماتِ مجتبی، حس شد
به افتخارِ قدومش نشاط می آید
به پاسِ آمدنش هم حیات میآید
بین الحرمین
به افتخارِ قدومش نشاط می آید به پاسِ آمدنش هم حیات میآید
در این شبی که سخنها فقط حسن جان است
گدایِ سامره مژده، کرم فراوان است
بین الحرمین
در این شبی که سخنها فقط حسن جان است گدایِ سامره مژده، کرم فراوان است
نشستهام به امیدِ نگاهی از سویش
نرفته است گدا دستِ خالی از کویش
بین الحرمین
نشستهام به امیدِ نگاهی از سویش نرفته است گدا دستِ خالی از کویش
عجین شدهست "حسن" با عطایِ کوثریاش
تفاوتی نکند مجتبی و عسکریاش
بین الحرمین
عجین شدهست "حسن" با عطایِ کوثریاش تفاوتی نکند مجتبی و عسکریاش
همیشه خورده کرامت گره به نامِ "حسن"
حسن امامِ من است و منم غلامِ حسن
بین الحرمین
همیشه خورده کرامت گره به نامِ "حسن" حسن امامِ من است و منم غلامِ حسن
رسیده مظهرِ جودِ خدا، اباالمهدی
رسیده جلوهیِ سبزِ دعا، اباالمهدی
بین الحرمین
رسیده مظهرِ جودِ خدا، اباالمهدی رسیده جلوهیِ سبزِ دعا، اباالمهدی
خلاصه که شبِ عید است و موسمِ برکات
به پیشگاهِ معلایِ عسکری، صلوات