🎙صوت و پاورپوینت کرسی نقد کتاب #درآمدی_بر_فلسفه_اقتصاد_اسلامی: بررسی هویت دانش اقتصاد اسلامی
🔰انجمن حکمت و فلسفه شعبه قم
🔺 ۲۴-۲-۱۴۰۳
🔻 ارائه محمد جواد توکلی 👇
https://ble.ir/mjtvyadeq/-9130695302328569383/1715647336253
🔹 پاورپوینت ارائه👇
https://ble.ir/mjtvyadeq/-4363276759766933716/1715652390988
🔻نقد کتاب توسط حجت الاسلام والمسلمین حسین میرمعزی
https://ble.ir/mjtvyadeq/6859922062158999758/1715647624119
🔻توضیح در مورد نکات نقد توسط محمد جواد توکلی 👇
https://ble.ir/mjtvyadeq/5368775147694090475/1715647814581
✍️توکلی https://eitaa.com/eqmoq2
🌐 کانال مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
🔰 @iki_ac_ir
سید ابراهیم! دلمان برایت تنگ میشود؛ آنقدر که اشک، امانمان نمیدهد.😭 تو خوشبخت شدی و همنشین خوبان خدا! تو آنقدر بالا رفتی که برای ما خاکنشینان دستنایافتنی شدی، تو هر قدمی که برای خدمت به خلق خدا برداشتی، برای این بود که لبخند را بر لبان معبودت بنشانی؛ چراکه همه خلق را عیال معبود میدانستی و از عمق جان دوست داشتی؛ سلام و درود هزاران ملائکهای که به استقبالت آمدن و تو را بالا بردند گوارایت باد!🌹
اما سید ابراهیم! هیچ فکری برای دل ما نکردی؟! تو که میدانستی با خاکی بودنت با دل ما چه کردهای! تو که میدانستی از کوچک و بزرگ چگونه شیفته مهربانیهایت شدهاند! حال با این فراق جانسوز چه کنند؟! تو رفتی و به آرزویت رسیدی. اما کاش فکری هم برای دلتنگیهای ما میکردی!
سید محرومان! برو، شهادت گوارایت! اما مگر نه این است که شهیدان بعد از شهادت دستشان بازتر میشود. اکنون با دست باز شدهات اشارهای به این دلهایی کن که شیفته خود کردی. چراکه عاشق هر چه را تحمل میکند جز فراق!
فراق تو جانگاه است اما این بالا رفتنها زیباییها هم دارد که باید همچون زینب سلاماللهعلیها به آن بنگری تا جز زیبایی نبینی؛ تو با زندگی علوی خویش الگویی از حکومتداری را به نمایش گذاشتی که هرگز فراموش شدنی نیست و با شهادتت این الگو را تثبیت کردی و زمینه را برای تربیت هزاران هزار ابراهیم آماده کردی.
سید ابراهیم جان، هشتمین رئیس جمهور ایران اسلامی، در شب ولادت هشتمین امام شهادتت مبارک
✍ع.گ
https://eitaa.com/abbasgeraei
به مناسبت روز بزرگداشت ملاصدرا
حکمت متعالیه بهعنوان مکتب اخیر در دامنة فلسفة اسلامی، محصول سالها تهذیب، تفکر، و تألیف اندیشمند بزرگ جهان اسلام صدرالدین محمدبنابراهیم قوامی شیرازی مشهور به «صدرالمتألهین» یا «ملاصدرا» است. زندگی علمی ملاصدرا بر اساس مقدمة وی بر اسفار، سه مرحله را گذرانده است. او در سال 979 یا 980 در شیراز در خانوادهای ثروتمند و صاحب نفوذ به دنیا میآید. در اوایل جوانی برای ادامه تحصیل به اصفهان که در آن هنگام محل درس علمای طراز اول بود سفر کرده، به یادگیری علوم نقلی و عقلی میپردازد. در این مرحله شیخ بهائی (953 – 1031) استاد وی در علوم نقلی و میرداماد (969 – 1041) استاد او در علوم عقلی است. شیخ بهائی و میرداماد هر دو اهل سیر و سلوک بودند و بهرهگیری از محضر آنها ملاصدرا را به مشرب عرفانی علاقهمند میکند. در این مرحله چنانکه خود میگوید، جوانی خویش را صرف یادگیری فلسفة الهی کرده، بر آثار فیلسوفان گذشته از فیلسوفان یونان باستان تا معاصران خودش آگاه میگردد.
پس از این دوره، مخالفان فلسفه، چنان اوضاع نامساعدی را برای او رقم میزنند که بهطور کلی علوم رسمی را رها کرده، عزلتنشین میشود و تنها به ریاضت و تلطیف درون مشغول میگردد. در اثر تهذیب نفس در این دوره، به شهوداتی دست مییابد و اسراری بر او منکشف میشود که پیش از این اطلاعی از آنها نداشته است. به تعبیر خودش، در این دوره آنچه را پیش از این با برهان یافته بود با مشاهده قلبی همراه با اموری بیشتر مییابد. دورة دوم زندگی علمی او با شهود حقایق عالم بالا رقم میخورد.
در دورة سوم بار دیگر به کلاس درس و بحث بازمیگردد و به پرورش شاگردان و تألیف آثار خود مشغول میشود. در این مرحله است که حکمت متعالیه و نظام فلسفی او بوسیلة آثار او به دنیای فلسفه گام میگذارد. او این ثمره را اقتضای رحمت الهی میداند که نخواسته حقایقی که برای او منکشف شده در پوشش باقی بماند.
مهمترین دستاورد
او با اثبات وجود رابط معلول و ارائة تفسیری متعالی از توحید ذاتی، صفاتی و افعالی تلاش کرد نظریة وحدت شخصی وجود را که ادعای اصلی عرفان است با زبان برهان بیان کند و این نزاع قدیمی را به خط پایان برساند. ملاصدرا خود را در این امر موفق خوانده، مینویسد:
عند طلوع شمس التحقيق من أفق العقل الإنساني المتنور بنور الهداية و التوفيق ظهر أن لا ثاني للوجود الواحد الأحد الحق و اضمحلت الكثرة الوهمية و ارتفعت أغاليط الأوهام و الآن حصحص الحق ... إذ قد انكشف أن كل ما يقع اسم الوجود عليه و لو بنحو من الأنحاء فليس إلا شأنا من شئون الواحد القيوم ... فأتقن هذا المقام الذي زلت فيه أقدام أولي العقول و الأفهام و أصرف نقد العمر في تحصيله (صدرالدین شیرازی، 1368، ج2، ص 300 و 301).
https://eitaa.com/abbasgeraei
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️آیتالله رئيسی(ره):
در تمام دوران خدمت و فعالیت و مسئولیت: «یادم نیست مرخصی و اوقات فراغت داشته باشم»!
🔻حقیقتاً «رئیسی عزیز» الگویی بینظیر از مدیریت جهادی و تلاش خستگیناپذیر در تاریخ انقلاب اسلامی بود,
🔸یادش همواره در ذهن و ضمیر یکایک ایرانیان جاودانه خواهد ماند و امیدوارم که راه و مرامش نیز پر رهرو باد.
#مدیریت
@Ahmadhosensharifi
🌹
#اطلاعیه
💠 اختتامیه همایش بین المللی «ظرفیت های فرهنگی و علمی ایران و آمریکای لاتین» برگزار می گردد.
✅ سخنران: آیت الله دکتر عباسی ریاست محترم المصطفی (ص)
⏰ زمان: سه شنبه ۸ خرداد ساعت ۸ تا ۱۲
📌 مکان: قم | گلزار شهدا | خیابان شهیدان شاهرودی |مجتمع آموزش عالی زبان، ادبیات و فرهنگ شناسی
لینک ها:
افتتاحیه اختتامیه و کمیسیون فارسی:
https://vce.miu.ac.ir/illcs1
کمیسیون اسپانیایی و پرتغالی:
https://vce.miu.ac.ir/illcs2
کمیسیون انگلیسی:
https://vce.miu.ac.ir/illcs3
🔸از همه اساتید و طلاب حترم جهت شرکت در همایش دعوت به عمل می آید.
به بهانه شهادت امام جواد علیهالسلام
امام جواد علیهالسلام فرمود: من وَثِقَ بِاللَّهِ أَرَاهُ اَلسُّرُورَ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ اَلْأُمُورَ وَ اَلثِّقَةُ بِاللَّهِ حِصْنٌ ....
هر كه به خدا اعتماد كند خدا به او سرور و شادى عنایت کند، و كسى كه بر او توكل كند امور او را كفايت كند. اعتماد به خداى تعالى قلعهای است كه پناهنده نميشود در آن، به جز مؤمن امين، و توكل بر خداى تعالى نجات از هر بدى است، و حرز و پناه از هر دشمنى است.
برخی گمان میکنند وقتی گفته میشود اعتماد به خدا سرور و نشاط به همراه میآورد، به این معناست که دیگر سختی و بلایی در زندگی انسان متوکل رخ نخواهد داد و همه امور به کام او خواهد بود. اما زندگی اولیای خدا و متوکلان راستین به حضرت حق، نشان میدهد که نهتنها زندگی آنها خالی از بلا و سختی نبوده، بلکه به مراتب بیشتر از دیگران به بلا مبتلا میشوند. پس معنای سخن امام جواد علیهالسلام چیست؟
پاسخ این است که نشاط و سرور حالتی روحی است که بسته به نوع نگاه انسان به عالم هستی در او پدید میآید. توکل و اعتماد به خدا در حقیقت وضعیت اعتقادی و روحی انسان و نوع نگاه او را به عالم هستی تغییر میدهد و به او اجازه میدهد تا از زاویهای به عالم نگاه کند که مایه سرور و نشاط او گردد.
کسی که در باشگاهی ورزشی ثبت نام میکند و به مربی آن باشگاه اعتماد دارد و میداند که او، مربیای دانا، کار بلد، با قدرت بدنی مناسب، با هوش، حکیم، و در عین حال بسیار مهربان و دلسوز است، به تمرینات آن مربی اعتماد میکند و میداند که اگر او را با تمرین خسته میکند در پی این تمرین و خستگی، قهرمانی نهفته است. چنین شاگردی از دستورات مدام مربی، ملول نمیشود، بلکه آن را به جان میخرد و میداند در پی آن، گنجی پنهان شده است. اما اگر در همین باشگاه، شاگردی باشد که مربی را نمیشناسد و اساسا فلسفه این تمرینات را یا نمیداند یا به آن توجه ندارد، به مربی به عنوان کسی که مدام او را آزار میدهد نگاه میکند و اصلا حال خوشی ندارد. مربی دانا و حکیم نیز با توجه به حال و توانایی شاگردان، به آنها تمرین میدهد و هر کسی آمادگی بیشتری دارد به او بیشتر تمرین میدهد تا به قهرمانی نزدیک تر شود.
کسی که به خدا به عنوان مربی دانا، قادر، حکیم و رئوف نگاه میکند و به تمرینهای او اعتماد میکند، با خیال راحت به تمرینات او تن میدهد و هر چه تمرین بیشتر میشود او شادتر میشود و از مربی تشکر میکند. چنین شاگردی وقتی به قهرمانی میرسد و با او مصاحبه میکنند اول از همه از مربی خود تشکر میکند و همه آنچه دارد را از او میداند و اگر به او بگویند مربی که همیشه به تو سخت میگرفت، خواهد گفت
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بیشترش میدهند
✍️ع.گ
https://eitaa.com/abbasgeraei
به بهانه سالروز ازدواج حضرت علی وحضرت زهرا سلام الله علیها
در امالی شیخ صدوق آمده است که:
آیه 13 سوره انسان می فرماید: لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً ، بهشتیان در بهشت، نه خورشیدی میبینند و نه سرمایی.
در تفسیر این آیه، ابن عباس از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل کرده که:
فَبَيْنَا أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ إِذْ رَأَوْا مِثْلَ الشَّمْسِ قَدْ أَشْرَقَتْ لَهَا الْجِنَانُ فَيَقُولُ أَهْلُ الْجَنَّةِ يَا رَبِّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً فَيُرْسِلُ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ إِلَيْهِمْ جَبْرَئِيلَ فَيَقُولُ لَيْسَ هَذِهِ بِشَمْسٍ وَ لَكِنَّ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ ضَحِكَا فَأَشْرَقَتِ الْجِنَانُ مِنْ نُورِ ضَحِكِهِمَا؛
در هنگامیکه اهل بهشت در بهشت اند، ناگهان نوری مانند خورشید میبینند که بهشت را پر از نور میکند. ازاینرو، اهل بهشت خطاب به خدای متعال میپرسند پروردگارا تو در کتابت فرمودی لایرون فیها شمسا (در بهشت خورشید نمیبینند)؟ خداوند جبرئیل را به سوی آنها میفرستد تا بگوید: این خورشید نیست. بلکه علی و فاطمه سلاماللهعلیها به روی هم خندیدند و بهسبب لبخند آندو به همدیگر بهشت پر از نور شد.
امالی صدوق، ص 261-262
https://eitaa.com/abbasgeraei