هدایت شده از شرقِ اندوه
"زندگی شاید
ریسمانیست که مردی با آن
خود را از شاخه میآویزد."
هدایت شده از شرقِ اندوه
"و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت میکشند، گریه کردم."
هدایت شده از شرقِ اندوه
"-حکم میکنیم که این دار را بسازی. من میخواهم اینجا را بهشت کنم، تو نمیخواهی مردم راحت باشند؟!
+تمام بهشت خدا را بگردی، یک دار پیدا نمیکنی."
هدایت شده از بایگان
خواستم بگم یک تفکر خیلی رایج دوره قاجار این بوده که مسلمانی و مرد بودن نشونه برتر بودنه، خیلی رایج بوده که زنان و یهودیان رو شبیه به هم کنن، مثلا بگن هردو گروه خیلی ترسو هستند و زنان و یهودی ها رو به فرودست و حاشیه جامعه هل بدن
(دارم کتاب فمینیستی میخونم خدا به دادتون برسه، از سخنانم در امان نخواهید ماند)
هدایت شده از بایگان
و جالبه که پهلوی دوم برای برداشتن شرط مرد بودن و مسلمانی میشده آدم بد و باید جواب پس میداده.