تو یه مکاشفه ای که آقای سید محمود شاهرودی داشتن میگه وارد حرم حضرت عباس که شدم پرده ها که کنار رفت ، دیدم قمر بنی هاشم یه گوشه ای از ایوانشون نشستن...
اَبــوتــراب؛
تو یه مکاشفه ای که آقای سید محمود شاهرودی داشتن میگه وارد حرم حضرت عباس که شدم پرده ها که کنار رفت ،
تا چشمش به من افتاد فرمودند:
آسد محمود بیا جلو...!
رفتم پیش حضرت سوالاتی که داشتم رو از ایشون پرسیدم
از جمله این سوال ...
اَبــوتــراب؛
تا چشمش به من افتاد فرمودند: آسد محمود بیا جلو...! رفتم پیش حضرت سوالاتی که داشتم رو از ایشون پرسیدم
برگشتم گفتم: آقا شما منحصر به شیعه نیستید که فقط محبین و شیعیان به شما توسل کنن و جواب بگیرن، نه امروز سنی، ارمنی ، یهودی ، کلیمی،گبر، همه ی اینها گره به کارشون میفته میگن
`` دخیلک یا عباس...``
اَبــوتــراب؛
برگشتم گفتم: آقا شما منحصر به شیعه نیستید که فقط محبین و شیعیان به شما توسل کنن و جواب بگیرن، نه امر
آقا جان فرصت میکنی همه ی این حوائج رو؟ چجوری...؟
دیدم اون سمت یه خانم مجلله ای با هیبت نشستن ،
آقا فرمودند:آسد محمود مردم فکر میکنن به من متوسل میشن ولی خبر ندارن ک من قالب حوائج مردم رو حواله میدم به مادرم ام البنین 💔
اَبــوتــراب؛
دیدم اون سمت یه خانم مجلله ای با هیبت نشستن ، آقا فرمودند:آسد محمود مردم فکر میکنن به من متوسل میشن
ولی مردم این رو نمی دونن....
میگه دیدم آقا سرشون رو چند ثانیه انداختن پایین بعد آوردن بالا دیدم به پهنای صورت اشک میریزن...
اَبــوتــراب؛
میگه دیدم آقا سرشون رو چند ثانیه انداختن پایین بعد آوردن بالا دیدم به پهنای صورت اشک میریزن...
آقا فرمود آسد محمود شما نمیدونید مادرم پیش خدا چقدر آبرو داره!
نزد اهل بیت چقد آبرو داره...!
خیلی خاطرش رو میخان
واسه همین قشنگ گره وا میکنه
خواستم بگم ما که شیعه ی مولا هستیم که دیه حسابمون فرق میکنه
فقط به توسلتون ایمان و اعتقاد داشته باشید رفقا
یه جا گیر میکنی حتی نمیتونی زنگ بزنی از کسی کمک بخای تسبیح بردار صدتا حمد به خانم هدیه کن به پنجاه نرسیده میبینی حل شده و تمام!:)