به ضرب تیغ تصنیف ات هلال ماه میرقصد
میان برق شمشیرت سحر
شق القمر داری
«گشاد کار مشتاقان در آن آبروی دلبند است»
به تیری غمزه کن یارا که در زیر سپر داری
#الهه_بیات_مختاری
#علی_ولی_الله
@aboajor
آورده اند از گُل رویت گل مرا
تا حل کنند کوزه گران مشکل مرا
آویختند دست تو را دور گردنم
تا هیچ گاه گریه نگیرد دل مرا
بر هم زده است خواب مژه پشت پلک هات
آرامش سکوت به شب مایل مرا
وارونه کرده باد به یک بار دیدنت
خواب درخت های شب بابل مرا
چشم تو باز کرد دلم را به دیدنت
چشم توماه کرد شب کامل مرا
نزدیک ترشو روی لبانم اذان بگو
بشکن نماز فاصله ی باطل مرا
از تن بگیر رخت و به یکباره صبح شو
بردار بین صبح و سحر حائل مرا
◾
آورده اند کوزه گران خاک تازه ای
حالا بگیر این سر ناقابل مرا
#الهه_بیات_مختاری
@aboajor
مرا میان همین زندگی و مرگ بغل کن
اگرچه گریه ی دورم اگرچه خنده ی دیرم
#الهه_بیات_مختاری
@aboajor
نشستم با کتاب چشم هایش فال وا کردم
چنان بسیار شد زیبایی اش ، یک بیت دیگر شد
#الهه_بیات_مختاری
@aboajor
هدایت شده از جزیرهٔ تنهایی
العَجَبُ هُوَ الدّنيا، و غَفلَتُنا فيها أعجَبُ
دنيا شگفت است و شگفتتر از آن غفلت ما در آن است
ميزان الحكمه جلد ۷ صفحه ۶۵
#امام_على_عليهالسلام
تو مثل قهوه ی تلخ سکوت اما من
هنوز شکل همین چای ساده با قندم
#الهه_بیات_مختاری
@aboajor
ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیا
باران بی ملاحظه ی ناگهان بیا
چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا
مگذار با خبر شود از مقصدت کسی
حتی به سوی میکده وقت اذان بیا
شُهرت در این مقام به گمنام بودن است
از من نشان بپرس ولی بی نشان بیا
ایمان خلق و صبرِ مرا امتحان مکن
بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا
«قلب» مرا هنوز به یغما نبرده ای!
ای راهزن! دوباره به این کاروان بیا
#فاضل_نظری
@aboajor