آلاء
خودم اینجام ولی دلم مونده تو همون روزی که بارون میومد ، و ما تو کوچه ای بودیم که منتهی میشد به مقام
از لحاظ روحی نیازمند اینم که الان توی پیچ و خم کوچههای مقام علیاکبر و علیاصغر گم بشم :)
نه تو میمانی نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حبابِ نگرانِ لب یک رود، قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
*سهرابسپهری
آلاء
قهوه و نسکافه را هم دوست میدارم ولی چای اگر روزی نباشد من تشنج میکنم :)))))
* محتوایِ استوریِ دخترعمو