دارم آنلاین مختارنامه ریواچ میکنم، هربار که قسمت آخر و میبینم خون گریه میکنم:/)
انسان بودن و عقل داشتن رو دوس ندارم درد داره، میخوام یه ستاره دریایی ته ته ته اقیانوس باشم فقط بر حسب غریزه زنده باشم
یه مقدار حوصله برام مونده که اونم گذاشتم واسه آدمایی که باهاشون حال میکنم .
من فقط ظاهرم امروزیه، اصلا رو اوپن مایند بودن من حساب نکنین، قاطی میکنم شرمندتون میشم..
اگه فهمیدی ناراحتم ازت و گذاشتی ناراحت بمونم، دیگه برام فرقی با آدمای دیگه نداری.
یهجایی حس میکنی زندگی تموم شده، اما عمر نه. و بعدش دیگه چیزی غافلگیرت نمیکنه...
خیلی دوست دارم بدونم چی تو سَرِتون میگذره که آویزون پارتنر یه بنده خدای دیگه میشید؟
قحطی زده اید؟