آره دیدم زنگ زدی و پیام دادی، حالا خودم بعداً بات تماس میگیرم، البته تو این زندگی نه.
ولی این خیلی دارکه که میریم تو زندگی همدیگه جا باز میکنیم و میایم بیرون و تاوانشو تو آینده، آدمای دیگه میدن.
فکت:
توی خونواده همیشه مهربون و همدلی ترین بچه، بیشتر از بقیه نادیده گرفته میشه.
به قدری از همهچیز خستهام که اگر میتوانستم، بدون لحظهای درنگ همهچیز را ترک میکردم، حتی خودم را.
از نسلی که توشم متنفرم، از لاس زدن های بی نتیجه، از تعهد نداشتن، از الکی روشن فکر بودن، از روابط متعدد، از گل کشیدن، از همشون حالم بهم میخوره.
بهم گفت:
«تو آدم خوبی هستی که نه انتقام گرفتی نه کینه داری.»
گفتم: «نه؛ من از خودم انتقام گرفتم.»
متوجه اید؟:)