هدایت شده از ⭐
بله من صبح تا شب محسن چاوشی گوش میدم و برای آقا گریه میکنم.
"جهان من بدون تو یه رنج بی نهایته
تحمل ندیدنت فقط به حرف راحته"
"روی بالینم به گریه، نیمهشب سر میگذارم من
از تو این دیوانگی را هدیه دارم، هدیه دارم من"
"من نمیخواستم بره این کلافهم کرده
زندگیم رو میدم که فقط برگرده"
"غم عشق تو مادرزاد دارم
نه از آموزش استاد دارم
بدان شادم که از یمن غم تو
خراب آباد دل، آباد دارم"
من این داغ رو با آسمون تقسیم میکنم. بهش نگاه میکنم، به آبی بالای سرم و نارنجی ملیح روبهروم. به رد غروبِ توی آسمون و به ستارهی کوچکی که میدرخشه. ازش میخوام سلام من رو بهت برسونه. بعد یادم میافته که تو همیشه دور بودی. دورِ دورِ دور. پس اگر دوری ما همیشگی بوده چرا من انقدر بیتابم؟ شاید چون قبلا برخلاف امروز امید داشتم که بالاخره یه روزی سرمو بلند میکنم و شما رو میبینم. اما دیگه نمیتونم حتی به این «فکر» کنم. دیگه حتی نمیتونم به عنوان یک «خیالپردازی» هم داشته باشمش. چون شما قراره برای همیشهی همیشه نباشی.
هدایت شده از علیرضا زادبر
این یک مراسم سنتی تشییع در مناسک شیعه نیست. فقها بسیاری در تاریخ با شکوه و عظمت تشییع شده اند. این یک رویداد تکراری نیست. تشییع امام شهید است. تنها ولی فقیه شهید عصر غیبت کبری که با جنگ به شهادت رسید. این بدرقه سیاسی است. قدرت آفرین است. بیعت با ولی فقیه و خلف صالح است. دوستان شاد و دشمن عصبانی میشود. خودتان را به تهران برسانید. باید نسبت به دهه ها مبارزه و مجاهدت و در نهایت شهادت خانوادگی این اَبرمرد تاریخ ایران ادای دین نمود.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
وقتهایی که شیفتم تموم میشه میرم توی حیاط، میشینم روی چمنهای خیس حسینیه و با صدای مداحی مصلی بلند بلند برات گریه میکنم. به قول دوستم باز خداروشکر این روزها سرمون شلوغه! وگرنه جدی جدی میمردیم.
دلم می خواد توی گریه کردن برای «سوگِ امام» مقلد امام سجاد باشم و تا ابد شبیه رود ببارم.