689.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای دوست
دیرزمانیست
دیرزمانیست چیزی تمام شده
دیرزمانیست زیر ستونهای آسمان خم شدهایم
ای دوست من
دیرزمانیست بیهودگی اسامی و اعداد خود را مثل خنجر در قلبهای ما فرو میکند
ای دوست
دیرزمانیست پردههای این خانه فروافتاده، بیغوله ویرانهای فراموششده در زمان رونق بازار و شهر
من از شهر نیستم، از روستا نیز نیستم
من از ویرانهها میآیم و هرگز چیزی جز طرد شدن نخواهم گرفت
و خورشید تا ابد خواهد سوخت
و ابر تا ابد خواهد گریست
و ما تا ابد خواهیم مرد
ای دوست
جغد هم از ویرانهها برخاسته
کجا رفته خدا میداند ولی برای پیدا کردنش دیروز در شهر جار زدم
در هر خانه را زدم
سر هر کوچه گشتم
بازار شهر پررونق بود و ویرانههای ما خالی
جغد را هم پیدا نکردم
و خورشید تا ابد سوخت
و ابر تا ابد گریه کرد
و ما تا ابد مردیم
امروز به ویرانهها برخواهم گشت
امروز خودم خواهم بود
امروز ما خواهیم بود
اما امروزی نیست، فقط فردا، فقط دیروز، فقط اما
ای دوست
ما نبودیم
و هرگز نخواهیم بود
ما چیزی جز من و من و من نیست
و زمان بر بیهودگیهای اسامی خواهد گذشت
و زمان بیمعنا خواهد شد
و خورشید میسوزد
و ابر میگرید
و ما میمیریم
پایان.