من تغییر هویت میدم به خرس
همینه که هست، الانم میخوام برم خواب زمستونی و فقط اگه با میوه و شیرینی و خوردنی میاین، یا میاین توی خواب نازم کنین بیاین پیشم، اگه دوستون داشته باشم شاید اجازه بدم شب هم پیشم بمونین، براتون چایی درست میکنم و شاید با هم کتاب هم بخونیم
پذیرش
من تغییر هویت میدم به خرس همینه که هست، الانم میخوام برم خواب زمستونی و فقط اگه با میوه و شیرینی و
شایدم بهش میگن تغییر ماهیت؟
«طرف داشته با آرامش از پلهبرقی زندگی بالا میرفته، شاید هم یه کتاب دستش بوده و توی ذهنش داشته برای آینده برنامه میچیده، بعد پلهبرقی گفته «موفق باشی عزیزم» و غیب شده.»
Jason (Todd): "Which time?"
Nile: "I'm sorry?"
Jason: "Which breakup. Or are we talking about the time they weren't dating but were absolutely dating, or the time they were dating but insisted they weren't together?"
Duke: "Sorry, I've only been here for a year. Are Dick and Barbara together?"
Jason: "Nobody knows, man."
Duke: "...Oh."
Damian: "This is precisely why romantic relationships are a waste of time."
Jason: "You're thirteen."
Damian: "And yet I understand the fundamental problem."
Cass: "Dick loves Babs."
Absolute silence.
Cass taking a bite of her sandwich.
Cass: "Babs loves Dick."
Pause.
Cass: "They're stupid."