eitaa logo
پذیرش
72 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
60 ویدیو
0 فایل
گاهی اوقات انسان ها فقط انسان هستند.... https://abzarek.ir/service-p/msg/4281664 ۲۱ / ۲ / ۱۴۰۳
مشاهده در ایتا
دانلود
یهو می‌بینی بروس وینِ معروف به تعهدگریزی عاطفی رفته خواستگاری؟؟؟؟؟
جیسون مرده. بروس اون فقدان رو پشت سر گذاشته، البته به شیوهٔ مخصوص خودش که احتمالاً شامل دفن‌کردن احساساتش زیر چندین لایهٔ زره روانی و کار بیش‌ازحد می‌شه. تیم رابین شده و خانواده در مرحله‌ای قرار داره که هنوز همه‌چیز می‌تونه به‌راحتی از هم بپاشه.
نایل با این تصور ازدواج کرد که داره با یک مرد مجردِ اواسط سی‌سالگی ازدواج می‌کنه، نه اینکه داره اشتراک مادام‌العمرِ یک خانوادهٔ ابرقهرمانی با هفت تا بچه، چندین بحران هویتی، یک خدمتکار همه‌فن‌حریف و تعداد غیرقابل‌شماری تروما می‌خره.
بروس: «پشیمونی؟» نایل به جیسون و دیمین که سر آخرین تکهٔ غذا بحث می‌کنن نگاه می‌کنه؛ تیم که هم‌زمان غذا می‌خوره و گزارش می‌نویسه؛ استفانی که داره جیسون رو تحریک می‌کنه؛ دیک که از بلادهیون اومده و با باربارا تماس تصویری گرفته؛ کاس که بی‌سروصدا غذای دیمین رو می‌دزده؛ و دوک که فقط می‌خواد یک شام آروم داشته باشه. نایل: «...نه. ولی فکر کنم به یه میز بزرگ‌تر احتیاج داریم.» آلفرد: «هفته‌ی گذشته سفارش دادم، خانم وین.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«با وجود تمام ایرادهایی که دارم.» «ایرادهای زیادی داری.»
«من هر روز برای موندن کنار تو تلاش می‌کنم. این رو بهت قول می‌دم.»
دوک با بروس مشکل خاصی نداره. یعنی، خب، بروس بروسِ دیگه. گاهی بیش‌ازحد محافظه‌کاره، گاهی زیادی نگران می‌شه و گاهی طوری رفتار می‌کنه که انگار خوابیدن یک ضعف اخلاقیه. اما دوک بهش اعتماد داره.
اسم مجموعه: «هفت بچه، یک بابا، اوراکل و آلفردی که حقوق اضافه‌کاری نمی‌گیره.»
جیسون زیر لب می‌گه: «زیادی احساساتی نشو.» «سعی می‌کنم.» «و فردا هم درباره‌ش حرف نمی‌زنیم.» «حتماً.» «و اگه تیم فهمید، می‌کشمش.»
«اون‌ها بچه‌های منن.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا