eitaa logo
انجمن ادبی آوین
206 دنبال‌کننده
251 عکس
46 ویدیو
6 فایل
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها 🌱 انجمن ادبی مستقل دانش آموزی آوین. ارتباط با ادمین: @Avin_administrator
مشاهده در ایتا
دانلود
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم خجسته روز سپندارمذگان، روز عشق و عاشقان ایرانی و بزرگداشت زمین،بر تمام دل دادگان و شوریده حالان مسلک عشق فرخنده باد 🌹✨ ❤️@adabavin | ادب آوین🪶
{ وَقُلۡ جَاۤءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَـٰطِلُۚ إِنَّ ٱلۡبَـٰطِلَ كَانَ زَهُوقࣰا } [Surah Al-Isrāʾ: 81] 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
از ابر کرم خطۀ رشگ ختن شد دلتنگ چو من مرغ (جانم مرغ) قفس بهر وطن شد چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده در سایۀ گل بلبل ازین غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامه دریده چه کج‌رفتاری ای چرخ خوابند وکیلان و خرابند وزیران بردند به سرقت همه سیم و زر ایران ما را نگذارند به یک خانۀ ویران یا رب بستان داد فقیران ز امیران از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن غیرت کن و اندیشۀ ایام بتر کن اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن از دست عدو نالۀ من از سر درد است اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده‌ست جز جام به کس دست چو خیام نداده‌ست چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! دل جز به سر زلف دلارام نداده‌ست صد زندگی ننگ به یک نام نداده‌ست چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! هنگام می و فصل گل و گشت و (جانم گشت و خدا گشت و) چمن شد دربار بهاری تهی از زاغ و (جانم زاغ و خدا زاغ و) زغن شد 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟ در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست و مشوش و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است ابرها، همچون انبوه عزاداران لحظهء باریدن را گوئی منتظرند لحظه ای و پس از آن،هیج 🥀@adabavin | ادب آوین 🪶
امشب شده میناب، سراپا ایران بگرفته در آغوش شما را ایران ای دختر خوب! دفترت را واکن بر آن بنویس: آب، بابا، ایران... @abbasahmadi57 🥀@adabavin | ادب آوین 🪶
دور فلکی یک سره بر منهج عدل است خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست کار ایران با خداست مذهب شاهنشه ایران ز مذهب ها جداست کار ایران با خداست شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست مملکت رفته ز دست هردم از دستان مستان فتنه و غوغا بپاست کار ایران با خداست هردم از دریای استبداد آید بر فراز موج های جانگداز زبن تلاطم کشتی ملت به گرداب بلاست کار ایران با خداست مملکت کشتی ، حوادث بحر و استبداد خس ناخدا عدلست و بس کار پاس کشتی وکشتی نشین با ناخداست کار ایران با خداست پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه خون جمعی بی گناه ای مسلمانان در اسلام این ستم ها کی رواست کار ایران با خداست شاه ایران گر عدالت را نخواهد باک نیست زانکه طینت پاک نیست دیدهٔ خفاش از خورشید در رنج و عناست کار ایران با خداست باش تا آگه کند شه را ازین نابخردی انتقام ایزدی انتقام ایزدی برق است و نابخرد گیاست کار ایران با خداست سنگر شه چون بدوشان تپه رفت از باغ شاه تازه تر شد داغ شاه روز دیگر سنگرش در سرحد ملک فناست کار ایران با خداست باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان حضرت ستارخان آن که توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست کار ایران با خداست باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ فر دادار بزرگ آنکه گیلان ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست کار ایران با خداست باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید نام حق گردد پدید تا ببینیم آنکه سر ز احکام حق پیچدکجاست کار ایران با خداست خاک ایران ، بوم و برزن از تمدن خورد آب جز خراسان خراب هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست کار ایران با خداست 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
رفتم که گم شوم چو یک قطره اشک گرم در لا‌به‌لای دامن شب رنگ زندگی رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی من از دو چشم روشن و گریان گریختم از خنده‌های وحشی طوفان گریختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گریختم ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله‌ی آتش از من مگیر می‌خواستم که شعله شوم سرکشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر 🌑 @adabavin | ادب آوین 🪶
برای آوین ۸ ساله هشت بیت غزل کافی نیست سالها باید در غم او بنویسند و غزل سرایی کنند ،به امید روز های آرامش و به دور از جنگ. 🕯 @adabavin | ادب آوین 🪶