eitaa logo
انجمن ادبی آوین
206 دنبال‌کننده
251 عکس
46 ویدیو
6 فایل
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها 🌱 انجمن ادبی مستقل دانش آموزی آوین. ارتباط با ادمین: @Avin_administrator
مشاهده در ایتا
دانلود
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب‌آلود به من کرد نگاه سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سال‌هاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان می‌دهد آزارم و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت 🌿 @adabavin | ادب آوین🪶
انجمن ادبی آوین
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید س
من به تو خندیدم چون که می‌دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان‌زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را.. و من رفتم و هنوز سال‌هاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرارکنان می‌دهد آزارم و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم که چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت 🌿 @adabavin | ادب آوین🪶
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود سعدی! فغان از دست ما, لایق نبود ای بی‌وفا! طاقت نمی‌آرم جفا، کار از فغانم می‌رود 🥀@adabavin | ادب آوین🪶
تو را من چشم در راهم شباهنگام. که می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه‌ها رنگ سیاهی. وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم. تو را من چشم در راهم شباهنگام. در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند. در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام. گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم تو را من چشم در راهم. 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
و غم مخور، که چون ظلمتِ فراقِ آن روشنی دراز شد، نور نیز دراز شد: ظلمتِ کوتاه، روشنیِ کوتاه؛ ظلمتِ دراز، روشنیِ دراز… 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
به جان او که گَرَم دسترس به جان بودی کمینهٔ پیشکشِ بندگانش آن بودی به خواب نیز نمی‌بینمش، چه جای وصال؟ چو این نبود و ندیدیم، باری آن بودی اگر دلم نشدی پایبندِ طرهٔ او کی‌اش قرار در این تیره‌خاکدان بودی؟ درآمدی ز درم کاشکی چو لمعهٔ نور که بر دو دیدهٔ ما، حکم او روان بودی ز پرده، نالهٔ حافظ برون کی افتادی؟ اگر نه همدمِ مرغانِ صبح‌خوان بودی (با تلخیص) 🥀 @adabavin | ادب آوین✨
ترکیب پیاله ای که درهم پیوست بشکستن آن روانمی دارد مست چندین سرو پای نازنین از سرِ قصد با مهر که پیوست وبه کین که شکست؟! 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای کاش که با هم ما به دریا برویم تو به زیبایی امواج خروشان بنشینی من به زیبایی ماهی که در آغوش من است 🌊@adabavin | ادب آوین🪶
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی دودم به سر برآمد زین آتش نهانی تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی می‌گفتمت که جانی دیگر دریغم آید گر جوهری به از جان ممکن بود تو آنی 🥀@adabavin | ادب آوین🪶
بیا ببر باد صبا این غم جانسوز مرا برو به شاپرک بگو منزل یار من بِجو اگر شدی تو زائر‌ش بوسه‌ای از من بزنش بگو به عشق دور من کز شعله‌ات پر شده تن بگو که عاشق شدنت بُوَد تو را مبارکت تو مهر دیگران سَرَت من عاشق عطر تنت 💚@adabavin | ادب آوین🪶