eitaa logo
انجمن ادبی آوین
206 دنبال‌کننده
251 عکس
46 ویدیو
6 فایل
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها 🌱 انجمن ادبی مستقل دانش آموزی آوین. ارتباط با ادمین: @Avin_administrator
مشاهده در ایتا
دانلود
بشنو آواز مرا از دور ای جانان من ای گرامی‌تر ز چشمان،خوب‌تر از جان من اولین الهام‌بخش و آخرین پیمان من کشور پیر من اما پیر عالی شأن من طبع من، تاریخ من، ایمان من ایران من 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در من کسی آهسته می‌گرید... 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
هر که بپرسد ای فلان حال دلت چگونه شد؟ خون‌شد و دم‌به‌دم همی از مژه‌ می‌چکانمش 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
گویند شاه عشق ندارد وفا،دروغ! گویند صبح نبود شام تو‌ را،دروغ! گویند بهر عشق تو خود را چه می‌کشی بعد از فنای جسم نباشد بقا،دروغ! 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
بازگردد عاقبت این در؟بلی! رو نماید یار سیمین‌بر؟بلی! ساقی ما یاد این مستان کند بار دیگر با می و ساغر؟بلی! 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
سودای وصال می‌پزد دل بیچاره خیال خام دارد... 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
کوشش بنده سبب از بخشش است کار قضا بود و ترا عیب نیست بود و نبود از صفت ایزد است بنده‌ی درمانده‌ی بیچاره‌ کیست اول مخلوق چه باشد؟ زوال کار جهان اول و آخر یکیست قول خداوند بخوان: فاستقم معتقدی شو و بر آن بربایست 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند نه چنان است گمانم که گناهی بکند دیدن چهره ی معشوق ثواب است خصوص که دمی در دل بیرحم تو راهی بکند 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بود و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود پلنگ من —دل مغرورم— پريدو پنجه به خالي زد كه عشق ماه بلند من وراي دست رسيدن بود من و تو آن دو خطيم آري موازيان به ناچاري كه هر دو باورمان زاغاز به يكدگر نرسيدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام من فريبكار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود چه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود 🌿@adabavin | ادب آوین🪶