این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم
باعث خوشحالی جان غمین من کجاست
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین
رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند
آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست
محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا
مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست
#وحشی_بافقی
🌿@adabavin | ادب آوین🪶
انجمن ادبی آوین
کُنون که بر کفِ گُل جامِ بادهٔ صاف است به صدهزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفترِ اشعار و راهِ ص
حدیثِ مُدّعیان و خیالِ همکاران
همان حکایتِ زَردوز و بوریاباف است
حکایت زردوز و بوریاباف از این قرار است که روزی پادشاهی برای تهیه زری، زربافان ملک خویش را فراخواند؛ اما عده ای چند از بوریابافان هم پیش پادشاه حاضر شدند.
پادشاه پرسید که شما از برای چه به اینجا آمدید؟
آنان گفتند که ما هم بافتن بلدیم.
هر دو میبافند اما این کجا و آن کجا...
#شرح
#حافظ
🌿@adabavin | ادب آوین🪶
همدم بیگانگان مباش و بپرهیز
عاقبت از جنس بد ز وصله ناجور
#عارف_قزوینی
🌿@adabavin | ادب آوین🪶
ما جامه نمازی به سر خم کردیم
وز خاک خرابات تیمم کردیم
شاید که درین میکدهها دریابیم
آنعمر که در مدرسهها گم کردیم
#محمد_غزالی
🌿@adabavin | ادب آوین🪶