من به چشم های بی قرار تو قول می دهم
قول می دهم؛ ریشه های ما آب
و شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز میشویم...🌿💚
#قیصر_امینپور
بیا که رایت منصور پادشاه رسید
نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت
کمال عدل به فریاد دادخواه رسید
سپهر دوز خوش اکنون کند که ماه آمد
جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید
ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن
قوافل دل و دانش که مرد راه رسید
عزیز مصر به رغم برادران غیور
ز قعر چاه بر آمد و به اوج ماه رسید
کجاست صوفی دجّال فعل ملحد شکل
بگو بسوز، که مهدیّ دین پناه رسید
صبا بگو که چها بر سرم درین غم عشق
ز آتش دل سوزان و دود آه رسید
ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق
همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید
#حافظ
@adabavin | ادب آوین🪶
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
ما را که بتزویر و حیل نیست سر و کار
آن صید حلالست که در دام نگیریم
#کلیم_کاشانی
🌿@adabavin | ادب آوین 🪶
💔شهیده ملینا اسدی
پرنده ای که زمین در پناه بالش بود
چنان پرید که مرگ آخرین خیالش بود
چنان پرنده شد آن دختری که بال نداشت
که هرچه هر چه بگویید احتمالش بود
و شب که صاعقه زد با هزار ابر سیاه
تمام سردی دیماه زیر شالش بود
چه گفت دخترک بی پناه قصه مگر؟
که تیر پاسخ بی منطق سؤالش بود
به اشک بدرقه اش کرد تا دم خورشید
پدر به قدر امیدی که در مجالش بود
پریچه ای که پرید از دریچه ی شب سرخ
بنا به گفته ی تقویم ها سه سالش بود
#مهدیه_اکبری
تصویر از #حسنــروحالامین
🕯@adabavin | ادب آوین🪶
«برف»
زردها بی خود قرمز نشده اند
قرمزی رنگ نینداخته است
بی خودی بر دیوار.
صبح پیدا شده از آن طرف کوه «ازاکو» اما
«وازانا» پیدا نیست
گرتهی روشنی مردهی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
«وازانا» پیدا نیست.
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است:
چند تن خواب آلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهشیار.
#نیما_یوشیج
❄@adabavin | ادب آوین🪶
«زمستان»
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟
ز چشم دوستان دور یا نزدیک
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...
#مهدی_اخوانثالث
❄@adabavin | ادب آوین🪶
"پنج وارونه"
پنج وارونه چه معنا دارد؟
خواهر كوچكم اين را پرسيد
من به او خنديدمم
كمى آزرده و حيرت زده گفت
روى ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم، گفت: ديروز
خودم ديدم پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد
آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد
بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعد ها وقتى غم سقف كوتاه دلت را خم كرد
بيگمان ميفهمى
پنج وارونه چه معنا دارد
#سهراب_سپهری
💚@adabavin | ادب آوین🪶