eitaa logo
ادبخانه
3.5هزار دنبال‌کننده
851 عکس
344 ویدیو
67 فایل
🌍ادبخانه موسسه فرهنگی هنری ایلیا ترنج 🔶ادبخانه، دانشخانه مجازی ادبیات و آیین است. در این سرای دانش، بُن مایه های شعر وادبیات ، پژوهش های ادبی، آیینی و....را می توان یافت. 🔷آیدی مدیر (صادق خیری) جهت تبلیغات: @Sadeghkheyri
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آرایه‌ی چیست ؟ 🔻 در لغت به معنی پیچیدن و تا کردن، و یعنی گستردن و باز کردن است. در اصطلاح بدیع، «آرایه‌ی لف و نشر» آوردن چند واژه که از نظر معنی به یکدیگر وابسته‌اند را «لف و نشر» می‌گویند. و آن واژگانی را که در اول آورده‌اند و وابسته‌ها را که در بخش دوم می‌آورند، می­‌گویند. «لف و نشر» به دو قسم کلی تقسیم می‌شود: ۱ـ لف و نشر مرتب ۲ـ لف و نشر مشوش 🔻لف و نشر مرتب : اگر به ترتیب خاصی باشند و نیز به ترتیب برای توضیح هر پشت سر هم آمده باشند «لف و نشر مرتب» نامیده می‌شود. مانند: وقتی کمند زلفت، دیگر کمان ابرو این می‌کشد به زورم، آن می‌کشد به زاری (سعدی) در بیت بالا، «لف و نشر مرتب» وجود دارد، یعنی: «کمندِ زلفت» مرا «می‌کَشد» و «کمانِ ابرویت» مرا «می­‌کُشد» از عفو و خشم تو دو نمونه‌ا‌ست روز و شب وز مهر و کین تو دو نمونه‌‌است شهد و سَم (اَنوری) در هر دو مصراع بیت بالا، «لف و نشر مرتب» وجود دارد؛ در مصراع اول، «عفو و خشم»، است و روز و شب» آن‌ها هستند. در مصراع دوم نیز، «مهر و کین» است و «شهد و سَم» آن‌هاست. با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت (فرخی یزدی) در بیت بالا، «لف و نشر مرتب» وجود دار‌د. «جیب و جام» است و «مال و می» آن‌هاست: گاهی «لف و نشر» در دو بیت رخ می‌دهد. یا این‌که دو و به‌هم تنیده و پیوسته به‌کار می­‌رود. مانند: به روز نبرد، آن یَل ارجمند به شمشیر و خنجر، به گرز و کمند بُرید و درید و شکست و ببست یَلان را سر و سینه و پا و دست (فردوسی) در بیت­‌های بالا، دو «لف و نشر مرتب» به‌کار رفته است؛ یکی میان واژگان مصراع دومِ بیت اول و مصراع اول از بیت دوم؛ بدین‌صورت که واژگان «شمشیر، خنجر، گرز و کمند» هستند و واژگان «برید، درید، شکست و ببست» به ترتیب، برای آن‌ها هستند. یعنی: با شمشیر برید، با خنجر درید، با گرز شکست و با کمند ببست. «لف و نشر» دوم، میان واژگان دو مصراع بیت دوم است. یعنی واژگان «سر، سینه، پا و دست» به ترتیب به واژگان «برید، درید، شکست و ببست» بر می­‌گردد. یعنی: واژگان مصراع اول، و واژگان مصراع دوم به ترتیب، برای آن‌ها هستند. بدین‌صورت: سر را برید، سینه را درید، پا را شکست و دست را ببست. 🔻لف و نشر مشوش : اگر و به ترتیب پشت هم استفاده نشود و به‌صورت نامرتب در جمله قرار بگیرند، «لف و نشر مشوش» است. مانند: همی مرغ و ماهی بر ایشان به‌زار بگرید به دریا و بر مرغزار (فردوسی) در بیت بالا، واژگان «مرغ و ماهی» و «دریا و مرغزار» آن دو هستند، اما به ترتیب نیامده‌اند؛ زیرا «مَرغزار با مرغ» و «دریا با ماهی» ارتباط دارد: به لطفِ خال و خط از عارفان ربُودی دل لطیفه های عجب زیر دام و دانه‌ی توست (حافظ) در واژگان «خال و خط» در مصراع اول بیت بالا و واژگان «دام و دانه» در مصراع دوم است. یعنی: برای شکار «عارفان و عاشقان» آن »خالِ» لطیف را و آن «خطِ» زیبا را قرار داده‌ای در باغ شد از قد و رخ و زلف تو بی‌آب گلبرگ تری، سرو سهی، سنبل سیرآب ۱ـ : سرو سهی ۲ـ : گلبرگ تری ۳ـ : سنبل سیرآب کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نکات آرایه‌ی : ۱- گاهی شاعر برای زیباتر کردن شعر، و را به‌صورت «متضاد» به‌کار می‌برد و همزمان از آرایه‌ی نیز استفاده می‌کند. مانند: ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری : ۱ـ زلف و رخ : ۲ـ شام و صبح بین واژگان «صبح و شام» و «شب و روز» ۲- گاهی شاعر در شعر خود از مانند «این و آن» استفاده می‌کند. از بهر بوسه‌ای ز لبش جان همی‌دهم اینم همی‌ستاند و آنم نمی‌دهد : ۱ـ بوسه‌ای ز لبش ـ جان : ۱ـ نمی‌دهد ـ ستاند حرف اضافه اشاره به است که واژه‌ی نزدیک‌ است و اشاره به دارد که » واژه‌ی دورتری است. ۳- همان‌طور که اشاره شد، «لف و نشر» می‌توانند به‌صورت درهم حتی در یک مصرع» آورده شوند و نیازی نیست که هرکدام در مصرعی مجزا باشند. یاد باد آن که به روی تو نظر بود مرا رخ و زلفت عوض شام و سحر بود مرا : ۱ـ رخ و زلف : ۲ـ شام و سحر در بیت بالا، «لف و نشر»ها در مصرع دوم و به‌صورت آمده است. ۴- محدودیتی برای «تکرار لف و نشر» در «یک بیت» وجود ندارد و می‌تواند «چندین «لف و نشر در یک بیت» بیاید. مانند بیت زیر که در هر مصرع از چند «لف و نشر مرتب» استفاده شده است: دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی : ۱ـ دل ، جان ، کام ، تاب : ۲ـ نسپاری ، بسپارم ، نستانم ، بستانی کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
شکر نعمت کن که نعمت را فراوان می‌کند خاک را حاصل، فراوان، آبِ باران می‌کند نور اگر تابد درون آینه، آیینه هم... بازتابش کار خورشید درخشان می‌کند رشته‌ی الفت شود محکم چو دانی لطف یار قدردانی، مهربانی را دوچندان می‌کند پاس باید داشت نعمت را و باید شکر گفت ناسپاسی، اهل احسان را پشیمان می‌کند می‌دهد رونق خدا بر روزی آن بنده‌ای که نماز شکر، بر درگاه ِ یزدان می‌کند بنده‌ای که کفر نعمت می‌کند، پروردگار عاقبت او را دچار رنج و حرمان می‌کند حق شناسی خصلت نیکوی انسانی بوَد ـ که محبت را به هر تقدیر جبران می‌کند (ساقیا) کن سجده بر درگاه رحمانی که او مشکلات زندگی را بر تو آسان می‌کند . سید محمدرضا شمس (ساقی) 1402/02/03 eitaa.com/shamssaghi
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲۲ @adabkhane شاهان ـ هگمتانه : نخستین قانون گذار جهان و نخستین شاه دادگر مشاهده کامل فیلم 👇 https://youtu.be/AmOESTGTkys?si=j2CA5VSS3lNAmE4l
۳۰ امیرالمؤمنین علیه السلام: کسی که بر رنج کسب و کار صبر نکند باید رنج نداری را تحمل کند غررالحکم حدیث ۸۹۸۷ @adabkhane
(شهید سیّد ابراهیم رئیسی) ای رفته تا به عرش الهی رسیده تو ای از شراب ناب شهادت چشیده تو ای از همه موانع خدمت پریده تو ای در جوار هشتم امام آرمیده تو ای نام تو چو مِهر درخشد به روزگار پاشو ببین که قامت‌مان از غمت خم است ذیقعده است؛ نه!... به گمانم مُحرّم است فصل بهار هست؛ نه نه... موسم غم است اردی‌بهشت، بعد تو اردی‌جهنم است ایران شده‌ست از غمِ مرگِ تو سوگوار سنگ اجل، چو شیشه‌ی عمر تو را شکست داغ فِراق تو ، به دلِ ملتی نشست نفرین به آن که رشته‌ی عمر تو را گسست فرقی نمی‌کند که خودی یا غریبه است خون می‌چکد ز دیده چنان ابر نوبهار ای خادم الرّضا که رضا از تو شد رضا ای کرده جان، نثار شهنشاه ارتضا ای سربلند آمده از مَسند قضا ای بسته دل به احمد و زهرا و مرتضا الحق ندیده بود وطن چون تو شهریار آن کس که مَست جام علی است و آل او خود بشکند به میکده تا نشکند سبو حتی به خون خویش هماره کند وضو تا مَسلک علی ندهد از کف، آبرو از رهروان حق به جز این نیست انتظار آرام سر به خاک گذار ای همیشه مَرد ای با ستمگران زمان بوده در نبرد فارغ شدی اگرچه که از رنج کوه درد داغ تو تا به حشر نگردد به سینه سرد دل‌ها چو لاله‌ است ز داغ تو داغدار (ساقی) کوثر است علی شاه لافتا در دست اوست باده‌ی جانبخش و جانفزا هرکس مرید اوست شود مست، در جزا خاصه کسی که بوده به حق خادم الرضا بیچاره آن کسی که به محشر بوَد خمارسید محمدرضا شمس (ساقی) 1403/03/05 @shamssaghi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷 باغِ تماشا هم‌پای رود، روی زمین پا گذاشتی رفتی و داغ بر دل دنیا گذاشتی آب از سرم بدون تو با گریه ها گذشت این برکه را به حال خودش واگذاشتی بعد از نماز عشق، بهشتی شدی، ولی ما را میان خوف و رجا، جا گذاشتی با آب و باد و آتش و خاک آشنا شدی رسمی برای دولت فردا گذاشتی کابینِ بالگرد تو کابینه تو بود آنجا قرار اوجِ خودت را گذاشتی سنگ بنای عشق شدی تابه پای جان سنگِ تمام، پای سفرها گذاشتی سنگ صبور بودی و سنگ مزار را تنها برای دلخوشیِ ما گذاشتی وقتی به ایلیای خراسان،تنت چکید جان را شبیه قطره به دریا گذاشتی رفتی به ذهنِ چوبی یک قاب خاطره عکسی به شکل باغِ تماشا گذاشتی ازدست رفته ای،ولی از دل نرفته ای نبضی برای عاشقِ تنها گذاشتی شب را برای خواب تو روشن گذاشتم شاید که پابه خانه رؤیا گذاشتی پَر می کشی به سوی زمین با دعای عهد عهدی به دست مهدی زهرا گذاشتی ✍دکتر محمدی مبارز @adabkhane✨🇮🇷🏴
هدایت شده از ادبخانه
Mohammad Motamedi - Hala Ke Miravi (320).mp3
زمان: حجم: 9.2M
۳۹ 🦋 دیگر تنها گریه حالم را می داند😔 @adabkhane🏴
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا