هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ آرایهی #لف_و_نشر چیست ؟
🔻 #لف در لغت به معنی پیچیدن و تا کردن، و #نشر یعنی گستردن و باز کردن است. در اصطلاح بدیع، «آرایهی لف و نشر» آوردن چند واژه که از نظر معنی به یکدیگر وابستهاند را «لف و نشر» میگویند. و آن واژگانی را که در اول آوردهاند #لف و وابستهها را که در بخش دوم میآورند، #نشر میگویند.
«لف و نشر» به دو قسم کلی تقسیم میشود:
۱ـ لف و نشر مرتب
۲ـ لف و نشر مشوش
🔻لف و نشر مرتب :
اگر #لفها به ترتیب خاصی باشند و #نشرها نیز به ترتیب برای توضیح هر #لف پشت سر هم آمده باشند «لف و نشر مرتب» نامیده میشود. مانند:
وقتی کمند زلفت، دیگر کمان ابرو
این میکشد به زورم، آن میکشد به زاری
(سعدی)
در بیت بالا، «لف و نشر مرتب» وجود دارد، یعنی: «کمندِ زلفت» مرا «میکَشد» و «کمانِ ابرویت» مرا «میکُشد»
از عفو و خشم تو دو نمونهاست روز و شب
وز مهر و کین تو دو نمونهاست شهد و سَم
(اَنوری)
در هر دو مصراع بیت بالا، «لف و نشر مرتب» وجود دارد؛ در مصراع اول، «عفو و خشم»، #لف است و روز و شب» #نشر آنها هستند. در مصراع دوم نیز، «مهر و کین» #لف است و «شهد و سَم» #نشر آنهاست.
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است
ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
(فرخی یزدی)
در بیت بالا، «لف و نشر مرتب» وجود دارد. «جیب و جام» #لف است و «مال و می» #نشر آنهاست:
گاهی «لف و نشر» در دو بیت رخ میدهد. یا اینکه دو #لف و #نشر بههم تنیده و پیوسته بهکار میرود. مانند:
به روز نبرد، آن یَل ارجمند
به شمشیر و خنجر، به گرز و کمند
بُرید و درید و شکست و ببست
یَلان را سر و سینه و پا و دست
(فردوسی)
در بیتهای بالا، دو «لف و نشر مرتب» بهکار رفته است؛ یکی میان واژگان مصراع دومِ بیت اول و مصراع اول از بیت دوم؛ بدینصورت که واژگان «شمشیر، خنجر، گرز و کمند» #لَف هستند و واژگان «برید، درید، شکست و ببست» به ترتیب، برای آنها #نشر هستند. یعنی: با شمشیر برید، با خنجر درید، با گرز شکست و با کمند ببست.
«لف و نشر» دوم، میان واژگان دو مصراع بیت دوم است. یعنی واژگان «سر، سینه، پا و دست» به ترتیب به واژگان «برید، درید، شکست و ببست» بر میگردد. یعنی: واژگان مصراع اول، #لَف و واژگان مصراع دوم به ترتیب، برای آنها #نشر هستند. بدینصورت: سر را برید، سینه را درید، پا را شکست و دست را ببست.
🔻لف و نشر مشوش :
اگر #لف و #نشر به ترتیب پشت هم استفاده نشود و بهصورت نامرتب در جمله قرار بگیرند، «لف و نشر مشوش» است. مانند:
همی مرغ و ماهی بر ایشان بهزار
بگرید به دریا و بر مرغزار
(فردوسی)
در بیت بالا، واژگان «مرغ و ماهی» #لف و «دریا و مرغزار» #نشر آن دو هستند، اما به ترتیب نیامدهاند؛ زیرا «مَرغزار با مرغ» و «دریا با ماهی» ارتباط دارد:
به لطفِ خال و خط از عارفان ربُودی دل
لطیفه های عجب زیر دام و دانهی توست
(حافظ)
در واژگان «خال و خط» در مصراع اول بیت بالا #لف و واژگان «دام و دانه» در مصراع دوم #نشر است.
یعنی: برای شکار «عارفان و عاشقان» آن »خالِ» لطیف را #دانه و آن «خطِ» زیبا را #دام قرار دادهای
در باغ شد از قد و رخ و زلف تو بیآب
گلبرگ تری، سرو سهی، سنبل سیرآب
۱ـ #قد : سرو سهی
۲ـ #رخ : گلبرگ تری
۳ـ #زلف : سنبل سیرآب
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ نکات آرایهی #لف_و_نشر :
۱- گاهی شاعر برای زیباتر کردن شعر، #لف و #نشر را بهصورت «متضاد» بهکار میبرد و همزمان از آرایهی #تضاد نیز استفاده میکند. مانند:
ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
#لفها :
۱ـ زلف و رخ
#نشرها :
۲ـ شام و صبح
#تضاد بین واژگان «صبح و شام» و «شب و روز»
۲- گاهی شاعر در شعر خود از #حروف_اضافه مانند «این و آن» استفاده میکند.
از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم
اینم همیستاند و آنم نمیدهد
#لفها :
۱ـ بوسهای ز لبش ـ جان
#نشرها :
۱ـ نمیدهد ـ ستاند
#این حرف اضافه اشاره به #نزدیک است که واژهی #جان نزدیک است و #آن اشاره به #دور دارد که #بوسهای_ز_لبش» واژهی دورتری است.
۳- همانطور که اشاره شد، «لف و نشر» میتوانند بهصورت درهم حتی در یک مصرع» آورده شوند و نیازی نیست که هرکدام در مصرعی مجزا باشند.
یاد باد آن که به روی تو نظر بود مرا
رخ و زلفت عوض شام و سحر بود مرا
#لفها :
۱ـ رخ و زلف
#نشرها :
۲ـ شام و سحر
در بیت بالا، «لف و نشر»ها در مصرع دوم و بهصورت #نامرتب آمده است.
۴- محدودیتی برای «تکرار لف و نشر» در «یک بیت» وجود ندارد و میتواند «چندین «لف و نشر در یک بیت» بیاید. مانند بیت زیر که در هر مصرع از چند «لف و نشر مرتب» استفاده شده است:
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
#لفها :
۱ـ دل ، جان ، کام ، تاب
#نشرها :
۲ـ نسپاری ، بسپارم ، نستانم ، بستانی
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#شکر_نعمت
شکر نعمت کن که نعمت را فراوان میکند
خاک را حاصل، فراوان، آبِ باران میکند
نور اگر تابد درون آینه، آیینه هم...
بازتابش کار خورشید درخشان میکند
رشتهی الفت شود محکم چو دانی لطف یار
قدردانی، مهربانی را دوچندان میکند
پاس باید داشت نعمت را و باید شکر گفت
ناسپاسی، اهل احسان را پشیمان میکند
میدهد رونق خدا بر روزی آن بندهای
که نماز شکر، بر درگاه ِ یزدان میکند
بندهای که کفر نعمت میکند، پروردگار
عاقبت او را دچار رنج و حرمان میکند
حق شناسی خصلت نیکوی انسانی بوَد ـ
که محبت را به هر تقدیر جبران میکند
(ساقیا) کن سجده بر درگاه رحمانی که او
مشکلات زندگی را بر تو آسان میکند .
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1402/02/03
#شمس_ساقی
eitaa.com/shamssaghi
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پژوهش ۲۲
@adabkhane
شاهان #ماد ـ هگمتانه
#دیاکو: نخستین قانون گذار جهان و نخستین شاه دادگر
مشاهده کامل فیلم 👇
https://youtu.be/AmOESTGTkys?si=j2CA5VSS3lNAmE4l
#با_طلا_باید_نوشت ۳۰
امیرالمؤمنین علیه السلام:
کسی که بر رنج کسب و کار صبر نکند باید رنج نداری را تحمل کند
غررالحکم حدیث ۸۹۸۷
@adabkhane✨
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(شهید سیّد ابراهیم رئیسی)
#خادم_الرضا
ای رفته تا به عرش الهی رسیده تو
ای از شراب ناب شهادت چشیده تو
ای از همه موانع خدمت پریده تو
ای در جوار هشتم امام آرمیده تو
ای نام تو چو مِهر درخشد به روزگار
پاشو ببین که قامتمان از غمت خم است
ذیقعده است؛ نه!... به گمانم مُحرّم است
فصل بهار هست؛ نه نه... موسم غم است
اردیبهشت، بعد تو اردیجهنم است
ایران شدهست از غمِ مرگِ تو سوگوار
سنگ اجل، چو شیشهی عمر تو را شکست
داغ فِراق تو ، به دلِ ملتی نشست
نفرین به آن که رشتهی عمر تو را گسست
فرقی نمیکند که خودی یا غریبه است
خون میچکد ز دیده چنان ابر نوبهار
ای خادم الرّضا که رضا از تو شد رضا
ای کرده جان، نثار شهنشاه ارتضا
ای سربلند آمده از مَسند قضا
ای بسته دل به احمد و زهرا و مرتضا
الحق ندیده بود وطن چون تو شهریار
آن کس که مَست جام علی است و آل او
خود بشکند به میکده تا نشکند سبو
حتی به خون خویش هماره کند وضو
تا مَسلک علی ندهد از کف، آبرو
از رهروان حق به جز این نیست انتظار
آرام سر به خاک گذار ای همیشه مَرد
ای با ستمگران زمان بوده در نبرد
فارغ شدی اگرچه که از رنج کوه درد
داغ تو تا به حشر نگردد به سینه سرد
دلها چو لاله است ز داغ تو داغدار
(ساقی) کوثر است علی شاه لافتا
در دست اوست بادهی جانبخش و جانفزا
هرکس مرید اوست شود مست، در جزا
خاصه کسی که بوده به حق خادم الرضا
بیچاره آن کسی که به محشر بوَد خمار
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1403/03/05
#شمس_ساقی
@shamssaghi
#شهید_رئیسی🇮🇷
باغِ تماشا
همپای رود، روی زمین پا گذاشتی
رفتی و داغ بر دل دنیا گذاشتی
آب از سرم بدون تو با گریه ها گذشت
این برکه را به حال خودش واگذاشتی
بعد از نماز عشق، بهشتی شدی، ولی
ما را میان خوف و رجا، جا گذاشتی
با آب و باد و آتش و خاک آشنا شدی
رسمی برای دولت فردا گذاشتی
کابینِ بالگرد تو کابینه تو بود
آنجا قرار اوجِ خودت را گذاشتی
سنگ بنای عشق شدی تابه پای جان
سنگِ تمام، پای سفرها گذاشتی
سنگ صبور بودی و سنگ مزار را
تنها برای دلخوشیِ ما گذاشتی
وقتی به ایلیای خراسان،تنت چکید
جان را شبیه قطره به دریا گذاشتی
رفتی به ذهنِ چوبی یک قاب خاطره
عکسی به شکل باغِ تماشا گذاشتی
ازدست رفته ای،ولی از دل نرفته ای
نبضی برای عاشقِ تنها گذاشتی
شب را برای خواب تو روشن گذاشتم
شاید که پابه خانه رؤیا گذاشتی
پَر می کشی به سوی زمین با دعای عهد
عهدی به دست مهدی زهرا گذاشتی
✍دکتر محمدی مبارز
@adabkhane✨🇮🇷🏴