#شهید_رئیسی🇮🇷
باغِ تماشا
همپای رود، روی زمین پا گذاشتی
رفتی و داغ بر دل دنیا گذاشتی
آب از سرم بدون تو با گریه ها گذشت
این برکه را به حال خودش واگذاشتی
بعد از نماز عشق، بهشتی شدی، ولی
ما را میان خوف و رجا، جا گذاشتی
با آب و باد و آتش و خاک آشنا شدی
رسمی برای دولت فردا گذاشتی
کابینِ بالگرد تو کابینه تو بود
آنجا قرار اوجِ خودت را گذاشتی
سنگ بنای عشق شدی تابه پای جان
سنگِ تمام، پای سفرها گذاشتی
سنگ صبور بودی و سنگ مزار را
تنها برای دلخوشیِ ما گذاشتی
وقتی به ایلیای خراسان،تنت چکید
جان را شبیه قطره به دریا گذاشتی
رفتی به ذهنِ چوبی یک قاب خاطره
عکسی به شکل باغِ تماشا گذاشتی
ازدست رفته ای،ولی از دل نرفته ای
نبضی برای عاشقِ تنها گذاشتی
شب را برای خواب تو روشن گذاشتم
شاید که پابه خانه رؤیا گذاشتی
پَر می کشی به سوی زمین با دعای عهد
عهدی به دست مهدی زهرا گذاشتی
✍دکتر محمدی مبارز
@adabkhane✨🇮🇷🏴
هدایت شده از ادبخانه
Mohammad Esfahani ~ UpMusicMohammad Esfahani - Maro Ey Doost(320).mp3
زمان:
حجم:
19.5M
🏴#آواز ۳۸😔
مرو ای دوست
@adabkhane
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ #اسلوب_معادله چیست؟
در آرایهی «اسلوب معادله»، که برگرفته از آرایهی تمثیل است، دو مصراع یک بیت، به لحاظ معنایی کاملاً یکسان بوده و به لحاظ دستوری کاملاً مجزا و مستقلاند. به این شکل که شاعر در یکی از مصراعهای آن، نکته و پندی اخلاقی مطرح کند و در مصراع دیگر، مثالی برای همان نکته بیاورد
در بیتهایی که دارای «اسلوب معادله» هستند، معمولاً مصراع اول شامل یک پیام و نکته است و مصراع دوم هم دارای مثالی است که همان نکته را تأیید میکند.
#مثال :
پیشانی عفو تو را پُرچین نسازد جرم ما
آیینه کی بر هم خورَد از زشتی تمثالها
(صائب تبریزی)
مصراع اول بیت بالا، به این معناست که خداوند بسیار بخشنده است و بندگان گناهکارش را به راحتی میبخشد. شاعر سپس در مصراع دوم، مثالی را با این معنا مطرح کرده که آیینه حتی اگر تمثال زشتی هم در برابر آن قرار بگیرد، قابلیتهای خود را از دست نمیدهد.
با توجه به نکات بالا، معنای بیت به این صورت خواهد بود: تو خدای بسیار بخشندهای هستی که گناهکارترین بندگانت را هم میبخشی. مانند آینهای که اگر اشیا و پدیدههای زشت در برابر آن قرار بگیرند، باز هم قابلیت انعکاس خود را از دست نمیدهد.
#مثال :
اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهیست
اشک کباب باعث طغیان آتش است
(صائب تبریزی)
در مصراع اول بیت بالا، گفته شده که عجز و لابه در برابر ستمگران نشانهی نادانی است. شاعر سپس برای اثبات مدعای خود، در مصراع دوم، مثالی را بیان کرده است. در این مصراع گفته شده قطراتی که حین کباب شدن گوشت از آن ترشح میکند، بهجای اینکه آتش را خاموش کند، برعکس موجب شدیدتر شدن آن میشود.
با توجه به این نکتهها، معنای بیت بالا، به این شکل خواهد بود: گریه و تضرع انسانهای ستمدیده در برابر انسانهای ستمگر، اثرگذار نبوده و بیشتر نشانهی نادانی است. اشک ریختن انسانهای ستمدیده در مقابل ستمگران در واقع موجب افزایش ستم آنها خواهد شد.
#مثال :
سرکشان را فکند تیغ مکافات ز پای
شعله را زود نشانند به خاکستر خویش
(حزین لاهیجی)
در بیت بالا، پیام مصراع اول این است که ظالمان سرانجام به سزای اعمال خود میرسند. این جمله تازگی ندارد و احتمالاً آن را بارها شنیده و خواندهایم. به همین خاطر، شاعر برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطب، مثالی را در مصراع دوم مطرح کرده که نکته مصراع اول را تأیید میکند.
#مثال :
در حقیقت تنگدستی مایهی دیوانگیست
در چمن، بید از غم بیحاصلی مجنون شود
(کلیم همدانی)
معنای مصراع اول بیت بالا، این است که فقر منجر به دیوانگی میشود. شاعر برای اینکه مخاطب راحتتر پی به مقصود او ببرد، در مثال دوم، درخت بید مجنون را مثال میزند و میگوید که این درخت به خاطر میوه نداشتن، مجنون و دیوانه شده است.
🔻ایجاد حالت تشبیه :
اگرچه در «اسلوب معادله» از ارکان تشبیه، یعنی مشبه، مشبهبه و ادات تشبیه استفاده نمیشود اما نوعی حالت تشبیه در آن وجود دارد که موجب لذت ادبی میشود. به عنوان مثال، در بیت زیر از نوعی حالت تشبیه استفاده شده است.
هر جا نبود شرم، به تاراج رود حُسن
ویران شود آن باغ که بیدر شده باشد
(صائب تبریزی)
همانطور که میبینید، در این بیت هیچ نشانهای از ارکان تشبیه نیست اما اگر به معنای آن کمی دقت کنید، نوعی تشبیه را بین دو مصراع آن میبیند. شاعر در حقیقت قصد دارد بگوید که «حسن» مانند «باغ» است و «شرم» هم به «در» باغ شباهت دارد. همانطور که باغ بدون در نابود میشود، حُسن هم بدون شرم از بین خواهد رفت.
#مثال :
ریشهی نخل کهنسال از جوان افزونتر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
(صائب تبریزی)
در بیت بالا، ضمن تلمیحی که به کلام رسول خدا (ص) دارد که فرمودند: «وَ یَهْرَمُ ابْنُ آدَمَ وَ تَشِبُّ مِنْهُ اثْنَتَانِ الْحِرْصُ وَ الْأَمَل» یعنی: آدمیزاد وقتی پیر میشود، دو صفت در او جوان میگردد: حرص و آرزو. صنعت «اسلوب معادله» بهخوبی دیده میشود.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
#نوستالژی ۱
خانه قدیمی مادربزرگ همان جایی است که ناز قهرهایت را میکشند.
هرچهقدر آتش بسوزانی، حق را به تو میدهند.
بشقابت خالی نشده، پر میشود.
همان جایی است که برای چند ساعت،
میشود خودت باشی و آسمان را آبی تر ببینی...
@adabkhane 🌸
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ نمونههای آرایهی ادبی #اسلوب_معادله در شعر صائب تبریزی :
زشت در سِلک نکویان مینماید زشتتر
پای طاووس از پر طاووس رسوا میشود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
چون حباب از خود کند قالب تهی، دریا شود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
سینهی عاشق نمیباشد تهی از درد و داغ
خانهی اهل کرم، خالی ز مهمان کِی شود؟
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
صبر بر جور فلک کن تا برآیی روسفید
لاله چون در آسیاب افتد تحمل بایدش
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
به هیچ جا نرسد، هرکه همتش پست است
پَر شکسته ،خس و خار آشیانه شود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
میشوند از سردمهری دوستان از هم جدا
برگ ها را میکند باد خزان از هم جدا
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
ندارد چشم احسان از خسیسان همت قانع
مُحال است استخوان را از دهان سگ، هما گیرد
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
از تواضع کم نگردد رتبهی گردنکشان
نیست عیبی گر بود شمشیر لنگردار کج
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
پدر خجلت کشد زاعمال ناشایست فرزندان
خطایی گر ز تیر آید، کمان بر خویش میلرزد
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند
حرص گدا شود طرف شام، بیشتر
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
بر فقیران محنت پیری نباشد ناگوار
کی غم نان میخورد آنکس که دندان نیستش
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
نیست هر ناشستهرو، شایستهی اقبال عشق
مه، کجا در دیدهی پروانه گیرد جای شمع
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
دیدن پا بهتر است از بال و پر، طاووس را
عیب خود را در نظر، بیش از هنر داریم ما
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
همتی مردانه میخواهد گذشتن از جهان
یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
ریشهی نخل کهنسال از جوان افزونتر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا، پیر را
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
نمیگردد حریف نفس سرکش، عقل دریادل
چگونه زیردست خویش سازد آب، روغن را
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
بهار عمر، ملاقات دوستداران است
چه حظ بَرد خضر از عمر جاودان تنها
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
عشق هیهات است، در خلوت شود غافل ز حسن
نیست در زندان زلیخا، از مَه کنعان جدا
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
میتوان از عالم افسرده دل برداشت زود
از تنور سرد میگردد به گرمی نان جدا
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
بر ضعیفان ظلم کردن، ظلم برخود کردن است
شعله هم بی بال و پر شد، تا خس و خاشاک سوخت
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
کلید گنج سعادت، زبانِ خاموشی است
صدف به مزد خموشی، گهر ز نیسان یافت
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
خصم، بیجا به زبردستی خود مینازد
زودتر پاره کند زه، چو کمان پر زور است
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
میتوان کردن به نرمی ، راه در دلهای سخت
رشته از همواری خود، غوطه در گوهر زدهاست
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
دل چه میداند که قدرش چیست، در دیوان عشق
یوسف نادیده مصر، از قیمت خود غافل است
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
نفس آگاه دلان، عاجز شیطان نشود
سگ کم از شیر نباشد، چو شبان با گله است
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie