eitaa logo
ادبخانه
3.5هزار دنبال‌کننده
851 عکس
345 ویدیو
67 فایل
🌍ادبخانه موسسه فرهنگی هنری ایلیا ترنج 🔶ادبخانه، دانشخانه مجازی ادبیات و آیین است. در این سرای دانش، بُن مایه های شعر وادبیات ، پژوهش های ادبی، آیینی و....را می توان یافت. 🔷آیدی مدیر (صادق خیری) جهت تبلیغات: @Sadeghkheyri
مشاهده در ایتا
دانلود
چیست؟ در آرایه‌ی «اسلوب معادله»، که برگرفته از آرایه‌ی تمثیل است، دو مصراع یک بیت، به لحاظ معنایی کاملاً یکسان بوده و به لحاظ دستوری کاملاً مجزا و مستقل‌اند. به این شکل که شاعر در یکی از مصراع‌های آن، نکته و پندی اخلاقی مطرح کند و در مصراع دیگر، مثالی برای همان نکته بیاورد در بیت‌هایی که دارای «اسلوب معادله» هستند، معمولاً مصراع اول شامل یک پیام و نکته است و مصراع دوم هم دارای مثالی است که همان نکته را تأیید می‌کند. : پیشانی عفو تو را پُرچین نسازد جرم ما آیینه کی بر هم خورَد از زشتی تمثال‌ها (صائب تبریزی) مصراع اول بیت بالا، به این معناست که خداوند بسیار بخشنده است و بندگان گناهکارش را به راحتی می‌بخشد. شاعر سپس در مصراع دوم، مثالی را با این معنا مطرح کرده که آیینه حتی اگر تمثال زشتی هم در برابر آن قرار بگیرد، قابلیت‌های خود را از دست نمی‌دهد. با توجه به نکات بالا، معنای بیت به این صورت خواهد بود: تو خدای بسیار بخشنده‌ای هستی که گناهکارترین بندگانت را هم می‌بخشی. مانند آینه‌ای که اگر اشیا و پدیده‌های زشت در برابر آن قرار بگیرند، باز هم قابلیت انعکاس خود را از دست نمی‌دهد. : اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی‌ست اشک کباب باعث طغیان آتش است (صائب تبریزی) در مصراع اول بیت بالا، گفته شده که عجز و لابه در برابر ستمگران نشانه‌ی نادانی است. شاعر سپس برای اثبات مدعای خود، در مصراع دوم، مثالی را بیان کرده است. در این مصراع گفته شده قطراتی که حین کباب شدن گوشت از آن ترشح می‌کند، به‌جای این‌که آتش را خاموش کند، برعکس موجب شدیدتر شدن آن می‌شود. با توجه به این نکته‌ها، معنای بیت بالا، به این شکل خواهد بود: گریه و تضرع انسان‌های ستمدیده در برابر انسان‌های ستمگر، اثرگذار نبوده و بیشتر نشانه‌ی نادانی است. اشک ریختن انسان‌های ستمدیده در مقابل ستمگران در واقع موجب افزایش ستم آن‌ها خواهد شد. : سرکشان را فکند تیغ مکافات ز پای شعله را زود نشانند به خاکستر خویش (حزین لاهیجی) در بیت بالا، پیام مصراع اول این است که ظالمان سرانجام به سزای اعمال خود می‌رسند. این جمله تازگی ندارد و احتمالاً آن را بارها شنیده و خوانده‌ایم. به همین خاطر، شاعر برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطب، مثالی را در مصراع دوم مطرح کرده که نکته مصراع اول را تأیید می‌کند. : در حقیقت تنگ‌دستی مایه‌ی دیوانگی‌ست در چمن، بید از غم بی‌حاصلی مجنون شود (کلیم همدانی) معنای مصراع اول بیت بالا، این است که فقر منجر به دیوانگی می‌شود. شاعر برای اینکه مخاطب راحت‌تر پی به مقصود او ببرد، در مثال دوم، درخت بید مجنون را مثال می‌زند و می‌گوید که این درخت به خاطر میوه نداشتن، مجنون و دیوانه شده است. 🔻ایجاد حالت تشبیه : اگرچه در «اسلوب معادله» از ارکان تشبیه، یعنی مشبه، مشبه‌به و ادات تشبیه استفاده نمی‌شود اما نوعی حالت تشبیه در آن وجود دارد که موجب لذت ادبی می‌شود. به عنوان مثال، در بیت زیر از نوعی حالت تشبیه استفاده شده است. هر جا نبود شرم، به تاراج رود حُسن ویران شود آن باغ که بی‌‌در شده باشد (صائب تبریزی) همان‌طور که می‌بینید، در این بیت هیچ نشانه‌ای از ارکان تشبیه نیست اما اگر به معنای آن کمی دقت کنید، نوعی تشبیه را بین دو مصراع آن می‌بیند. شاعر در حقیقت قصد دارد بگوید که «حسن» مانند «باغ» است و «شرم» هم به «در» باغ شباهت دارد. همان‌طور که باغ بدون در نابود می‌شود، حُسن هم بدون شرم از بین خواهد رفت. : ریشه‌ی نخل کهنسال از جوان افزون‌تر است بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را (صائب تبریزی) در بیت بالا، ضمن تلمیحی که به کلام رسول خدا (ص) دارد که فرمودند: «وَ یَهْرَمُ ابْنُ آدَمَ وَ تَشِبُّ مِنْهُ اثْنَتَانِ الْحِرْصُ وَ الْأَمَل‏» یعنی: آدمیزاد وقتی پیر می‌شود، دو صفت در او جوان می‌گردد: حرص و آرزو. صنعت «اسلوب معادله» به‌خوبی دیده می‌شود. کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
۱ خانه قدیمی مادربزرگ همان جایی است که ناز قهرهایت را می‌کشند. هرچه‌قدر آتش بسوزانی، حق را به تو می‌دهند‌. بشقابت خالی نشده، پر می‌شود. همان جایی است که برای چند ساعت، می‌شود خودت باشی و آسمان را آبی تر ببینی... @adabkhane 🌸
نمونه‌های آرایه‌ی ادبی در شعر صائب تبریزی : زشت در سِلک نکویان می‌نماید زشت‌تر پای طاووس از پر طاووس رسوا می‌شود ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود چون حباب از خود کند قالب تهی، دریا شود ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا سینه‌ی عاشق نمی‌باشد تهی از درد و داغ خانه‌ی اهل کرم، خالی ز مهمان کِی شود؟ ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا صبر بر جور فلک کن تا برآیی روسفید لاله چون در آسیاب افتد تحمل بایدش ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا به هیچ جا نرسد، هرکه همتش پست است پَر شکسته ،خس و خار آشیانه شود ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا می‌شوند از سردمهری دوستان از هم جدا برگ ها را می‌کند باد خزان از هم جدا ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا ندارد چشم احسان از خسیسان همت قانع مُحال است استخوان را از دهان سگ، هما گیرد ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا از تواضع کم نگردد رتبه‌ی گردن‌کشان نیست عیبی گر بود شمشیر لنگردار کج ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا پدر خجلت کشد زاعمال ناشایست فرزندان خطایی گر ز تیر آید، کمان بر خویش می‌لرزد ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند حرص گدا شود طرف شام، بیشتر ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا بر فقیران محنت پیری نباشد ناگوار کی غم نان می‌خورد آنکس که دندان  نیستش ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا نیست هر ناشسته‌رو، شایسته‌ی اقبال عشق مه، کجا در دیده‌ی پروانه گیرد جای شمع ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا دیدن پا بهتر است از بال و پر، طاووس را عیب خود را در نظر، بیش از هنر داریم ما ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا همتی مردانه می‌خواهد گذشتن از جهان یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا ریشه‌ی نخل کهنسال از جوان افزون‌تر است بیشتر دلبستگی باشد به دنیا، پیر را ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا نمی‌گردد حریف نفس سرکش، عقل دریادل چگونه زیردست خویش سازد آب، روغن را ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا بهار عمر، ملاقات دوستداران است چه حظ بَرد خضر از عمر جاودان تنها ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا عشق هیهات است، در خلوت شود غافل ز حسن نیست در زندان زلیخا، از مَه کنعان جدا ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا می‌توان از عالم افسرده دل برداشت زود از تنور سرد می‌گردد به گرمی نان جدا   ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا بر ضعیفان ظلم کردن، ظلم برخود کردن است شعله هم بی بال و پر شد، تا خس و خاشاک سوخت ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا کلید گنج سعادت، زبانِ خاموشی است صدف به مزد خموشی، گهر ز نیسان یافت ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا خصم، بی‌جا به زبردستی خود می‌نازد زودتر پاره کند زه، چو کمان پر زور است ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا می‌توان کردن به نرمی ، راه در دل‌های سخت رشته از همواری خود، غوطه در گوهر زده‌است ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا دل چه می‌داند که قدرش چیست، در دیوان عشق یوسف نادیده مصر، از قیمت خود غافل است ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا نفس آگاه دلان، عاجز شیطان نشود سگ کم از شیر نباشد، چو شبان با گله است ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
۲ 🍃🍃تو را باید مانند نان در سفره گذاشت،تو برکت خانه ای مادر...❤️ بفرمایید نون داغ و تازه 😍 صبحتون بخیر 🌅 @adabkhane
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آرایه‌ی چیست؟ در لغت به معنی: «مثال‌آوردن»، «مانندکردن» و «تشبیه‌کردن» است و در اصطلاح ادبی، مثالی را که در آن اشاره‌ای به مطلب مورد بحث وجود داشته باشد به عنوان نمونه و شاهد ذکر کردن است. به عبارت دیگر توصیف چیزی تحت پوشش چیز دیگر را می‌گویند. 🔻انواع تمثیل در ادبیات : تمثیل دو نوع است: و ۱- ارسالالمثل : ارسال المثل تمثیلی است که در آن از ضرب‌المثل استفاده شده باشد. : هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست حافظ در مصراع دوم بیت بالا، از «ضرب‌المثل» استفاده کرده، پس از «آرایه‌ی تمثیل» از نوع بهره برده است. تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی تا شب نرود صبح پدیدار نباشد (سعدی) ۲- اسلوب معادله : «تمثیلی» است که در هر مصراع بیت، موضوعی به‌طور مستقل و کامل بیان شده و امکان جابه‌جاکردن دو مصراع یک بیت وجود دارد بدون این‌که خللی در معنی بیت به‌وجود آید و هر مصرع مصداق و مثالی برای مصرع دیگر است. : در سخن‌گفتن خطای جاهلان پیدا شود تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود صائب تبریزی در هر مصراع بیت بالا، موضوع کامل را بیان کرده، در حالی که به هم مرتبط هستند و فهم معنای مورد نظر شاعر را برای مخاطب ساده‌تر می‌کند. 🔻فرق آرایه‌ی و آرایه‌ی : «تمثیل» به این معناست که شاعر یا نویسنده در سخن خود از یک «مَثَل» یا «شبه‌مثل» استفاده کند و از طریق همان مثل، مفهوم مورد نظرش را برای مخاطب روشن کند. به‌طور مثال، در بیت زیر از استفاده شده است. اما آرایه‌ی هر دو مصراع به لحاظ دستوی نیز مستقل و مجزا هستند. بنابراین، اگر مصراع دوم با «حروف ربطی» مانند «تا»، «که» و... به مصراع اول وابسته شده باشد یا در مصراع اول از ادات شرط «اگر» استفاده شده باشد، آن بیت دارای «اسلوب معادله» نخواهد بود. : من از بی‌قدری خار سر دیوار دانستم که ناکس، کس نمی‌گردد ازین بالانشینی‌ ها (افسر کرمانی) مخور هرگز فریب فضل از عمامه‌ی زاهد که در گنبد ز بی‌مغزی صدا بسیار می‌پیچد (صائب) سبک‌مغزی کز اسباب جهان بر خویش می‌بالد چو حمالی‌است کز بار گران بر خویش می‌بالد (صائب تبریزی) شاعر در بیت بالا، بالیدن به داشتن مال و قدرت دنیایی که فناشدنی هستند را مانند حمالی دانسته است که به خاطر بار سنگینی که بر دوش دارد به خود می‌بالد در حالی که مال دیگری را حمل می‌کند که آرایه‌ی است اما چون در هر مصراع، استقلال معنایی وجود ندارد لذا «اسلوب معادله» نیست.. با توجه به این نکته، «اسلوب معادله» نیز نوعی «تمثیل» به شمار می‌آید. در حقیقت، هر ، «تمثیل» هم هست اما هر «تمثیلی»، لزوماً نیست. 🔻فرق تمثیل و ارسال‌المثل : تفاوت «ارسال‌المثل و «تمثیل» در این است که هر ، تمثیل است ولی هر «تمثیلی» لزوماً نیست چون ممکن است در آن از ضرب‌المثل استفاده نشده باشد ولی دارای مثالی است که مطلب را برای مخاطب واضح‌تر می‌کند. 🔻فرق تمثیل و تلمیح : در «تمثیل» برای بیان روشن‌تر موضوع مثالی ذکر می‌شود ولی در به داستان، حدیث، ضرب‌المثل و… با آوردن واژه یا جمله‌ای خاص اشاره‌ای ظریف می‌شود. : پدرم روضه‌ی رضوان به دو گندم بفروخت من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟ حافظ در بیت بالا، به داستان قرآنی حضرت آدم (ع) یعنی: «خوردن میوه‌ی ممنوعه و رانده شدنش از بهشت» اشاره دارد، پس در این بیت آرایه‌ی به‌کار رفته است. کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از ادبخانه
شیرِآب – 2 🦋بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید درِ گنجِ حکیم🦋 🦁 🚰 چرا به لوله ای که آب از آن بیرون می آید، می گوییم “شیر”؟ در سال های نه چندان، دور در ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند. و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بودمتعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمی شد. او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد. در هر کشوری حیوانی که نماد آن کشور است را بر سر خروجی آب می گذاشتند. 🐓 مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کردند. مهندس اتریشی که به این منظور به ایران آمده بود فکر کرد که بر اهرم خروجی آب چه نمادی بگذارد!? او دریافت که بر روی پرچم ایران آن زمان ‘شیر وخورشید’وجود دارد وشیر “نماد ایران” است. 🦁پس بر روی اهرم خروجی آب،سر شیری فلزی گذاشت و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند می گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم! اگرچه ممکن است سر شیر پیش از این نیز ( به دلیل وجود برخی از حمام های قدیمی ایران که از سر شیر، بهره گیری می کردند) استفاده می شده است. ✍️گردآوری @adabkhane