#نوستالژی ۱
خانه قدیمی مادربزرگ همان جایی است که ناز قهرهایت را میکشند.
هرچهقدر آتش بسوزانی، حق را به تو میدهند.
بشقابت خالی نشده، پر میشود.
همان جایی است که برای چند ساعت،
میشود خودت باشی و آسمان را آبی تر ببینی...
@adabkhane 🌸
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ نمونههای آرایهی ادبی #اسلوب_معادله در شعر صائب تبریزی :
زشت در سِلک نکویان مینماید زشتتر
پای طاووس از پر طاووس رسوا میشود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
چون حباب از خود کند قالب تهی، دریا شود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
سینهی عاشق نمیباشد تهی از درد و داغ
خانهی اهل کرم، خالی ز مهمان کِی شود؟
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
صبر بر جور فلک کن تا برآیی روسفید
لاله چون در آسیاب افتد تحمل بایدش
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
به هیچ جا نرسد، هرکه همتش پست است
پَر شکسته ،خس و خار آشیانه شود
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
میشوند از سردمهری دوستان از هم جدا
برگ ها را میکند باد خزان از هم جدا
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
ندارد چشم احسان از خسیسان همت قانع
مُحال است استخوان را از دهان سگ، هما گیرد
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
از تواضع کم نگردد رتبهی گردنکشان
نیست عیبی گر بود شمشیر لنگردار کج
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
پدر خجلت کشد زاعمال ناشایست فرزندان
خطایی گر ز تیر آید، کمان بر خویش میلرزد
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند
حرص گدا شود طرف شام، بیشتر
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
بر فقیران محنت پیری نباشد ناگوار
کی غم نان میخورد آنکس که دندان نیستش
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
نیست هر ناشستهرو، شایستهی اقبال عشق
مه، کجا در دیدهی پروانه گیرد جای شمع
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
دیدن پا بهتر است از بال و پر، طاووس را
عیب خود را در نظر، بیش از هنر داریم ما
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
همتی مردانه میخواهد گذشتن از جهان
یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
ریشهی نخل کهنسال از جوان افزونتر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا، پیر را
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
نمیگردد حریف نفس سرکش، عقل دریادل
چگونه زیردست خویش سازد آب، روغن را
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
بهار عمر، ملاقات دوستداران است
چه حظ بَرد خضر از عمر جاودان تنها
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
عشق هیهات است، در خلوت شود غافل ز حسن
نیست در زندان زلیخا، از مَه کنعان جدا
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
میتوان از عالم افسرده دل برداشت زود
از تنور سرد میگردد به گرمی نان جدا
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
بر ضعیفان ظلم کردن، ظلم برخود کردن است
شعله هم بی بال و پر شد، تا خس و خاشاک سوخت
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
کلید گنج سعادت، زبانِ خاموشی است
صدف به مزد خموشی، گهر ز نیسان یافت
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
خصم، بیجا به زبردستی خود مینازد
زودتر پاره کند زه، چو کمان پر زور است
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
میتوان کردن به نرمی ، راه در دلهای سخت
رشته از همواری خود، غوطه در گوهر زدهاست
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
دل چه میداند که قدرش چیست، در دیوان عشق
یوسف نادیده مصر، از قیمت خود غافل است
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
نفس آگاه دلان، عاجز شیطان نشود
سگ کم از شیر نباشد، چو شبان با گله است
ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
#نوستالژی ۲
🍃🍃تو را باید مانند نان در سفره گذاشت،تو برکت خانه ای مادر...❤️
بفرمایید نون داغ و تازه 😍
صبحتون بخیر 🌅
@adabkhane ✨
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
✅ آرایهی #تمثیل چیست؟
#تمثیل در لغت به معنی: «مثالآوردن»، «مانندکردن» و «تشبیهکردن» است و در اصطلاح ادبی، مثالی را که در آن اشارهای به مطلب مورد بحث وجود داشته باشد به عنوان نمونه و شاهد ذکر کردن است.
به عبارت دیگر توصیف چیزی تحت پوشش چیز دیگر را #تمثیل میگویند.
🔻انواع تمثیل در ادبیات :
تمثیل دو نوع است: #ارسالالمثل و #اسلوب_معادله
۱- ارسالالمثل :
ارسال المثل تمثیلی است که در آن از ضربالمثل استفاده شده باشد.
#مثال :
هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست
حافظ در مصراع دوم بیت بالا، از «ضربالمثل» استفاده کرده، پس از «آرایهی تمثیل» از نوع #ارسالالمثل بهره برده است.
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد
(سعدی)
۲- اسلوب معادله :
#اسلوب_معادله «تمثیلی» است که در هر مصراع بیت، موضوعی بهطور مستقل و کامل بیان شده و امکان جابهجاکردن دو مصراع یک بیت وجود دارد بدون اینکه خللی در معنی بیت بهوجود آید و هر مصرع مصداق و مثالی برای مصرع دیگر است.
#مثال :
در سخنگفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
صائب تبریزی در هر مصراع بیت بالا، موضوع کامل را بیان کرده، در حالی که به هم مرتبط هستند و فهم معنای مورد نظر شاعر را برای مخاطب سادهتر میکند.
🔻فرق آرایهی #تمثیل و آرایهی #اسلوب_معادله :
«تمثیل» به این معناست که شاعر یا نویسنده در سخن خود از یک «مَثَل» یا «شبهمثل» استفاده کند و از طریق همان مثل، مفهوم مورد نظرش را برای مخاطب روشن کند. بهطور مثال، در بیت زیر از #تمثیل استفاده شده است.
اما آرایهی #اسلوب_معادله هر دو مصراع به لحاظ دستوی نیز مستقل و مجزا هستند. بنابراین، اگر مصراع دوم با «حروف ربطی» مانند «تا»، «که» و... به مصراع اول وابسته شده باشد یا در مصراع اول از ادات شرط «اگر» استفاده شده باشد، آن بیت دارای «اسلوب معادله» نخواهد بود.
#مثال :
من از بیقدری خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد ازین بالانشینی ها
(افسر کرمانی)
مخور هرگز فریب فضل از عمامهی زاهد
که در گنبد ز بیمغزی صدا بسیار میپیچد
(صائب)
سبکمغزی کز اسباب جهان بر خویش میبالد
چو حمالیاست کز بار گران بر خویش میبالد
(صائب تبریزی)
شاعر در بیت بالا، بالیدن به داشتن مال و قدرت دنیایی که فناشدنی هستند را مانند حمالی دانسته است که به خاطر بار سنگینی که بر دوش دارد به خود میبالد در حالی که مال دیگری را حمل میکند که آرایهی #تمثیل است اما چون در هر مصراع، استقلال معنایی وجود ندارد لذا «اسلوب معادله» نیست..
با توجه به این نکته، «اسلوب معادله» نیز نوعی «تمثیل» به شمار میآید. در حقیقت، هر #اسلوب_معادلهای، «تمثیل» هم هست اما هر «تمثیلی»، لزوماً #اسلوب_معادله نیست.
🔻فرق تمثیل و ارسالالمثل :
تفاوت «ارسالالمثل و «تمثیل» در این است که هر #ارسالالمثلی، تمثیل است ولی هر «تمثیلی» لزوماً #ارسالالمثل نیست چون ممکن است در آن از ضربالمثل استفاده نشده باشد ولی دارای مثالی است که مطلب را برای مخاطب واضحتر میکند.
🔻فرق تمثیل و تلمیح :
در «تمثیل» برای بیان روشنتر موضوع مثالی ذکر میشود ولی در #تلمیح به داستان، حدیث، ضربالمثل و… با آوردن واژه یا جملهای خاص اشارهای ظریف میشود.
#مثال :
پدرم روضهی رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟
حافظ در بیت بالا، به داستان قرآنی حضرت آدم (ع) یعنی: «خوردن میوهی ممنوعه و رانده شدنش از بهشت» اشاره دارد، پس در این بیت آرایهی #تلمیح بهکار رفته است.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از ادبخانه
شیرِآب – #ضرب_المثل 2
🦋بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید درِ گنجِ حکیم🦋
🦁 #شیرِ_آب 🚰
چرا به لوله ای که آب از آن بیرون می آید، می گوییم “شیر”؟ در سال های نه چندان، دور در ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.
و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بودمتعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمی شد.
او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد. در هر کشوری حیوانی که نماد آن کشور است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.
🐓 مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کردند.
مهندس اتریشی که به این منظور به ایران آمده بود فکر کرد که بر اهرم خروجی آب چه نمادی بگذارد!?
او دریافت که بر روی پرچم ایران آن زمان ‘شیر وخورشید’وجود دارد وشیر “نماد ایران” است.
🦁پس بر روی اهرم خروجی آب،سر شیری فلزی گذاشت و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند می گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!
اگرچه ممکن است سر شیر پیش از این نیز ( به دلیل وجود برخی از حمام های قدیمی ایران که از سر شیر، بهره گیری می کردند) استفاده می شده است.
✍️گردآوری
#ایلیا_علیاری
@adabkhane
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شیر_آب
@adabkhane ✨
برای توضیح کامل ضرب المثل
بنگرید به 👇
https://youtu.be/gEyyQ-Ih6YI?si=GLuKofR9Iktkxucc
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(شهید سیّد ابراهیم رئیسی)
#خادم_الرضا
ریخت تا شهد شهادت را اجل در کام تو
داد آرامش به روح خسته و آلام تو
تلخ شد چون با حضورت کام بعضی از رجال
زهرِ غم میریختند از کینه ها در کام تو
چونکه بر کرسی دیوان قضا بودی به جِد
مُفسدان را لرزه میانداخت بر تن، نام تو
سالها بودی به رأس کار، اما در امور
یک نفر دیده نشد که باشد از اقوام تو
داشتی چون دَرد خدمت، سیّد خدمتگزار
دَرد مَحرومان مداوا میشد از اِقدام تو
بر تن بی روح محرومان کشور، از خلوص
روح میبخشید آن سیمای اخترفام تو
پوچ مغزان، پوزخندت گر زدند از ابتدا
مُشت محکم زد به دندانهایشان فرجام تو
هیچ فیضی جز شهادت لایقت هرگز نبود
چون ردای مرگ، کوته بود بر اندام تو
گرچه میباشد شهادت افتخار آدمی
سوخت اما سینهها را مرگِ ناهنگام تو
آرمیدی در جوار حضرت سلطان توس
تا که آرامش بگیرد روحِ نا آرام تو
هر که باشد باخبر از طینت بیکینهات
میخورَد حسرت به آغاز تو و انجام تو
نیک میدانم که میبخشی چو جدّ اطهرت
هر که را از جهل مطلق بود در دشنام تو
«سیّد ابراهیم»! از تاریخ دفنت شد عیان
سیصدو سیّ و سه میباشد به ابجد نام تو ۱
هست رمزی در چنین اعداد از سوی خدا
که رقم خوردهست این نام تو با اتمام تو
این مقامت بس که از لطف خداوند کریم
در وداعت یک وطن بودند در اکرام تو
مُزد و پاداش تو شد جام شهادت عاقبت
کاش مینوشید (ساقی) جرعهای از جام تو
سید محمدرضا شمس (ساقی)
#شمس_ساقی
eitaa.com/shamssaghi
۱ـ تاریخ دفن: ۰۳/۰۳/۰۳
سید = ۷۴
ابراهیم = ۲۵۹
جمع = ۳۳۳