آدما طوری رفتار میکنن انگار که ما هالوییم و بچهایم و نمیفهمیم دور و ورمون چی میگذره.
ولمون کن خدایی این راهی که تو میریو ما خودمون ساختیم.
هدایت شده از Mind Palace.!
یا مثلا میدونی، این وقتایی که راحت چیزها رو میپذیری که به اندازهای زشت یا ناامیدکنندهان، یه بخش بزرگسالیه. یعنی میفهمی که آره خب، اون جوری نبود که من فکر میکردم، خیلی بدتره. خب. همین.
دقیقا دارم هرکاری میکنم به جز درس خوندن.
کیو دیدید به خاطر اینکه درس نخونه بره نینی سایت چرت و پرتای مزخرفشونو بخونه؟
از اعماق وجودم دلم میخواست که هنر میخوندم.
خیلی خیلی رشتهی خودم رو دوست دارما ولی بنظرم هیچجا نمیتونه مثل فضای قشنگ هنرستان و رشتههاش باشه.
از ته دلم عاشق آدمای هنرمندم.
مثلا یکی عکاسی بخونه یا گریم یا بازیگری یا موسیقی.
میتونم برای تکتکشون گریه کنم که چرا وارد همچین مکان قشنگی نشدم✨.
۲ روز مونده به کنکور.
بیخیالترینم/ عصبیترینم/ منزویترینم/ احساس ناکافی بودن میکنم/ فک کنم دیگه نمیتونم با مشکلاتم کنار بیام/
آشوبم، آشفتم، کلافم
زندگی داره خیلی بد تا میکنه و خیلی سخت داره میگذره. به هیچچیزی امید ندارم و تنها امیدم اینه که این ۲ روز بگذره. به بهترین شکل و یا به بدترین شکل.
حتی دیگه مهم نیست آیندم قراره به چه چیزی گره بخوره و قراره چه اتفاقایی برام بیفته.
فقط همینو میدونم که خستم و کم آوردم.