سختیه احترام به بزرگتر فقط اونجاش که داره نصیحتت میکنه نمیتونی دست بزاری رو شونش بگی چرت نگو.
اون دختر بچه رو میکشم که دیگ نتونی بهش حرف بزنی ؛
همون جدی و منطقی و اروم کافیه
آدمیزاد هر چقدر که قوی باشه؛ در مقابل کسی که عاشقشه، با یه تلنگر کوچیک میشکنه.
فکر کنم متوجه نیستید من روزانه چندبار دلم میخواد جیغ بزنم و به جاش لبخند میزنم.
هدایت شده از моя половина💤
ی جاهایی هست، دیگه نمیتونی، خسته شدی،
دیگه اُمیدی نمونده ادامه بدی،
دیگه آدمی نمونده باهاش حرف بزنی،
از حال دلت براش بگی.
دیگه کسی نیست بفهمتت و دیگه کسی نیست بهت اونقدری اهمیت بده،
بهت اُمید بده که بتونی راحت تر ادامه بدی؛
از یجایی به بعد فقط بغض میکنی و آدمارو میبینی،
حرفارو میشنوی و فقط سکوت میکنی.