میدونی داشتم به چی فکر میکردم؟ به اینکه با این دفعه، چندمین بار شد که دلم خواست بغلت کنم و نتونستم. داشتم به جملههایی که تو ذهنم برایِ گفتن به تو ساختم فکر میکردم. داشتم فکر میکردم به هدیهای که برات گرفتم و روزها و ساعتها با ذوق برات آمادهش کردم و الان مونده پیشِ من. داشتم به این فکر میکردم که چند بار تلاش کردم بیام ببینمت، بشینم کنارت، باهم عکس بگیریم، کنارِ هم قدم بزنیم، حرف بزنیم و باهم بخندیم، از رویاهامون به هم بگیم و این بار فاصلهای بینمون نباشه که دلگیر و خسته باشیم از دوری. داشتم به دقیقههایی فکر میکردم که دوتامون رو باهم و کنارِ هم تصور میکنم و تهش از همهیِ این رویاها، یه بغضِ سنگین تو گلوم و یه لبخندِ تلخ رو لبام میمونه برام. میدونی، تو برایِ همهیِ اینا، اولینِ منی؛ آخرینمم میمونی. من هیچوقت دلم نخواسته بود کسی رو بغل کنم، کسی رو ببوسم، کنارِ کسی بشینم و وقتی داره حرف میزنه، دستمو بذارم زیرِ چونهم و با ذوق و علاقهیِ زیادی خیره بشم بهش و هر ثانیه تو دلم هزار بار خداروشکر کنم بابتِ بودنش و قربون صدقهش برم که انقدر دوستش دارم، که انقدر کسی جز اون به چشمم نمیاد. اما از وقتی تو اومدی، از وقتی تو رو دوست دارم، از وقتی قلب و روحمو بغل کردی، دلم میخواد لحظه به لحظهیِ عمرم کنارِ تو بگذره. دلم میخواد حسهایِ تکرار نشدنی و قشنگِ زندگیم رو با تو تجربه کنم، دلم میخواد با تو به آرزوهام برسم و کنارِ تو برایِ موفقیتهام خوشحالی کنم. تو برایِ من خیلی با ارزشی؛ تو تنها کسی هستی که من انقدر عمیق و قشنگ دوستت دارم. هر لحظهیِ عمرم با فکرِ تو میگذره، روزهایی که با تو زندگی کردم رو عمیقاً دوست دارم، روزهایی هستن که دلم میخواد با تو زندگیشون کنم. عمری هم اگر هست، من دائم اونو کنارِ تو، از خدا میخوام. تو دقیقا حکمِ اون تیکهیِ زندهیِ قلبم رو داری. هیچکس نمیتونه جایِ تو رو برایِ من پر کنه، هیچکس نمیتونه حسی که تو بهم میدی رو، درونم زنده کنه. داشتم فکر میکردم تو چیکار کردی با قلبم که جز تو کسی رو نمیبینه و جز تو کسی رو نمیخواد؟ داشتم فکر میکردم به اینکه، تو هر چقدر هم ازم دور باشی، تنهاترین همیشگیِ قلب و روحِ منی.. :)
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
از اینکه یکی با یه اهنگ یادِ من بیوفته خوشحالم میکنه🥲:).
پیامی که حداقل تایپ کردی رو میفرستادی
هدایت شده از - 𝗉𝗂𝗌𝗁𝗈𝗅i𝗁𝖺 | پیشولیها
* من از اینکه بهم بیاحترامی بشه خوشم نمیاد چه طرف آشنا باشه چه غریبه بخاطر همین وقتی یکی از دوستام بهم حرف بدی میزنه سعی میکنم بهش بگم که ناراحت شدم ولی آخرش طرف بهم میگه زیادی حساسو لوسم ، بخاطر حرفاش احساس گناه بهم دست میده و بعد یه مدت می بخشمش چون نمیتونم از دوستام برای مدت طولانی ناراحت بمونم . ـ #INFP بودن خیلی سخته .
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
ادمایی که چال گونه دارن ی مهربونی خاصی دارن
کذبهعع من یکیو میشناسم چال گونه داره و اصلا هم مهربون نیس صگه صگگگگگگگگ 😂😞