eitaa logo
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَف‍‌راء“
324 دنبال‌کننده
579 عکس
97 ویدیو
1 فایل
به نامِ افرینندهِ او ؛ 🦋 - بیدادِ شکوهِ یالِ افرا در سایهٔ استوارِ افرا می جویم از آن ترنم عشق چون یار بخوانداست مرا کنار افرا - کانالمون 🤍🗿 https://eitaa.com/joinchat/1869873824C8ecfc9e788 - ناشناسمون👇🏼❤️‍🩹. https://daigo.ir/secret/4465831
مشاهده در ایتا
دانلود
چنین چیزی منو ناراحت میکنه 🗿
هدایت شده از ‹ شـٰایدعڪـٰاس..›
+++++
- ازم میپرسن خوبی؟ میگم توپ ، هیشکیم نمی‌فهمه توپم سوراخه و افتاده گوشه حیاط : )
- ازش پرسیدم راز اینکه ۶۴ سال از ازدواجتون میگذره چیه ?!
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَف‍‌راء“
- ازش پرسیدم راز اینکه ۶۴ سال از ازدواجتون میگذره چیه ?!
خانومه گفت اونجاهایی که دعوامون خیلی بالا میگرفت تو اوج عصبانیت یه نفس عمیق میکشید میگفت : ‹ حیف که دوست دارم . . › بعدم تموم میشد همین :)!
- آدما جز تو همشون برایِ من مسخره ان :)!
- ‏بشید دلیلِ ‹ دل آرومی › اونی ك دوسش دارید ، بذارین کیف کنه از بودنتون :)
- پسر جون نگام کن :
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَف‍‌راء“
- پسر جون نگام کن :
من رو اهنگامم حسِ مالکیت دارم ، تو ك دیگه جای خود داری ، پس با من از حسودی حرف نزن :)!
- دختر دستش را بریده بود اندازه‌ای ك نیاز به بخیه زدن داشت ! با شوهرش آمده بود ، وقتی خواست روی تخت دراز بكشد . . شوهرش نشست و سرش را رویِ پاهایش گذاشت ! تمام طولِ بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را كشید و قربان صدقه اش رفت .
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَف‍‌راء“
- دختر دستش را بریده بود اندازه‌ای ك نیاز به بخیه زدن داشت ! با شوهرش آمده بود ، وقتی خواست روی تخت
وقتی رفتند هركسی چیزی گفت ، یكی گفت زن ذلیل ، یكی گفت لوس یكی چندشش شده بود و دیگری حالش بهم خورده بود ! یادم افتاد به خاطره‌ای دور رویِ همان تخت ، خاطره‌ی زنی با سری شكسته ك هرچه پرسیدم چطور شكست فقط گریه كرد و مردی ك می ترسید از پاسخِ زن ! زن آنقدر از بخیه زدن ترسیده بود ك بازهم دست مرد را طلب می كرد و مرد آنقدر دریغ كرد ك من كنارش نشستم و دستش را گرفتم و آرام در گوشش گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست !