- ازم میپرسن خوبی؟ میگم توپ ، هیشکیم نمیفهمه توپم
سوراخه و افتاده گوشه حیاط : )
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
- ازش پرسیدم راز اینکه ۶۴ سال از ازدواجتون میگذره چیه ?!
خانومه گفت اونجاهایی که دعوامون خیلی بالا میگرفت تو اوج عصبانیت یه نفس عمیق میکشید میگفت :
‹ حیف که دوست دارم . . › بعدم تموم میشد همین :)!
- بشید دلیلِ ‹ دل آرومی › اونی ك دوسش دارید ،
بذارین کیف کنه از بودنتون :)
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
- پسر جون نگام کن :
من رو اهنگامم حسِ مالکیت دارم ، تو ك دیگه جای خود داری ، پس با من از حسودی حرف نزن :)!
- دختر دستش را بریده بود اندازهای ك نیاز به بخیه زدن داشت !
با شوهرش آمده بود ، وقتی خواست روی تخت دراز بكشد . .
شوهرش نشست و سرش را رویِ پاهایش گذاشت !
تمام طولِ بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را كشید و قربان صدقه اش رفت .
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
- دختر دستش را بریده بود اندازهای ك نیاز به بخیه زدن داشت ! با شوهرش آمده بود ، وقتی خواست روی تخت
وقتی رفتند هركسی چیزی گفت ، یكی گفت زن ذلیل ،
یكی گفت لوس یكی چندشش شده بود و دیگری حالش بهم خورده بود ! یادم افتاد به خاطرهای دور رویِ همان تخت ، خاطرهی زنی با سری شكسته ك هرچه پرسیدم چطور شكست فقط گریه كرد و مردی ك می ترسید از پاسخِ زن !
زن آنقدر از بخیه زدن ترسیده بود ك بازهم دست مرد را طلب می كرد و مرد آنقدر دریغ كرد ك من كنارش نشستم و دستش را گرفتم و آرام در گوشش گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست !
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
وقتی رفتند هركسی چیزی گفت ، یكی گفت زن ذلیل ، یكی گفت لوس یكی چندشش شده بود و دیگری حالش بهم خورده
اما وقتی آن ها رفتند كسی چیزی نگفت !
هیچكس چندشش نشد و هیچ كس حالش بهم نخورد ؛
همه چیز عادی به نظر آمد ، و من فكر كردم ما مردمی هستیم
ك به ندیدن عشق بیشتر عادت داریم تا دیدنش :')!