افسر جنگ نرم
گریه های سردار #قاسم_سلیمانی و #قالیباف برای رفیق قدیمی ┄┅═✼🍃🌺🍃✼═┅┄ هدیه به روح پاک شهید حاج احمد ک
.
🔹چند ساعت بعد از اینڪه #زلزله #بم رخ داد ، شهید حاج احمد کاظمی با من تماس گرفت و گفت می خواهیم با سردار #قاسم_سلیمانی برای کمک رسانی به بم برویم.
از من خواست تا به سرلشکر #صفوی اطلاع دهم. آن زمان من رئیس دفتر سرلشکر صفوی بودم .
صبح موضوع را به سرلشکر صفوی اطلاع دادم و ایشان هم به سرعت به بم رفت .
🔸وقتی رسید دید شهید کاظمی یک سر برانکاردی را گرفته و سر دیگرش در دست حاج قاسم است و در حال جا به جا کردن مجروحین هستند.
🔹در اربعین شهادت #شهید_کاظمی او را در خواب دیدم و احوالش را پرسیدم؛
گفت خوبم و ادامه داد که ماجرای بم را به خاطر داری ؟ کاری که آنجا انجام دادیم اینجا نتیجه داد ... »
این حرف را شهید کاظمی ای زد که در عرصه نبرد هشت ساله و در فتح خرمشهر و در عرصه های نظامی اثرگذار بود ، با این وجود حرفی از آن نمی زند و به خدمت جهادی اشاره می کند ...
📚 نقل از سردار نصرالله فتحیان
@afsar13 👈
افسر جنگ نرم
گریه های سردار #قاسم_سلیمانی و #قالیباف برای رفیق قدیمی ┄┅═✼🍃🌺🍃✼═┅┄ هدیه به روح پاک شهید حاج احمد ک
💠 دو هفته پیش (از شهادت) #شهید_کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی اینکه دعا کنید من روسفید بشوم، دوم اینکه دعا کنید من #شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همهتان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت #صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایستهی #شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم ، چشمهای شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: انشاءالله خبر من راهم بهتان بدهند !🕊
📚 به نقل از #امام_خامنه_ای
┄┅═✼🍃🌺🍃✼═┅┄