انفعال، سم است ...
"معنای انفعال این است که انسان فکر کند کاری نمی تواند انجام دهد و تسلیم شود. انفعال از خود حادثه خطرش بیشتر است"
(1)
در زندگی شخصی و مسائل جاری و روزمره، یا در تلاش برای دستیابی به اهداف که گاه مارا با شکست مواجه می سازد و یا مواجه با چالش های زندگی همچون رخداد یک حادثه، از دست دادن سرمایه، ابتلا به یک بیماری و آسیب، از دست دادن یک عزیز و... برخی به شکلی فعال و تعداد قابل توجهی از انسان ها منفعلانه برخورد می کنند!
حادثه، یک اتفاق یک روزه یا چندلحظه ای است که مثل تمام رخدادها، در رودخانه زمان می افتد و می گذرد اما آنچه برای فرد باقی می ماند، واکنش های او در برابر اتفاق است. افراد عمدتا 3 دسته می شوند:
1.برخی اتفاق را بیش از آنچه هست ارزیابی می کنند.
2. برخی آنرا کمتر از آنچه هست می بینند.
3. و دسته سوم آنچه را که واقعا هست می بینند.
از درون این سه دسته ارزیابی و تحلیل از اتفاقات، سه واکنش و رفتار کاملا متفاوت بروز می کند!
دسته اول به احتمال زیاد مبتلا به جُبن و ترس شدید می شوند که نتیجه ی این حالت، انفعال و تسلیم است...
دسته دوم که ارزیابی نامتناسب و کمتر از شدت واقعیت دارند هم مبتلا به انفعال و تسلیم خواهند شد چراکه خطری را احساس نمی کنند تا واکنشی متناسب داشته باشند بلکه با آن همراهی می کنند.
در این میان تنها #واقع_نگرها هستند که نه بیشتر و نه کمتر ارزیابی می کنند. ویژگی این دسته آن است که در گام نخست هیجانات منفی ناشی از حادثه را می پذیرند و دست به مکانیسم های دفاعی فرافکنی و انکار نمی زنند. آن ها با غم ها، نگرانی ها و ترس ها، ناامیدی ها و درد روحی ناشی از آن ها مواجه می شوند و آنگاه بر اساس آنچه دیده اند طراحی عملیاتی در جهت مواجه دارند. سوالی که از خودشان می پرسند آن است:"اکنون چه باید کرد؟!"
مهم ترین خصیصه شخصیتی این دسته در کنار واقع بینی شان، اعتماد بنفس و خودباوری و عزت نفس (خودارزشمندی) است چیزی که آن دو دسته دیگر بشدت آنرا کم دارند یا اساسا بی بهره هستند و همین امر آنان را به سمت واکنش های خودخوار کننده و #خودتحقیری و #خودسرزنشگری و در نهایت #خودتخریبی سوق می دهد و به این ترتیب پدیده ای را رقم می زنند که از خود حادثه خطرناک تر است یعنی: انفعال و تسلیم! این امر می تواند در نهایت به نابودی کامل موجودیت آنان منجر شود و فرد را دچار #ازهم_پاشیدگی_روانی و آشفتگی کامل کند تا آنچه حادثه برای او رقم نزده، با دستان خودش رقم بزند!
در ساختار وجودی انسان در قرآن، هم غایت رجا تسلیم است و هم خوف. اما اهل رجا دچار شرح قلب می شوند و اهل خوف دچار ضیق. دسته اول تسلیم خدا و قوانین هستی می شوند و دسته دوم تسلیم غیر خدا ...
فرقی ندارد در عرصه فردی باشد یا اجتماعی. فرآیندی که در بالا شرح آن گذشت در هردو عرصه رخ می دهد.
این روزها رسانه های جهان هنوز در شوک رخدادهای سوریه هستند و طبعا این تسلیم و سقوط، برای دوستان سوریه سنگین تر تمام می شود هرچند برای همه ی نقش آفرینان صحنه سوریه یک چالش جدید است...
اینکه چرا سوری ها اینگونه مبتلا به انفعال و تسلیم شدند و کشور را با دست خودشان وارد عصری تاریک کردند و در معرض فروپاشی و تجزیه، در سطور بالا شرح داده شد. اما اینکه در داخل ایران و مقابل این رخداد عده ای دست به خودسرزنشگری و خودتحقیری و خودتخریبی می زنند و عده ای دیگر از سر ناآگاهی، واقعه را کم ارزیابی کرده و باز کشور را در مواجه با آن، به انفعال دعوت می کنند، یک خطری بالاتر از وقوع حادثه است که باید فکری به حال این گروه از افراد ضعیف در دسته یک و دو کرد تا کشور را به سمت خطرات سوق ندهند.
سخنان رهبر انقلاب اسلامی در روز گذشته از جنبه های مختلفی نیازمند تحلیل و بررسی است اما بخش های روانشناختی آن که زیربنای بسیاری مشکلات فردی و اجتماعی است در اولویت این نوشتار قرار گرفت چراکه اصلاح آن و دور شدن از تسلیم و انفعال یک حقیقت انسان ساز و جامعه ساز است که بودن یا نبودن آن، می تواند به راحتی برای انسان ها بیماری و سلامت فردی و اجتماعی را رقم بزند و به زبان دینی، سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی را ...
نقطه مقابل انفعال، مقاومت است.
*مقاومت، قلمرو ایمان و انفعال قلمرو کفر*
پیرامون مفهموم مقاومت در مباحث روانشناسی بزودی خواهم نوشت ...
1."امام خامنه ای. چهارشنبه 22 آذر 1403"
✍زهراکیایی
✅@afsarsalamati