eitaa logo
آفتابِ حُسن
57 دنبال‌کننده
28 عکس
3 ویدیو
0 فایل
@Leyli88 آیدی مدیر کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️مادر❤️ دارم بهانه می‌کنم‌ات نازنین من عمر منی نیاز منی بهترین من این روزها که مِهر، صدایش گرفته است، دنیای عاشقانه هوایش گرفته است مادر! برای من که تو هستی، همین بس است آن دست‌های خسته، ولی نازنین بس است من با تو، تا بلندی فردا رسیده‌ام تا نور، تا طراوت دریا رسیده‌ام حالا عزیزتر کَسِ من در جهان تویی با یک نفر اگر که بگویم بمان تویی زیرا هنوز از همه‌کس مهربان‌تری زیرا هنوز هم که هنوز است مادری * مادر که بین حرف و لغت جا نمی‌شود بانوی دشت آینه، معنا نمی‌شود این شعرها به حُسن تو آسیب می‌زنند، با یک غزل که شأنِ تو پیدا نمی‌شود با عطر مهربانی خود شاعرم بکن این شعر بی‌حضور تو زیبا نمی‌شود بانوی صبح من! چه کنم نام پاک تو در بیت‌های کوچک من جا نمی‌شود پیوند خورده است نگاهت به آسمان تا بی‌کران شبیه تو پیدا نمی‌شود @aftabehosn
☘ اللهم عجل لولیک الفرج خوش آن دمی که بیایی و در کنار تو باشم غلام حلقه به گوشی در اختیار تو باشم چو از ظهور تو عالم رسد به جنت مأوا دوان به سوی تو از شوق انتظار تو باشم تو قطب عالم امکانی و ز فیض تو باشد که زیر سایه ی الطاف بی شمار تو باشم اگر اجازه دهد رحمت نگاه شریفت در آستان ملوکانه پیشکار تو باشم اگر رسم به غباری ز خاک کوی تو جانا به دیده سرمه کنم خاک و در جوار تو باشم دمی کنار بزن پرده از مقابل رویت ببینم آن رخ زیبا و جان‌نثار تو باشم تو پادشاه عدالت گری و بنده نوازی ز ابر غیب برون آ که وامدار تو باشم @aftabehosn
تو نگاهی اگر به ما بکنی و به عشق خودت صدا بکنی می توانی تمام دنیا را در دل آفتاب جا بکنی دوست دارم برای آینه ها یک بغل زندگی دعا بکنی بِوَزی در کنار پنجره ها غزل عاشقی به پا بکنی و برای فقیرهای جهان همه ی دشت را طلا بکنی دوست دارم برای این دل من آرزوی کمی شفا بکنی و مرا با خودت سفر ببری زائر خاک کربلا بکنی ببری تا عبور پروانه که مرا از خودم جدا بکنی تو کجایی چرا نمی آیی همه را غرق در خدا بکنی؟ همه اینجا عجیب دلتنگند که نگاهی به شهرها بکنی کاش یک روز با ظهور خودت گره از کار بسته وا بکنی @aftabehosn
تقدیم به علی اکبرهای گمنام سالها بود بین مقتل ها در پی روضۂ شما بودم کاش میشد که من به جای شما ظهر آن روز کربلا بودم من به جای شما در آن غوغا با لب تشنه زخم می خوردم کاش بین حرامیان آن روز در رکاب حسین(ع) می مردم غرق در قامت شما بودم آن شب سرد در خیابان ها با خودم باز روضه می خواندم کربلا بود پشت دوران ها این طرف سوت و جشن و هلهله بود شام یا کوفیان، نمی دانم دختران یزید رقص کنان آتشی می زدند بر جانم می شنیدم که یک نفر می گفت بزنیدش بسیجی است انگار آن یکی غرق خنده ای تاریک فحش میداد و میکشید کنار می زد از هر طرف به قامت تو دشمن از کینه نیزه ای تیری نه رمق مانده بود در بدنت نه که دستی کنار شمشیری تک و تنها میان لشکر سعد بوی غربت به تار گیسو بود هر که با هر چه داشت، می زد... آه! مقتل اینجا پر از هیاهو بود می زدند و کنار کوچه شبی گوشۂ قلب یک پدر افتاد کاش مقتل فقط چنین می گفت که غدیری ترین پسر افتاد آن شب انگار من به جای شما تک و تنها و تشنه تر بودم باز هم می زدند و من امّا عاشق روضۂ پسر بودم می زدند و کنار روضۂ تو در نفس های آخرم بودم تو شبیه پیمبرت بودی من فداییّ رهبرم بودم @aftabehosn
🥀 سوختن در طلب یار هنر می خواهد همچو پروانه دلی سوخته تر می خواهد مرد باشی و بیابان بلا هم در پیش وادی عشق، چنین مرد خطر می خواهد وصل معشوق به هر بی سر و پایی ندهند مَقدم یار فقط تحفه ی سر می خواهد تو همان زاده ی عشقی که در این دشت بلا رفته در قتلگه و سینه سپر می خواهد دست یک سوی و تنت سویی و سر سوی دگر، یار اینگونه تو را زیر و زبر می خواهد گشته در آینه ات صبح تجلّی پیدا دیدن نور خدا در تو، بصر می خواهد از تن سوخته ات صور قیامت برپاست گذر از وادی آفات، جگر می خواهد @aftabehosn
از بارگاه و آستانت می هراسند این بزدلان از زائرانت می هراسند طوفان چشمت خواب دشمن را به هم زد از این نگاه جاودانت می هراسند @aftabehosn
«آن مرد آمد» ؛ قصه ای زیبا و بارانی در انتهای عصر یک روز پریشانی در کوله بارش راز یک دنیا پرستو بود از شانه هایش کوچ میکردند پنهانی مرد شهیدی که خدا را دیده بود انگار از آسمان چشم هایی سبز و عرفانی بوی محبت داشت در پیراهن سرخش می آمد از ایثارهای سخت و طولانی چون آیه های وحی می بارید بر مردم آن مرد ماه و آفتاب، آن مرد نورانی آورده بود از سرزمین جنگ و پیروزی در خاتم انگشترش ملک سلیمانی بیدارتر می کرد دنیا را وَ برمی خاست از خون او صدها هزاران مرد طوفانی @aftabehosn
🥀 السلام علیک یا بنت امیرالمؤمنین سررشته ی قیام به دستان زینب است یعنی ظهور عشق ز دامان زینب است این راه را نهایت اگر جست و جو کنی همت به دست پاک شهیدان زینب است آنانکه رفته اند در آغوش زخم ها گفتند هرچه هست به قربان زینب است سر بر طریق عرض ارادت نهاده اند از هر طرف سر است که مهمان زینب است افتاده نعش های جگرپاره ها به خاک امروز کربلا همه میدان زینب است مستان فتاده فارس و افغان و کُرد و تُرک ساقی هوای زلف پریشان زینب است این سرزمین که از ظلمات آمده به نور ثابت شده ست مُلک سلیمان زینب است وان غرق خون که آید از او بوی یوسفم در طور عشق آینه گردان زینب است این را مدافعان حرم درک کرده اند: جنّت، حریم روضه ی رضوان زینب است ما را هوای کرب و بلا برده تا به شام عشق حسین سلسله جنبان زینب است @aftabehosn
عاشقان را وحدت و پیمان یکی‌ست ما مسلمانیم و این قرآن یکی‌ست زیر یک پرچم برادر بوده‌ایم مکتب توحیدیِ سبحان یکی‌ست ما در آغوش شهادت زنده‌ایم تا بدانی مرد این میدان یکی‌ست رمز ایران قوی در خون ماست این مسیرِ عشق را پایان یکی‌ست خم نگردد قامتِ پیمان ما تا در این امواج، کشتی‌بان یکی‌ست - چشم دشمن کور - در قاموس ما زابل و تبریز و کردستان یکی‌ست تُرک و کُرد و لُر همه آزاده‌ایم گویشِ مردانِ مردستان، یکی‌ست چون به پا خیزیم دریا می‌شویم جان یکی، رهبر یکی، ایران یکی‌ست @aftabehosn
🌸 یا مهدی مولا اجازه هست بگیرم عبایتان؟ تا افکنم تمامیِ جان را به پایتان هر دَم مرا رَهانَد از این بندِ خویشتن، نوری ز جانبِ نگهِ باصفایتان دستم اگر رسد به حریمِ رُخِ شما جان و دلم هرآینه سازم فدایتان ما زنده گشته‌ایم در این عالمِ وجود از فیض نَفحه‌ای ز رخِ آشنایتان در چرخشِ ولایتتان، دورِ کائنات؛ عالم به زیر سایه‌ی قدّ رسایتان کی می‌شود که ماهِ وجودت عیان شود تا جان و سر دهیم به شوقِ هوایتان مولا! مباد اینکه بیفتیم از قلم آنجا که تا به عرش رسیده دعایتان @aftabehosn
نسیم کوی شما بوی آشنا دارد حوالیِ حرم امنتان صفا دارد چه بارگاه غریبی‌ست کاظمینِ شما که بوی دیگری از مشهدالرضا دارد طنینِ طور، در این ساحتِ مقدّسِ عشق هوای جلوه‌ای از نور کبریا دارد ضریح پاک جوادالائمه، آینه‌ای به وسعت دَم رحمانیِ خدا دارد چنان ز فیض نگاه شما رسیده به عرش که هر گدای درِ کوی‌تان بها دارد ز بس جواد و کریمید، جای شکّی نیست که لطف روی شما حاجتم روا دارد **** سلام بر شب نورانی حریم شما سلام بر دل دریایی و کریم شما نشسته‌ام به امیدی که باز دریابد مرا عبورِ پر از رحمت نسیم شما @aftabehosn