eitaa logo
آفتابِ حُسن
57 دنبال‌کننده
28 عکس
3 ویدیو
0 فایل
@Leyli88 آیدی مدیر کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
🥀🥀 پدر! نگاه تو عین حضور ایمان بود که تا همیشه پر از اشتیاق احسان بود شهادت تو برایم عجیب بود ولی عجیب تر که تنت در بقیع پنهان بود در آن شبی که تو را تیر می زدند دلم به بوی روی عمو قرص بود و تابان بود نبودی اینکه ببینی پدر چگونه عمو به کربلا هدف هرچه تیر باران بود کنار نعش پسر مثل کوه، اما نه ... خمیده بود و پر از موج های طوفان بود نبودی اینکه ببینی نجات اهل زمین چگونه در هدف نیزه ها و پیکان بود نایستادم و دل را به سوی دشت زدم تمام هستی من عین شیر غرّان بود چنان زدم به صف دشمنان که لرزه گرفت تمام کرب و بلا و هر آنچه در آن بود گرفت دور مرا دشمن از تمام جهات فتادم از نفس اما دلم به فرمان بود گرفت دور مرا هر کسی که یک روزی کنار سفره تان می رسید، مهمان بود و من که مثل شما حیدری صفت بودم تنم به زیر هیاهوی سُمّ اسبان بود غمت مباد پدر، قاسمت نمرده هنوز همیشه مثل خودت قهرمان میدان بود چنان که لشکر دشمن ز صوت هاشمی اش درون لرزه و اندیشه ها هراسان بود پدر به جان تو سوگند قاسمت هر دم مدافع حرم اهل بیت و قرآن بود میان معرکه ی کربلا به جان و به دل به پا نهاد قیامت، اگرچه عطشان بود @aftabehosn
🖤💔 روضه یعنی خودِ سقّا، خودِ آب روضه یعنی دل بی تاب رباب @aftabehosn
🥀🥀🥀 گرفت آتشی و خیمه هایمان را برد میان خیمه صدای رهایمان را برد کدام سوز شرر بود اینچنین آمد غرور و هیبت آل عبایمان را برد میان هلهله ی دشمن از کدامین سو وزید شعله و باغ و صفایمان را برد گذشت آتش یغما و از میان همه عبا و معجر و خلخال پایمان را برد چنان گسست ز هم حالمان، نفهمیدیم که بود پیرهن مقتدایمان را برد؟ نداشت هیچ کس از حال دیگری خبری قیامت آمد و حال و هوایمان را برد میان معرکه گهواره را کشید و گرفت یکی که خاطره ی لای لایمان را برد @aftabehosn
❤️ یا صاحب الزمان ❤️ اگرچه دورم از اوصاف بیکران شما ولی رسیده مرا بویی از نشان شما شبیه شاخه ی بی ریشه ام ولی گاهی گره زدم نفسم را بر آسمان شما پرنده ایست دلم در میان این آشوب که چشم دوخته بر دست مهربان شما چه باغ سبز و لطیفی ست در طراوت صبح نگاه روشنی از فصل دیدگان شما به سایه ای ز حضورت همیشه محتاجم به زیر امن ترین برگ بوستان شما من آن غریبه ی آشفته ام که تقدیرم مرا در این دل شب کرده میهمان شما اگرچه خالی ام از آفتاب و از باران ولی بهار شدم زیر سایبان شما رسانده است به اعلی ترین هوای بهشت مرا اشارتی از صورت نهان شما ندارد این دل من هیچ تحفه درخورتان جز اینکه سر بسپارد بر آستان شما @aftabehosn
«آن مرد آمد» ؛ قصه ای زیبا و بارانی در انتهای عصر یک روز پریشانی در کوله بارش راز یک دنیا پرستو بود از شانه هایش کوچ میکردند پنهانی مرد شهیدی که خدا را دیده بود انگار از آسمان چشم هایی سبز و عرفانی بوی محبت داشت در پیراهن سرخش می آمد از ایثارهای سخت و طولانی چون آیه های وحی می بارید بر مردم آن مرد ماه و آفتاب، آن مرد نورانی آورده بود از سرزمین جنگ و پیروزی در خاتم انگشترش ملک سلیمانی بیدارتر می کرد دنیا را وَ برمی خاست از خون او صدها هزاران مرد طوفانی @aftabehosn
در اوج قهرمانی و ایمان شهید شد مردی که ایستاد و چو طوفان شهید شد یک عمر در اسارت و زندان شهید بود این بار در میانهٔ میدان شهید شد @aftabehosn
هدایت شده از آفتابِ حُسن
❤️یا صاحب الزمان می شود تکرار، فصل مهربانی‌هایتان ای فدای آن نگاه ساده و زیبایتان نوری از حُسن شما تابید بر افکار من می چکد شهد غزل از نور ناپیدایتان فیضی از لطف خدایید و دخیل است این دلم بر حریم قدسی لبخند پرمعنایتان قبله ی عشقید و عالم سویتان در انتظار تا ببیند نوری از روی جهان‌آرایتان قلبهایی تشنه ی جامی ز لبخند شما منتظر هستند بر درگاه استغنایتان وادی امن است نام مهدی صاحب زمان رخصتی ده تا برآساییم در مأوایتان @aftabehosn
هدایت شده از آفتابِ حُسن
❤️ یا مهدی با اینکه سال‌هاست رهایت نکرده‌ام هرگز چنین عمیق هوایت نکرده‌ام هرچند در غبار زمین غرق گشته‌ام روزی نبوده اینکه صدایت نکرده‌ام هر روز در تأسفم از این وجود خویش از این که تا به حال فدایت نکرده‌ام مولای من! تمام امیدم به لطف توست هرچند کار خوب برایت نکرده‌ام یک عمر می‌شود سر راهت نشسته‌ام اما گذر به ثانیه هایت نکرده‌ام دستم فقط به اشک و دعا می‌رسد، ولی شرمنده ام که خوب دعایت نکرده‌ام @aftabehosn
هدایت شده از آفتابِ حُسن
☘ دلم گرفته و هر روز میل غم دارم هزار فکر پر از سوگ در سرم دارم سکوت تلخ زمان رخنه کرده در جانم چنانکه میل رهایی سوی عدم دارم به بی تفاوتی محض گشته است دچار تمام آن کلماتی که در قلم دارم فسرده بود وجودم، کسی سوال نکرد که بین اینهمه آشفتگی چه کم دارم؟! دلم گرفته فقط می شود به باران گفت که باز میل تماشای یک «حرم» دارم که باز میل رسیدن به آسمان ضریح و بوسه بر در آن خاک محترم دارم *** مرا به فصل نگاه «حسین» بسپارید که میل دیدن آن شاه محتشم دارم @aftabehosn
هم کلاسی! کجا سفر کردی؟ به کدام آسمان گذر کردی؟ زنگ تفریح تو پر از خون شد نیمکت‌ها شکست و گلگون شد جشن تکلیفمان که یادت هست؟ دفتر و کیفمان که یادت هست؟ همگی مانده زیر گرد و غبار می شود غصه روی هم آوار سوی معراج پر گشودی تو هم کلاسی! فرشته بودی تو @aftabehosn