🔺حرف های نوجوان های امروزی در قالب شعری زیبا...
#شعر
#پیشنهاد_خواندن
ای پدر ، ای مادر
من به رفتار شما می نگرم
دیده ام ناظر اعمال شماست
بهر من خوب و بد از کار شما مفهوم است
عمل و کار شما الگوی رفتار من است
نه چنان می شوم آخر که شما می خواهید
وضع من بسته به رفتار شماست
****
ای پدر ، ای مادر
من در آئینه سیمای شما
آنچه را در دلتان می گذرد می خوانم
بهتر آن است که با من همه صادق باشید
تا نگیرد دل من رنگ ریا
****
ای پدر ، ای مادر
اشتباهی اگر از من سر زد
کاه را کوه نکنید
نخ مو را ننمائید طناب
من هم انسانم و لغزش دارم
با زبان خوش خود ذهن من آگاه کنید
تا که دیگر نکنم کار خطا را تکرار
****
ای پدر ، ای مادر
رشد من تدریجی است
تربیت تابع این قانون است
می روم پیش، ولی گام به گام
گر فشاری به من آرید مرا می شکنید
نشتابید و شکیبا باشید
****
ای پدر ، ای مادر
احتیاجم همه پوشاک و غذا تنها نیست
من به امنیت خاطر چو غذا محتاجم
من محبت ز شما می خواهم
****
با کسی هیچ قیاسم نکنید ، هر گلی رنگ و بویی دارد
وضع من با دِگران یکسان نیست
وضع من وضعیت آنان نیست
در جهان من تک و بی همتایم
بین تان همدلی گر باشد و مهر
من چو گل در برتان شادابم
نگذارید که الفت زمیان برخیزد
من پریشان شوم و آشفته
نقص پیمان نکنید
به خدا بین شما عهد و مَوِدَت باشد
دل پاک من از این عاطفه لبریز کنید
ای پدر ، ای مادر دوستتان دارم و دوستم باشید .
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
✍ ۱۱ جمله جالب و زیبا
۱) از زشترویی پرسیدند: آن روز که جمال پخش میکردند، کجا بودی؟
گفت: در صف کمال!
۲) اگر کسی به تو لبخند نمیزند علت را در لبان بسته خود جستوجو کن!
۳) مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست، هزینه است.
۴) همیشه رفیق پابرهنهها باش، چون هیچ ریگی به کفششان نیست.
۵) با تمام فقر، هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت، هرگز عشق را خریداری نکن.
۶) هرکس ساز خودش را میزند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید.
۷) شجاعت یعنی بترس، بلرز، ولی یک قدم به جلو بردار.
۸) وقتی كاملاً تنهـا و بىكس شدی، بدان که خدا همه را بیرون کرده، تا خودت باشی و خودش.
۹) یادت باشد که در زندگی روزی به عقب نگاه میکنی و به آنچه كه برایت گریهدار بود، میخندی.
۱۰) آدمی را آدمیت لازم است، عود را گر بو نباشد، هیزم است.
۱۱) فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد ولی حماقت نه.
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
👩 سلام هموطن بی حجاب من❗️
از تو متنفر نیستم.
امروز که داشتی وسط پاساژ خرید راه میرفتی، کاش میدیدی که چطور چشمان مردهای هوسران را به خود جلب کرده بودی،
که هیچکدامشان تو را «باشرافت» نمی دانند.
چقدر دلم برایت سوخت.
دلم برایت سوخت که چطور ساده دلانه در ذهنت فرو کرده اند که
با برداشتن روسری و لخت کردن سر و گردنت، به آزادی رسیده ای.
به حقوق زنانگی ات رسیده ای.
از اینکه چطور تو را فریب دادند
که آنچه «حقوق مردهای هوسران» است
یعنی: لخت دیدن زنها... را
در ذهن کوچک تو به عنوان
«حقوق زنها» قالب کردند.
😔 من فقط دلم برایت سوخت
که چطور از میان این همه حق،
حق آرامش، حق امنیت،
حق محیط پاک، حق مترو
و اتوبوس امن جنسیتی،
حق انسان نگریستن به جای زن نگریستن،
حق خانواده سالم و...
فقط «حق لخت شدن» را
به عنوان «حقوق زن» به تو چپاندند.❗️
🙍♀️ هموطن بی حجاب من!
شاید خیلی از مردها به تو نگویند.
اما من می گویم.
در دل همه ما مردها
زن بی حجاب، هرگز «زن نجیب» نیست،
«زن قابل احترام» نیست.
«زن باشرف» نیست
«زن باحیا» نیست.
حتی اگر هزار سال بگذرد نیز،
این طبیعت ما مردهاست .
در چشم ما زن بی حجاب،
«زن ارزان» است،
«زن مفت» است،
«زن بی ارزش» .
که فقط ابزار جنسی است و بس.
آنقدر بی ارزش
که به جای مغزش باید موهایش را نشان دهد تا جلب توجه کند.
در نظر همه ما مردها،
زن فقط و فقط بخاطر «حیا» و «پاکی» اش،
جذابیت حقیقی دارد.
نه بخاطر لخت و برهنه بودنش.
امروز که روسری برداشتی،
شاید ندانی آخرش چه میشود.
👀 اما بنشین و ببین❗️
روزی که شوهرت
به همین ارزانی و مفتی
که تو را در اختیار دیگران می گذارد
و زنهای دیگر را هم به خانه و حریم تو بیاورد.
هموطن بی حجاب من!
اگر امروز آمار طلاق و خیانت و اعتیاد و بزهکاری ۱۰ از ۱۰۰ است،
بنشین و ببین،
که نتیجه ی «آزادی» تو
یا درست تر بگویم
توهم آنچه که به اشتباه
از «آزادی در ذهنت فرو کرده اند»
۱۰ سال دیگر، ۲۰ سال دیگر
در ایرانِ نجیب من،
در ایرانِ مسلمان من بیرون خواهد زد
و روزی خواهد آمد ...
که آمار هولناک طلاق و خیانت
و اعتیاد و افسردگی
و قتل های خانگی
به همان آمریکا و انگلیس خواهد رسید.
(هر ۲۰ ثانیه تجاوز به یک کودک، هر ۲ ثانیه تجاوز به یک زن).
و آن وقت، دیگر برگشتن به جامعه سالم، جامعه امن و خانواده محور، محال است....
💠 ... و اما هموطن باحجاب من! 🧕
ممنونم از فداکاری ات
برای حفظ خانواده ایرانی.
ممنونم که با زحمت،
خود را می پوشانی
تا چشم من،
تا قلب من
و تا آرامش همسر من حفظ شود.
ممنونم که در روزگار برخی بی ناموس ها،
هنوز حیا و شرف و پاکی در وجودتان هست.
و پرچمدار هویت و اصالت و نجابتی.
سر تعظیم در برابر انسانیت و پاکیزگی ات خم می کنم.
خواهر باحیای من،
در دنیا از حضرت زهرا پیروی می کنی،
و در آخرت هم حضرت زهرا پشت و پناهت باشد....
#زن_زندگی_ازادی
#حجاب
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
♦️چه لذتی دارد ...
🌷چه لذتی دارد وقتی در خیابان و کوچه راه می روی و صد قافله دل آلوده همراه تو نیست.
🌷چه لذتی دارد وقتی در نابودی تعهد و عشق بین همسران سهیم نباشی و گرمای خانه ها را سرد نکنی.
🌷چه لذتی دارد وقتی از سر پاکی و غیرت و مردانگی، بانوان و دختران سرزمینت را ناموس خود بدانی و سرمایه ی پاکی و نجابتشان را قربانی هوس های خود نکنی.
🌷چه لذتی دارد که مردانگی را، نه فقط در پرورش اندام و قوت بازو، بلکه در توان خویشتن داری در مقابل وسوسه های شیطانی معنا کنی.
🌷چه لذتی دارد که بدانی دنیا راهی است به سوی خدا و در این راه نباید با نگاهت،با حرفت و با نوع پوششت، سنگ راهی باشی و دلی را از حرکت در این مسیر بازداری.
🌷چه لذتی دارد که فقط زندگی کوتاه دنیا را نبینی و نگاهی هم به زندگی بی پایان آخرت داشته باشی.
🌷چه لذتی دارد چه لذتی دارد وقتی در آلوده شدن چشم و قلب دیگران نقش نداشته باشی و بخشی از گناهان آنان را پای نامه اعمال خود ننویسی.
🌷چه لذتی دارد وقتی هدف خلقت خویش را فراموش نکنی و عمر گران بهای خود را پای میز آرایش و دوختن و پوشیدن و نمایش دادن و به چشم ها نشستن،به پایان نرسانی.
🌷چه لذتی دارد وقتی رضایت خدا را به رضایت انسان های هوس ران ترجیح می دهی.
🌷چه لذتی دارد وقتی طعمه ی قلاب شیطان برای دام انداختن دیگران نیستی.
چه لذتی دارد عفیف بودن !...🌺
#حجاب
#حیا
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
مرد عربی از حضرت علی (ع) پرسيد :
اگر من آب بنوشم حرام است؟
فرمودند : نه
گفت: اگر خرما بخورم حرام است؟
فرمودند: نه
گفت: پس چطور اگه اين دو را با هم مخلوط كنم و مدتي در آفتاب بگذارم تا شراب شود خوردنش حرام است !
اميرالمومنين (ع) فرمودند :
اگر آب روی سرت بپاشم دردی احساس ميكنی؟
گفت : نه
فرمودند:اگر مشتی خاك بپاشم چطور ؟
گفت : نه
فرمودند : اگر اين دو را با هم مخلوط كنم و مدتی در آفتاب بگذارم آنگاه به سرت بزنم چطور ؟
گفت : فرق سرم شكافته ميشود.
حضرت فرمودند : حكايت آن نيز اينگونه است .
📚کتاب قضاوت های امیرالمومنین(ع)
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
#حضرت_زهرا (س) هیچ وقت از همسرش چیزی را درخواست نمی کرد. روزی بانو در بستر بیماری افتادند. امام علی بر بالین ایشان آمدند و فرمودند:«زهرا جان! چه میل داری تا برایت فراهم کنم؟»
حضرت زهرا(س) مانند همیشه فرمودند:«من از شما چیزی نمی خواهم، ای علی جان! پدرم به من سفارش کرده که هرگز چیزی از شوهرت در خواست نکن، مبادا تهیه آن برایش مشکل باشد و در برابر در خواست تو شرمنده شود.»
امام علی (ع) فرمودند: « ای فاطمه جان! همسر خوب و مهربانم، به حق من، هر چه میل داری بگو تا برایت آماده کنم.»
پس از پافشاری امام علی(ع) ، بانو فرمودند:« اکنون که من را سوگند دادی می گویم. اگر اناری برایم فراهم کنی خوب است.»
امام برای به دست آوردن انار خانه را ترک کردند. در راه از مردم می پرسیدند:«در این فصل از سال کسی میوه انار دارد؟»
مردم با تعجب به امام (ع) نگاه می کردند، زیرا فصل انار گذشته بود اما یکی از مسلمانان گفت:«یا علی! فصل انار گذشته، ولی چند روز قبل شمعون یهودی چند انار از طائف آورده بود.»
امام(ع) به در خانه شمعون رفت. شمعون وقتی که چشمش به علی علیه السلام افتاد با تعجب به امام نگاه کرد و پرسید :« چه شده است علی؟»
امام ماجرای خانه را تعریف کرد و درخواست خرید انار کرد. شمعون گفت: «چیزی از انارها باقی نمانده است همه را فروخته ام.»
همسر شمعون پشت در بود و سخن آنها را می شنید، به شوهرش گفت: «من یک انار برای خودم برداشته بودم و در زیر برگ ها پنهان کردم.»
آنگاه رفت و انار را آورد و به امام داد. آن حضرت چهار درهم به شمعون داد. او گفت: قیمتش، نیم درهم است.
امام فرمود: «همسرت این انار را برای خود ذخیره کرده بود تا روزی از آن نفع بیشتری ببرد. نیم در هم مال خودت و سه درهم و نیم هم مال همسرت.»
امام در حال برگشت به خانه بود که با صدای ناله ی فقیری رو به رو شد. ایشان به دنبال صدا رفتند تا ببیند چه اتفاقی برای آن بنده خدا افتاده است. امام(ع) دیدند مرد فقیر و غریب و نابینایی در خرابه ای بدون سرپرست و غذا روی زمین خوابیده است.
امام فرمودند:« تو کیستی؟ از کدام قبیله ای؟ چند روز است که در اینجا افتاده ای؟»
گفت:《ای جوان صالح! من از اهالی مدائن می باشم، در آنجا قرض زیادی داشتم. ناگزیر سوار بر کشتی شدم و با خود گفتم خود را به مولایم امیرمؤمنان می رسانم شاید آن حضرت کمکی به من کند و قرض هایم را ادا نماید. مرد نمی دانست که سرش بر دامن علی علیه السلام است.》
امام (ع) نگاهی به انار کردند و فرمودند:« من یک انار دارم که برای مریض در خانه ام می برم، بیا تا نصف این انار را به تو بدهم»
امام (ع) انار را دو نصف کرده و نصف آن را کم کم در دهان آن مرد می گذاشت تا تمام شد. مرد گفت: «اگر مرحمت فرمایی نصف دیگرش را نیز به من بخورانی، چه بسا حال من خوب شود!»
امام علی (ع) نیم دیگر انار را نیز کم کم به او خوراند تا تمام شد.
سپس امام راه خانه را در پیش گرفت. اما از خجالت بر پیشانی اش عرق نشسته بود و نمی دانست چطور دست خالی به خانه رود، از شکاف در به درون خانه نگاهی کرد تا ببیند فاطمه (س) خواب است یا بیدار.
مشاهده کرد همسرش به دیوار تکیه داده و طبقی از انار پیش روی اوست و میل می فرماید، حضرت بسیار خوشحال وارد خانه شد، متوجه شد که این انار مربوط به این دنیا نیست.
پرسید:« فاطمه جان! همسر عزیزم، این انار را چه کسی برای شما آورده است؟»
فاطمه (س) گفت: «ای علی جان! وقتی که از پیش من رفتی، چندان طولی نکشید که نشانه سلامتی را در خود یافتم. ناگاه صدای در به گوشم رسید فضه خادمه در را گشود، مردی را دید که طبق انار دارد. آن مرد گفت: این طبق انار را امیرمؤمنان علی علیه السلام برای فاطمه فرستاده است.»🌷🌷
#ایام_فاطمیه
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟
خانوم خوشگله برسونمت؟؟؟
خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملـاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری مشکی برداشت و سر کرد...وارد حرم شد و کنار ضریح نشست.
زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!!
فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...🌱
#حجاب
#امنیت
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
♨️داستان بسیار زیباااا و واقعی که در پاکستان اتفاق افتاده است !
دکتر"ایشان"، پزشک و جراح مشهور پاکستانی ، روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار می شد ، با عجله به فرودگاه رفت .
بعد از پرواز ، ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه ، که باعث از کار افتادن یکی از موتورهای هواپیما شده ، مجبوریم فروداضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم ...
بعد از فرود هواپیما ، دکتر بلافاصله به دفتر استعلامات فرودگاه رفت و خطاب به آنها گفت :
من یک پزشک متخصص جهانی هستم و هر دقیقه ، برای من برابر با جان خیلی انسانهاست و شما می خواهید من 16 ساعت ، تو این فرودگاه منتظر هواپیما بمانم ؟
یکی از کارکنان گفت :
جناب دکتر ، اگر خیلی عجله دارید می تونید یک ماشین دربست بگیرید تا مقصد شما ، سه ساعت بیشتر نمانده است ...
دکتر ایشان ، با کمی درنگ پذیرفت و ماشینی را کرایه کرد و براه افتاد که ناگهان در وسط راه ، اوضاع هوا نامساعد شد و بارندگی شدیدی شروع شد بطوریکه ادامه دادن برایش مقدورنبود ...
ساعتی رفت تا اینکه احساس کرد دیگه راه را گم کرده است ...
خسته و کوفته و درمانده و با نا امیدی براهش ادامه داد ...
که ناگهان کلبه ای کوچک توجه او را به خود جلب کرد ...
کنار اون کلبه توقف کرد و در را زد ، صدای پیرزنی را شنید :
- بفرما داخل ، هر که هستی در بازه ...
دکتر داخل شد و از پیرزن که زمین گیر بود خواست که اجازه دهد از تلفنش استفاده کند . پیرزن خنده ای کرد و گفت :
کدام تلفن فرزندم ؟ اینجا نه برقی هست و نه تلفنی ... ولی بفرما و استراحت کن و برای خودت استکانی چای بریز تا خستگی بدر کنی و کمی غذا هم هست بخور تا جون بگیری ...
دکتر از پیرزن تشکر کرد و مشغول خوردن شد ، درحالیکه پیرزن مشغول خواندن نماز و دعا بود ... که ناگهان متوجه طفل کوچکی شد که بی حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن خوابیده بود ، که هر از گاهی بین نمازهایش ، او را تکان می داد.
پیرزن مدتی طولانی به نماز و دعا مشغول بود . بعد از اتمام نماز و دعا ، دکتر رو به او کرد و گفت :
بخدا من شرمنده این لطف و کرم واخلاق نیکوی تو شدم ، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود.
پیرزن گفت :
شما رهگذری هستید که خداوند به ما سفارش میهمان نوازیتان را کرده است .
من همه دعاهایم قبول شده ، بجز یک دعا ...
دکتر ایشان می پرسد :
چه دعایی ؟
پیرزن می گوید :
این طفل معصومی که جلو چشم شماست ، نوه من هست که نه پدر داره و نه مادر ، به یک بیماری مزمنی دچار شده که همه پزشکان اینجا ، ازعلاج آن عاجز هستند ...
به من گفته اند که یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر (ایشان) هست که او قادر به علاجش هست ، ... ولی هم او خیلی از ما دور هست و دسترسی به او مشکل هست و من هم نمیتوانم این بچه را پیش او ببرم ... و هم می گویند هزینه عمل جراحی او خیلی گران است و من از پس آن برنمی آیم ... می ترسم این طفل بیچاره و مسکین ، خوار و گرفتار شود ... پس از خدا خواسته ام که چاره ای برای این مشکل جلویم بگذارد و کارم را آسان کند !
دکتر ایشان در حالی که گریه می کرد ، گفت :
به والله که دعای تو ، هواپیماها را از کار انداخت و باعث زدن صاعقه ها شد و آسمان را به باریدن وا داشت ... تا اینکه من دکتر را بسوی تو بکشاند .
من بخدا هرگز باورنداشتم که الله عزوجل با یک دعا ، این چنین اسباب را برای بندگان مومنش مهیا می کند و بسوی آنها روانه می کند .
**
♦️وقتی که دستها ، از همه اسبابها کوتاه می شود و امید ، حتی در تاریکی ها همچنان ادامه دارد ، فقط پناه بردن به آفریدگار زمین و آسمان بجا می ماند و راه ها از جایی که هیچ انتظارش را ندارید ، باز می شود .
🔮هر جایی که امید ادامه دارد، تمام کائنات در راستای خواسته خدا تلاش می کنند.
🔵همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو...
شاید خداست که در آغوشش می فشاردت
برای تمام رنج هایی که میبری صبر کن!
صبر اوج احترام به حکمت خدای مهربان است...
#تلنگر
🆔 @afzayeshetelaat
#پیشنهاد_خواندن
آخوندها در این مملکت چه کرده اند⁉️
آخوندها در دنیا چه کرده اند⁉️
👌👌👌شیخ الرئیس ابوعلی سینا آخوندی که جزء پنج نابغه طراز اول دنیاست.
کتاب شفا (در حکمت و فلسفه) اورا در زمره بهترین فلاسفه دنیا قرار داده.
کتاب قانون در طب که تا قرن ۱۷ و به مدت هزار سال کتاب مرجع پزشکی در اروپا بود و اورا مشهورترین طبیب دنیا کرده است.
👌👌👌حکیم عمر خیام نیشابوری آخوندی که ریاضیات مدرن وعلم کامپیوتر مدیون محاسبات دقیق ریاضی اوست.
خیام تقویم شمسی را در ۱۰۰۰ سال قبل چنان دقیق ابداع کرد که در هر ۱۰۰ سال فقط ۸ دقیقه اختلاف پیدا می کند.نابغه ریاضیات و نجوم که در صدر منجمان دنیا قرار دارد و رباعیات او هم اورا شاعری برجسته وصاحب سبک کرده است.
👌👌👌حکیم زکریای رازی آخوندی که با کشف الکل خدمتی بی نظیر به طب و شیمی کرد و پس از ۱۰۰۰ سال هنوز الکل یکی از مهمترین مواد طبی و صنعتی در تمام جهان است.
👌👌👌حکیم جرجانی آخوندی که جزء نوابغ علم طب بحساب می آید و از پایه گذاران آناتومی بدن محسوب می شود.
👌👌👌حکیم ابوالقاسم فردوسی آخوندی که اولین نابغه حماسه سرایی در دنیا محسوب می شود و روی زمین کسی نیست که اورا نشناسد.او زبان پارسی را ارج و قرب بیشتری بخشید و دوباره احیا کرد.
👌👌👌حکیم ابونصر فارابی آخوندی که نابغه ریاضیات و شیمی و چشم پزشکی بوده و خدمات او تحولات شدیدی در علوم بویژه چشم پزشکی ایجاد کرد.
👌👌👌حکیم عطار نیشابوری آخوندی که فلسفه و منطق را با شعر اعتلا بخشید و جزء نوادر دنیا در ادبیات عرفانی ست.
👌👌👌خواجه نصیرالدین طوسی آخوندی که هم منجم(ساخت رصدخانه مراغه از افتخارات اوست) و ریاضیدان و فیلسوف بود و هم از رجال سیاسی مهم شیعه و پایه گذار گسترش تشیع در ایران در دوره سلطان محمد خدابنده از نوادگان مغول بود.
👌👌👌مولوی بلخی (مولانا) آخوندی که حکمت را با مثنوی های زیبای خود قابل لمس کرد و از این حیث او شخصیت بی نظیر دنیاست.
👌👌👌حکیم ابو ریحان بیرونی منجم و ریاضیدان مشهور که جزء شخصیتهای بزرگ این حوزه در ایران و جهان است.
👌👌👌سعدی و حافظ هردو از شیوخ و آخوندهای طراز اول زمان خود بوده و پس از هفتصد سال هنوز بر تارک ادبیات عرفانی و پند وحکمت دنیا می درخشند.
👌👌👌میرزای شیرازی آخوندی که فتوای حرام بودن توتون و تنباکو را صادر و کمر استعمار بلا منازع انگلستان در ایران را شکست.فتوای او برای اولین بار استعمار انگلیس را به عقب نشینی واداشت.
👌👌👌شیخ فضل الله نوریی و سید جمال الدین اسد آبادی و سید حسن مدرس و میرزا کوچک جنگلی سه تحصیل کرده حوزه که در مقابل سلطنت بی چون وچرا و استبدادی قاجار و رضا خان ایستادند و پایه گذاران و الگوهای خیزش مردمی بر علیه ظلم و استبداد بودند.
👌👌👌علامه امینی که با مسافرتهای طولانی به هند و لبنان و مصر و تحقیق و نوشتن کتاب بزرگ الغدیر با روایات غیر قابل انکار از منابع اهل سنت حقانیت شیعه را اثبات کرد و موجبات سر افرازی تشیع و شیعیان را فراهم کرد.
👌👌👌علامه طباطبائی که با تفسیر المیزان وزن بیشتری به فقه شیعه بخشید و از بزرگان فلسفه در عصر حاضر بود. بسیاری از بزرگان از جمله شهید مطهری از شاگردان او هستند.
👌👌👌شهید مطهری بزرگترین نویسنده و محقق و تبیین گر علوم اسلامی در قرن حاضر که به علوم اسلامی شکلی آکادمیک وشفاف بخشید.
👌👌👌امام خمینی ره شخصیتی عرفانی وضد ظلم و مخالف سلطه اجانب که با کمک مردم و ایمان به فضل پروردگار توانست طومار ۲۵۰۰ سال سلطنت استبدادی شاهان زور گو را در هم بپیچد و صحنه سیاسی ایران و منطقه و کل دنیا را عوض کند و تاثیر گذارترین شخصیت سیاسی مذهبی قرن بیستم لقب بگیرد. نظام مقدس جمهوری اسلامی حاصل تلاشهای مبارزاتی اوست که با سکانداری ولایت فقیه ۴۴ سال است در مقابل تمام ابر قدرتها زورگوی جهان ایستاده و به امید تمام ملتهای ستمدیده عالم تبدیل شده است.
👌👌👌علامه حسن زاده آملی که به عرفان عملی و نظری جان دوباره ای بخشید و راههای عرفانی را برای سالکان و مشتاقان هموار کرد.
او از نوابغ ریاضیات و طب اسلامی نیز هست.
✅اینها تنها نمونه هایی هستند از هزاران شخصیت برتر تحصیل کرده در حوزه های علمیه که سهم بزرگی در تحولات علمی در اعصار مختلف داشته اند.
🔺در تاریخ پس از اسلام هرچه شخصیت و دانشمند تاثیر گذار داریم همه آخوند و تحصیل کرده حوزه هستند...
📌راستی هیچ فکر کرده اید که دشمنان چرا روحانیت را دشمن اصلی خود می بینند و چرا سعی در مخدوش کردن مقام روحانیت در بین مردم دارند.⁉️
یه کم فکر کنید جواب واضح است...
🆔 @afzayeshetelaat