تازه امروز یه ساعت طول کشید تا برگه هارو بدن و من قبلش بلاخره مغزمو آزاد کردم و به هرچی دلم میخواست فکر کردم(همش اون)
خیلی خوش گذشت کاش میشد هروقتی بشینم فکر کنم به هرچی میاد تو ذهنم و هی نجنگم باهاشون
هرکی بهش ویس دادم هشدار میدم که سین کنه چون توش ذوقی حرف زدم و اگه تا وقتی که هنوز ذوقیم سین نکنه پاکش میکنم بعدش ببخشید