🍃ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺍَﻟﺴَﺖُ ﻣِﻨﮑﻢ ﺑﺒﻌﯿﺪ / ﻫﺠﺮ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻥ ﻋﺬﺍﺑﯽ ﻟَﺸﺪﯾﺪ
ﺑﺮ ﮐﻨﺞ ﻟﺒﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯾﺤﯿﯽ ﻭ ﯾﻤﯿﺖ / ﻣﻦ ﻣﺎﺕ ﻣﻦ ﺍﻟﻌﺸﻖ ﻓﻘﺪ ﻣﺎﺕ ﺷﻬﯿﺪ 🍂
#ارسالی_از_شما_عزیزان🌷
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@Agamahmoodreza
🍃در شرایطی با شهید بیضائی آشنا شدم که تا به حال، اسم مدافع حرم به گوشم نخورده بود...!
اولین بار، پاییز ۱۳۹۳ عکس ایشون رو روی پروفایل یک شخصی دیدم...
و اون شخص، شهید رو معرفی کرد و مفهوم مدافع حرم بودن رو برام توضیح داد...
من هیچ شناخت و ارتباطی با شهدا نداشتم...!
به عقیدهء خودم، نگاههای من به تصویر شهید بیضائی که روی اون پروفایل بود، منو با دنیای شهدا آشنا کرد...
بعد از مدتی، آنقدر شیفتهء شهدا شدم، که شهید بیضائی رو بعنوان دوست شهیدم انتخاب کردم...🌹
خیلی از جاها شهید کمکم کرده...
حتی گاهی متوجه شدم که دستگیریِ شهید، از طرف خودشون صورت گرفته و بدون توسل، کمکم کردن...! و به نظرم همین موضوع، معرفِ یک دوست واقعیه...✨🌹✨
دارم درس میخونم...
شهید بیضائی به رویام تشریف آوردن و گفتن: خسته نباشی درس میخونی...🌹
گاهی که خیلی خسته میشم و کم میارم، ایشون رو توی رویام میبینم، و شهید راه و چاهم رو نشون میدن...✨
گفتنیها و ادراکات از شهید محمودرضا بیضائی، زیاده...
اما بیان کردنش نمیتونه احساس بینظیری که از دوستی با شهدا ایجاد میکنه رو ترسیم کنه...!
فقط باید این دوستی، تجربه بشه...✨🌹✨
در ایام ولادت مادر سادات(س)، برای مادر و همسر شهید بیضائی و همهء مادران و همسران شهدا، از خداوند تمنای سلامتی و عاقبتبخیری دارم...🌷
بهترین دوستان ما در این زمان، شهدا هستند ✨🌹✨
#ارسالی_از_شما_عزیزان 🌷
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@agamahmoodreza
🍃اوایل دهه نود، از شام، دروازه ای به کربلا باز شد و بهترین و گمنام ترین جوانان این مرزو بوم، عاشقانه و در سکوت، تا جوار سالار شهدا پرکشیدند و ما در خانه بودیم...
نه سال گذشت... و دلتنگی ما خاموش نمیشود... زرنگ بود، بقول برادرش همه را رنگ کرد و رفت و ما هنوز در پیچ و خم کوچه های تکلیف مان مانده ایم...
محمودرضا!
دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیروش کش... 💔
التماس دعا...
#ارسالی_از_شما_عزیزان🌷
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@Agamahmoodreza
🌷شهید محمود رضا بیضایی و شهید سیاوشی اولین شهدای مدافع حرم بودند که مهمان زندگی معنوی ما شدند.
با مطالعه در زندگی نامه ی این شهید بزرگوار سالهاست فرزندانم را با خصوصیات اخلاقی این برادر عزیز آشنا کرده ام.
از رشادت و غیرت و شهامت؛
از ایمان بالا و خلوص در کارهای ایشان؛
چشمان پاک که از نگاه به نامحرم محفوظ نگه داشته بودند.
دوری ایشان از مشهور بودن و دیده شدن؛
از روحیه ی ایثار گری ایشان و فدایی اسلام و اهل بیت شدن......
همه را مثل یک داستان شیرین اما واقعی در گوش فرزندانم نجوا کردم.
فرزندم افتخار کرد و بر خود بالید که تاریخ تولدش با تولد آسمانی و روز شهادت برادر شهیدش در یک روز است ....
برای او قرآن خواندیم
و همیشه به یادش بودیم
و قطعا این یادهای سبز ؛ نه از طرف ما؛ بلکه از طرف این بزرگوار آسمانیست...
ملتمس دعای ایشان هستیم.
و منتظر عنایات شهدا برای روشن ماندن راه زندگی مان.
🍃ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها
همان قبیله که بودند غرق پاکی ها
به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن
شده ست حاصل آنان ز سینه چاکی ها
دلیل غربت شان اهل خاک بودن ماست
نه بی مزار شدن ها نه بی پلاکی ها
به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند
زمین چقدر حقیر ست آی خاکی ها🍃
#ارسالی_از_شما_عزیزان 🌷
پ.ن.
«بزرگواران برای سلامتی و شفای دخترشون دعا کنید.»
#صلوات
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@Agamahmoodreza
🍃اوایل سال ۹۳ بود من تازه کلمه مدافعان حرم به گوشم رسیده بود. شهیدبیضائی جزو اولین شهدای مدافع حرمی بود که شناختم ،خیلی پیگیر مطالبی که پیرامون این شهیدبزرگوار هست بودم. مهرش عجیب به دلم نشست ،شد برام داداش محمودرضا ...🍂
شهید شده بود همدم تنهایی هام هرجا کم می آوردم بهش متوسل میشدم که داداش کمکم کن.
محرم امسال دلم عجیب زیارت اربعینی میخواست که تا حالا نصیبم نشده بود. با تمام وجود از داداش محمودرضا خواستم واسطه بشه ارباب طلبم کنه . درنهایت ناباوری اربعین امسال من به نیابت از داداش محمودرضا عازم کربلاشدم.
نمیگم تو تک تک لحظه ها ولی خیلی جاها رد پای شهید رو حس میکردم . خیلی جاها یادش بامن بود.
هر جا عکسش رو میدیدم به همسفرام باذوق میگفتم :
ببینید داداش محمودرضاست.🍃
#ارسالی_از_شما_عزیزان 🌷
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@Agamahmoodreza
🍃در اربعین ۹۸ ما توفیق پیدا کردیم به زیارت اربعین بریم .
میدونستم که آقامحمودرضا به کربلا نرفته . گفتم که امسال به نیت ایشون برم و عکسشون هم زدم به کوله پشتی . در اربعین عادت داشتم هر کس کوله پشتیش عکس محمودرضا داشته بهشون عرض ارادت می کردم .
یکی از صبح ها هم طبق روال تو پیاده روی که به آدم هایی که عکس کوله پشتی شون آقامحمودرضا بود سلام می کردم . تو دلم
آرزو کردم که حداقل برادر شهید رو ببینم تو این جمعیت . 🌷
تا اینکه شب شد . نماز مغرب و عشا رو خوندم از کاروان جا موندم .
بعد از نماز تنها حرکت کردم . بین جمعیت یکی رو دیدم پشت کوله پشتیش عکس محمودرضا زده . بعد متوجه شدم تنها نیست و یه گروهی باهاشون هستن که همه عکس پشت کوله پشتی شون شهید محمودرضاست .. خوشحال شدم و شروع به صحبت . گفتن اتفاقا خانواده شهیدمحمودرضا همراه کاروان مون هست . برادرشون نبودن اما منو بردن پیش خانواده شون . عرض احترام کردیم و از خاطرات محمودرضا برام تعریف کردن و توفیقی بود برام.
برگشت تو جاده تنها می رفتم گفتم عجب که شهدا آگاه هستن و صدای دلم رو شنیده و منو بین این همه جمعیت و شلوغی زائر های اربعین با خانواده ش رو در رو کرده . 🌷🍃
#ارسالی_از_شما_عزیزان
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@Aghamahmoodreza
🌷شش سال قبل وقتی نه سالم بود و با داداش محمودرضا تازه اشنا شده بودیم،روز تولدشون به شدت تب داشتم ولی دلم میخواست حتما سالروز تولد داداش؛ پیششون باشم. با مامان و خاله ام گل و گلاب و شیرینی گرفتیم و رفتیم تولد داداش..
برام عجیب بود برگشتیم حالم خوب شده بود.
🍃تولد خودم هم بیست و چهار آذر هست و چون جشن تکلیف نه سالگیم بود با مامان بزرگ و مامان و خاله هام کیک گرفتیم و رفتیم تاکنار داداش محمودرضا جشن تکلیفم رو بگیریم .
همش منتظر بودم. مطمئن بودم داداش نگام میکنه..
مامانم داشت کنار قبر داداش دعا میکرد و میگفت که دخترم تولد شما اومد و براتون کادو اورد . لطفا شما هم عنایتی کنین و برا دخترم دعا کنین.
با اینکه روز چهارشنبه بود و جز ما کسی اونجا نبود . یه ماشین اومد نزدیک مزار شهدای مدافع حرم ..چندتا آقا از ماشین پیاده شدند.
یکیشون با دستمال مزار ها رو پاک کرد . منم از کیک تولدم بهشون دادم.
یکی از اونا یک سکه آورد و گفت اینم کادوی جشن تکلیفتون.
از کیک جشن تکلیفم خوردند و رفتند..
بعد رفتن اونا حالمون منقلب شد که اینم کادوی جشن تکلیفم از طرف شهید مدافع حرم.🍃
مگه میشه یه قدم برا شهدا برداری و اونا هزار برابر برات جبران نکنن..اون روز بهترین جشن تولد عمرم بود و بهترین کادویی که گرفتم.
حالا من شش ساله که کادوی جشن تکلیفم از طرف داداش محمودرضا رو نگه داشتم تا روزی که به نیابت از داداش برای ساخت حرم خانم فاطمه زهرا(س)هدیه بدهم..🌷
#ارسالی_از_شما_عزیزان
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@Agamahmoodreza
آقامحمودرضا
🍃سال نود وشش بود، متوجه شدیم خواهرم مریضی سختی دارن .به طوری که تقریبا دکترا جوابمون میکردن، یا عملش رو با ریسک زیاد میگفتن امکانش هست. 🍂
بالاخره با هر سختی خواهرمو بستری کردیم خواهری که مسبب آشنایی ما با مدافعین حرم بود.
روز عملش رسید، صبح تو بیمارستان آرام و قرار نداشتیم . خواهرمو بردن اتاق عمل. نمیدونستیم چند ساعت بعد چه اتفاقی قرار بود برایمان بیفتد.
دعای توسل در حیاط بیمارستان خوندیم ولی آروم نشدیم . پراسترس ترین لحظه ها رو میگذروندیم..🍂
به یک دفعه تصمیم گرفتیم بریم پیش مدافعین حرم ومتوسل بشیم..
انگار این تصمیم هم اختیاری نبود..
رسیدیم خواهرم شروع به خواندن زیارت عاشورا با صد لعن و سلام کرد ، سجده کرده بود رو مزار اقا محمودرضا..
اون لحظاتی پیش شهدا بودیم چهارساعت طول کشید..
نماز ظهر رو خوندیم کم کم ترس وجودمون رو فرا گرفته بود نکنه شهدا نگامون نکنن آخه هنوز عمل خواهرم تموم نشده بود...🍂
خسته و تشنه و گرسنه منتظر خبر بودیم که تلفن خواهر بزرگم زنگ زد و گفت عمل تموم شد..
خواهرم تو همون اتاق عمل به هوش اومده بود..
از خوشحالی گریه میکردیم و نگاه شهدا مارو تو عالم دیگه ای برده بود..
همراه خواهرم دویدیم و برگشتیم پیش مدافعین حرم تا یک به یک ازشون تشکر کنیم..
به آقامحمودرضا گفتیم با اون نگاه زیبایت خودت بگو که خوب شد نگران نباشین..
یه لحظه حس کردیم چشماشو بست و دوباره باز کرد یعنی خیالتون راحت باشه..😭😭
🍃موقع برگشتن چنان عطری از وسط دستم بلند شده بود که خواهرم فهمید و گفت این بوی عطر از دستت چیه؟
دوباره گریه کردیم و با یه پارچه ی کوچیک دستمو بستم تا تبرک اون پارچه رو که عطر شهدا گرفته بود رو به جای زخم عمل خواهرم ببندیم..
بعد از چند روز از عمل هم تو عالم رویا مدافعین حرم اومدند ملاقات خواهرم...
این شهدا امامزادگان عشقند...
#ارسالی_از_شما_عزیزان
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@agamahmoodreza
🌷 سفره صلوات و دعای کمیل به نیابت از شهیدآقامحمودرضا در جوار شهدای گمنام
#ارسالی_از_شما_عزیزان
#شهید_محمودرضا_بیضایی
@agamahmoodreza
🌹هم اکنون در حرم امام رضا علیه السلام
دعا گوی خانواده شهید و اعضای کانال و دوستداران شهید هستم
و به نیابتشون زیارت کردم و نماز خوندم
انشالله حاجت روا شدن همگی
#شهید_محمودرضا_بیضایی
#ارسالی_از_شما_عزیزان
@agamahmoodreza