[کشتیِکاپیتانآگاتا]
کلاه سه گوشش را برداشت نور ماه به چشمانش میخورد چشمانی که مثل طلا میدرخشیدند لباسش مثل دریانوردان ای
این همه میگین پارت بده بعد ایگنور میکنین😔
[کشتیِکاپیتانآگاتا]
کلاه سه گوشش را برداشت نور ماه به چشمانش میخورد چشمانی که مثل طلا میدرخشیدند لباسش مثل دریانوردان ای
باد شدیدی می وزید آبراهام پایک و همراهانش به آرامی راه میرفتند پایک آرام گفت: سریع تر اون گاس مفت خور حتما تا الان مارو لو داده
همه سریع وارد کشتی شدند هر کسی به سمتی میرفت آبراهام پیر سمت عرشه کشتی رفت و با دیدن آنجا نفس عمیقی کشید و خندید
این بهترین حس برای آبراهام بود دوباره به کشتی اش باز گشته بود و با دوست قدیمی اش،دریا ملاقات می کرد کشتی زیر نور ماه حالت آرامش بخشی داشت که باعث میشد انسان خوابش بگیرد
_کاپیتان! قراره کجا بریم
_پیتر، هاهااا*خنده های شیطانی
آبراهام لحظه ای مکث کرد و نعره زد: ما میریم به شهر گمشده ، شهر گمشده آتلانتیسسسس...
مرد کوتاه قامتی سریع به سمت کاپیتان دوید و نفس نفس زنان گفت: کاپیتان !...ک..کاپیتان یه قایق داره پشت سر ما میاد !
آبراهام مثل گرگ وحشی غرید و داد زد : لعنت به گاس گرین ، بزار بیاد بالا
کسی که سوار قایق بود با کمک خدمه کشتی بالا آمد
روی زمین نشست آبراهام به سمتش آمد و گفت : هی تو کی هستی فکر کردم قراره اون گاس مرتیکه بیاد دنبالم !
مرد جوان که داشت از حال می رفت گفت : من بر..برناردم برنارد آمرسون
در حالی که تقلا میکرد تا چیزی را بگوید بعد از هوش رفت
الوا آمار جدیدت مبارک باشه=)
امیدوارم زودتر به ²⁰⁰ برسی
خب مثل تو بلد نیستم متن خوشگل بنویسم ولی از اینکه هر روز به خوانندگان داستانت اضافه میشه خوشحالم ^^
با آرزوی بهترین ها،آگاتا
پیت جون
آگاتا: پیتر=| هممم پیتر میدونی مو هاش طلاییه و یه چشم هم نداره اون یه چشمی هم که داره آبی صورتش لاغر و اسخوانیه بازم ازش خوشت میاد؟
هدایت شده از -دُختَرک قِصهگو .
-تقدیمی سوم ما.
بیایید چهرتون و خودتون رو توصیف کنید،من هم میگم شبیه چه شخصیت کتابی معروف هستین و یک جمله از اون شخصیت تقدیمتون میکنم.
ظرفیتی نداریم،همسایه ها و غیرهمسایه ها میتونن شرکت کنن.
خواهشا لینکاتونو اینجا بزارید که گمتون نکنم،
اشااونی;قلم بدست.