eitaa logo
[کشتیِ‌کاپیتان‌آگاتا]
30 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
117 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🇵🇸 ★شازده کوچولو★
بچه ها قراره دوباره لیست همسایه ها رو بچینم چون متاسفانه خیلیا یا دیل زدن یا حمایتی نمیبینم اگه میخواید هنوزم همسایه باشید یا همسایه شید این پیامو فور کنید توی چنلاتون و
 
اینجا @petrichore برام لینکاتونو بفرستید ) @shazdehkocholom
[کشتیِ‌کاپیتان‌آگاتا]
سرنوشت امواج مالی هارپر دختری ۱۳ ساله است که به دنبال پدر واقعی اش میگردد او با سرنخ هایی که از پدرش
کلاه سه گوشش را برداشت نور ماه به چشمانش میخورد چشمانی که مثل طلا میدرخشیدند لباسش مثل دریانوردان ایتالیایی بود اما به شدت کهنه و رنگ و رو رفته بود و او را مثل یک دریانورد کهنه کار نشان میداد قدم هایش را تند تر کرد و تنها صدایی که به گوش می‌رسید صدای پاهای او و موج دریا بود همان طور که می دوید چشمش به فانوس دریایی بود داشت نزدیکش میشد و بلاخره رسید در فانوس را کوبید _ چه خبره اومدم لعنت به شما مزاحم های....ب..ر..برنارد تویی؟!! _ گاس دنبال کسی میگردم باید پیداش کنم _ هه بیا تو رفیق برنارد داخل شد گاس نوشیدنی تعارف کرد و گفت : خب دنبال ک.... _ دنبال پایک میگردم چشمان گاس از حدقه بیرون زد چند لحظه ساکت ماند و به زمین نگاه کرد _ تو که میدونی اون شیطان صفتو نمیشه هیچ جا پیدا کرد _ گاس! بیخیال میدونم تو همیشه از جاش خبر داری برنارد با اکراه چیزی از جیبش بیرون آورد شبیه طلا بود گاس با دیدن سکه مونتزما نفسش گرفت _ اینو از کدوم ...وای اصل اصله!! گاس پیر لبخندی زد و دندان های طلایش پیدا شد دستی بر ریش بلندش کشید و گفت : لعنت بهت برنارد...اینو بگیر تورو به آبراهام میرسونه از جایش بلند شد به نقشه ای که دستش بود نگاهی کرد و گفت : ولی اینو بدون آبراهام خود شیطانه
هدایت شده از کتابخانه‌ی‌خانم‹اِلوا›
³نفر بیاد بشیم ¹³۰👀 @Library_Elva38 |
ولی کاش میشد نسخه هک شده دنیا رو دانلود کرد بعد هر چقدر میخواستیم وسیله میخریدم...🙃
https://eitaa.com/lMidnightl/873 وای ممنون بانووو🥲T^T
[کشتیِ‌کاپیتان‌آگاتا]
کلاه سه گوشش را برداشت نور ماه به چشمانش میخورد چشمانی که مثل طلا میدرخشیدند لباسش مثل دریانوردان ای
باد شدیدی می وزید آبراهام پایک و همراهانش به آرامی راه میرفتند پایک آرام گفت: سریع تر اون گاس مفت خور حتما تا الان مارو لو داده همه سریع وارد کشتی شدند هر کسی به سمتی میرفت آبراهام پیر سمت عرشه کشتی رفت و با دیدن آنجا نفس عمیقی کشید و خندید این بهترین حس برای آبراهام بود دوباره به کشتی اش باز گشته بود و با دوست قدیمی اش،دریا ملاقات می کرد کشتی زیر نور ماه حالت آرامش بخشی داشت که باعث میشد انسان خوابش بگیرد _کاپیتان! قراره کجا بریم _پیتر، هاهااا*خنده های شیطانی آبراهام لحظه ای مکث کرد و نعره زد: ما میریم به شهر گمشده ، شهر گمشده آتلانتیسسسس... مرد کوتاه قامتی سریع به سمت کاپیتان دوید و نفس نفس زنان گفت: کاپیتان !...ک..کاپیتان یه قایق داره پشت سر ما میاد ! آبراهام مثل گرگ وحشی غرید و داد زد : لعنت به گاس گرین ، بزار بیاد بالا کسی که سوار قایق بود با کمک خدمه کشتی بالا آمد روی زمین نشست آبراهام به سمتش آمد و گفت : هی تو کی هستی فکر کردم قراره اون گاس مرتیکه بیاد دنبالم ! مرد جوان که داشت از حال می رفت گفت : من بر..برناردم برنارد آمرسون در حالی که تقلا میکرد تا چیزی را بگوید بعد از هوش رفت
الوا آمار جدیدت مبارک باشه=) امیدوارم زودتر به ²⁰⁰ برسی خب مثل تو بلد نیستم متن خوشگل بنویسم ولی از اینکه هر روز به خوانندگان داستانت اضافه میشه خوشحالم ^^ با آرزوی بهترین ها،آگاتا