[کشتیِکاپیتانآگاتا]
🎻⏳
Nothing good comes cheaply so we shouldn’t be surprised when we meet the hard while going for the best. Hard times are not quit times
سرنوشت امواج
مالی هارپر دختری ۱۳ ساله است که به دنبال پدر واقعی اش میگردد او با سرنخ هایی که از پدرش دارد میفهمد باید دیار خود را ترک کرده و با کشتی سفر کند قبل از سفر با مردی به نام آبراهام پایک آشنا میشود آبراهام پدر مالی را میشناخته وتصمیم میگیرد به مالی کمک کند
اما در طول سفر اتفاق های عجیبی می افتد و مالی باید تصمیم بگیرد و خودش را نجات دهد
هدایت شده از 🇵🇸 ★شازده کوچولو★
بچه ها قراره دوباره لیست همسایه ها رو بچینم چون متاسفانه خیلیا یا دیل زدن یا حمایتی نمیبینم
اگه میخواید هنوزم همسایه باشید یا همسایه شید این پیامو فور کنید توی چنلاتون و
اینجا @petrichore برام لینکاتونو بفرستید ) #همسایه @shazdehkocholom
[کشتیِکاپیتانآگاتا]
سرنوشت امواج مالی هارپر دختری ۱۳ ساله است که به دنبال پدر واقعی اش میگردد او با سرنخ هایی که از پدرش
کلاه سه گوشش را برداشت نور ماه به چشمانش میخورد چشمانی که مثل طلا میدرخشیدند لباسش مثل دریانوردان ایتالیایی بود اما به شدت کهنه و رنگ و رو رفته بود و او را مثل یک دریانورد کهنه کار نشان میداد قدم هایش را تند تر کرد و تنها صدایی که به گوش میرسید صدای پاهای او و موج دریا بود
همان طور که می دوید چشمش به فانوس دریایی بود
داشت نزدیکش میشد و بلاخره رسید در فانوس را کوبید
_ چه خبره اومدم لعنت به شما مزاحم های....ب..ر..برنارد تویی؟!!
_ گاس دنبال کسی میگردم باید پیداش کنم
_ هه بیا تو رفیق
برنارد داخل شد گاس نوشیدنی تعارف کرد و گفت : خب دنبال ک....
_ دنبال پایک میگردم
چشمان گاس از حدقه بیرون زد چند لحظه ساکت ماند و به زمین نگاه کرد
_ تو که میدونی اون شیطان صفتو نمیشه هیچ جا پیدا کرد
_ گاس! بیخیال میدونم تو همیشه از جاش خبر داری
برنارد با اکراه چیزی از جیبش بیرون آورد شبیه طلا بود
گاس با دیدن سکه مونتزما نفسش گرفت
_ اینو از کدوم ...وای اصل اصله!!
گاس پیر لبخندی زد و دندان های طلایش پیدا شد دستی بر ریش بلندش کشید و گفت : لعنت بهت برنارد...اینو بگیر تورو به آبراهام میرسونه
از جایش بلند شد به نقشه ای که دستش بود نگاهی کرد و گفت : ولی اینو بدون آبراهام خود شیطانه
هدایت شده از کتابخانهیخانم‹اِلوا›
ولی کاش میشد نسخه هک شده دنیا رو دانلود کرد بعد هر چقدر میخواستیم وسیله میخریدم...🙃
[کشتیِکاپیتانآگاتا]
کلاه سه گوشش را برداشت نور ماه به چشمانش میخورد چشمانی که مثل طلا میدرخشیدند لباسش مثل دریانوردان ای
این همه میگین پارت بده بعد ایگنور میکنین😔