eitaa logo
[کشتیِ‌کاپیتان‌آگاتا]
30 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
117 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐇𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠 𝐬𝐭𝐡 𝐢𝐬𝐧’𝐭 𝐞𝐧𝐨𝐮𝐠𝐡, 𝐲𝐨𝐮 𝐬𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝 𝐩𝐫𝐨𝐜𝐞𝐞𝐝 𝐖𝐚𝐧𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐬𝐧’𝐭 𝐞𝐧𝐨𝐮𝐠𝐡, 𝐲𝐨𝐮 𝐬𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝 𝐝𝐨 𝐬𝐭𝐡.
Live for ourselves not for showing that to others
هدایت شده از ‌ ‌ قفسه‌ی'73‌' کتابخانه ‌ ‌‌ ‌ ‌
”عزرائیلِ‌میدان‌نبرد” ”قاتلِ‌خفته‌ی‌امپراطور” ”دوشسِ‌هیولا” تنها با قدم گذاشتن او ، پچ‌پچ هایی که آرام نامش را خطاب قرار می‌دهند در فضا می‌پیچد ' کایرا آشیلیان دِ کانسیا ' حاکم ِشمال ِکانسیا که شایعات پشت سرش کوه قاف را می‌پیمایند ؛ شخصی پر رمز راز ، با گذشته‌ای عجیب ، غم‌انگیز و شگفت‌آور و زمانی که شمشیر از غلاف بیرون می‌کشد‌ و شمشیر هوا را می‌شکافد و در دستان ِآن جنگاور ِقهرمان می‌رقصد ، آنگاه مرگ را دشمنان با تمام وجود می‌چشند! چشمانِ سرخِ جواهرسانش ، گواه بر خونِ طلایی و اصالت سلطنتی اوست و موهای مشکی‌اش که مسبب شایعه‌هایی فراوان هستند در میان دستان باد میرقصند ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کسی که بین اشراف به قاتل ِمخفی ِامپراطور و در میان ِافراد عامه ، به قهرمانی مخوف شهرت دارد دختری که در تنهایی بزرگ شد و ناگهان در یک روز در میان ِچشمان متعجب دیگران عنوان پدری‌اش را گرفت! داستان دختر غم‌انگیز است ، و ما باید خواننده و بیننده باشیم که آیا گرند دوشس ِشمال ، می‌تواند از بار سنگین آنچه در آن‌شب دیده است رهایی یابد یا بیماری‌اش او را از پای در می‌آورد ! ~ و حال ، باز داستانی جدید را روایت می‌کنم! داستان ِنقشه‌ی شوم ِاشراف و مقاومت ِکایرا ، و قصه‌ی گرند دوشس و دوست ابدی‌اش پرنسس! و رمانی از جنگ‌ها ، شمشیرها و مرگ‌و‌زندگی . ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌پایان ِقصه‌های کایرا همانند زندگی ِما نامعلوم است ، آیا می‌شود کسی با چنین القابی روزی دل به عشق سپرد ؟ یا زندگی‌اش تا ابد در میدان ِجنگ می‌گذرد!؟. نویسنده:آن‍‌ه‍‌شا/اِلدا* اولین رمان ِقفسه‌ی⁷³ کتابخانه .
گایز اخراج شدم
عالیه من کل تابستون بیکارم✔️