eitaa logo
عقـیـقِ‌عشــق؛ | سوره‌ی‌بارآن
395 دنبال‌کننده
976 عکس
472 ویدیو
1 فایل
.. بهای عشــق چیست؟جان؛ بهای جــآن چیست؟بهشت؛ . به لطف حضرتِ‌عشق؛ مکانی‌برای‌من، برای‌نوشتن،حرف‌زدن‌و... متولدِ۷خرداد ۱۴۰۲ 🌿 .
مشاهده در ایتا
دانلود
اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم..
اللهم الرزقنا کربلا:))..
شب جمعه است... دلِ گرفته و شکسته ام مرا می کشاند به سمت کلمات کمیل ابوتراب... اوایل دعاست...میرسم به واژه واژه های اللهم اغفرلی الذنوب التی های دعا؛ قدم میگذارم در نخلستان های مدینه، همان نخلستانی که نخل هایش را مولایمان علی(ع) با دستان خودش کاشت و آبشان داد... همان جایی که علی حرفهایش را در چاه دفن کرد ... در این فکرم که آن شب،در آن هنگام که مولا کلمه به کلمه این دعا را در جان کمیل بن زیاد جاری ساخت، چقدر دلشکسته بوده است و جانش به لبش آمده بود.. نمی دانم،شاید آنجا که لا یمکن الفرار را زمزمه میکرده از مردمان زمانه دلگیر بوده و شاکی.. آنجا که ظلمت نفسی را در میانه ی دعا برای کمیل میخوانده،چه حسی داشته؟ به این فکر میکرده که هزار و چندسال بعد،آدم هایی، خسته و شکسته پناه بیاورند به این فرازها و با ظلمت نفسی اش جان بدهند؟ یا آنجا که اللهم عظم بلائی و افرط بی سوء حالی و... را میگفته،به فکر فاطمه اش بوده؟ کاش میدانستم غم بزرگی که روی دل شاه نجف سنگینی میکرد چه بود... فکرها از ذهنم میگذرد و میگذرد تا الهی و ربی من لی غیرک میرسم... مولا عجب حس شاعرانه ای داشته است در مناجات با عاشق ترین معشوق خدا... ذهنم میگردد دنبال مصداقی چیزی،اما نمی یابم بنده ای به بنده ایِ مولا و عاشقی به عاشقی او. بنده است اما امیر است..امیر است اما بنده است... درمانده می نگرم به این عظمت... دل میدهم به کلماتِ پدرخاک.. میگوید منکسراً مستقیلا...میشکنم، آنچنان میشکنم که نمیدانم همان صرف انکسار در باب انفعال است یا این هم در فهم نگنجد... بازهم شکوه و شوکت دعا مرا دربرگرفته... از عرش برمیگردم به فرش و دوباره با صدا همراه میشوم... یا رب ارحم ضعف بدنی...رحم کن برمنی که ضعیف تر از ضعیفم... رحم کن برمن که ضعف تمام وجودم را گرفته... سیدی،واقعاأ تراک معذبی بنارک بعد توحیدک؟ یعنی جدی جدی اونی که عاشقت شد رو میسوزونی؟ عاشق؟نگاهی به خود میکنم.. عاشق منم یا علی‌ای که به عشق خدا توانست در خیبر را بکند؟ معلوم است علی(ع)... من کی باشم؟شاید شاید غلام غلام غلام غلام قنبرعلی(ع).... حاشیه به حاشیه صفحات دعارا می نگرم... مولا میگوید از کدامین امورم به درگاهت شکایت کنم و و برای کدامش برایت گریه کنم و ناله بزنم؟ از دردناکی سختی عذاب آخرت یا مدت طولانی اش؟ مولا گفته است برای ما بیچاره ها..وگرنه کیست که نداند علی(ع) جایش در اعلی علیین بهشت است... فکیف اصبر و علی فراقک را فقط میتواند ترجمانش خود علی باشد... کدام یک از ما در فراق خدا بی صبر شدیم؟... اما علی(ع) خود بهترین مثال این بی طاقتی است.. میگوید در درگاهت مانند عزیزگم کردگان می گرییم... عزیزِ گمشده ی او فاطمه است، عزیزگمشده ی من کیست؟ پسرش...آری امامم را گم کرده ام... یا غایة آمال العارفین را به نیت عزیزگمشده ی این خاندان میگویم.. بیاید و من نباشم نظاره گر روی ماهش چه؟ چه حسرتی میماند بر روی دلم... اگر بیاید و من نباشم...اگردر گروه رجعت کنندگان هم راهم ندهند؟ به خود که می آیم میبینم دارم زمزمه میکنم: ان تهب لی فی هذه لیله و فی هذه الساعه..کل جرم اجرمته و کل ذنب اذنبته... یک بند خودم اضافه میکنم و میگویم اللهم أن یری ظهور مهدی-عج-... به جان بهترین عزیزانم که این مناجاتِ مولا خواستنی تر از خواستنی است... شکایت میکند،حمدمی گوید،استغفارمیکند،طلب ببخشش و مغفرت میکند،خدا را به عفو و رحمت و کرامتش میخواند در آخر هم میگوید یا سریع الرضا بنده ای که جز دعا و تضرع برای تو کاری بلد نیست رو ببخش...چون فانک فعال لما تشاء....بعدش هم میگوید ارحم من راس ماله رجا و سلاحه البکاء این جمله اش را روی چشمانم میگذارم... سلاحم گریه است و تنها دارایی ام امید به تو.. حقیقتِ حسن تعلیلی ذهنم میگوید اشک های ابوتراب است که در نخلستان های بیرون از شهر خاک شدند و این نخل ها اینگونه سرافراز و بارور شده اند... اشک های مظلومیت ابوتراب را همان تراب خریدار است و بس... آن مردمِ قدرنشناس...قدرگوهرهای چشمان علی راهم ندانستند همان طور که قدر خودش را... به فرازآخر که میرسد با صلوات تمامش میکند.. این یعنی تمام مناجات و دلدادگی هایت به شرط نبوت و ولایت قبول است و بس... -شب جمعه،۲۷اردیبهشت...
زکودکی عاشق نوکریِ این‌تبار محترمیم:)
ماه پیشونی،نشونیت رو ندارم:))!
گریه ،آبادی چشم است عزیزش دارید...
نوشته بود: مراقب تصمیم هایی که از ۱۲ شب به بعد میگیرین باشین... چون معمولا مغزتون خوابه و این دله که داره بدون منطق تصمیم میگیره:))
ای دل! من اگر راز نگهدار تو بودم این چشمه‌ی خشکیده نمی‌کرد تراوش من بی تو سرافکنده و دم‌سردم و دلخون ای عشق!سرت‌سبزودمت‌گرم‌‌ودلت‌خوش
باید روی دل کار کرد ، خدا به ظاهر رکوع و سـجود شما توجه نمیکند ، او به دل‌های شما نگاه میکند . . ! _حاج‌آقا‌مجتبی‌طهرانی