با نگاهی سرشکسته، چشم هایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رونوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این قسمت:
ما،بیمعرفت ها!
مبهم است حسم به زندگی را می گویم...
به راستی زندگی چیست؟
همین که نفس میکشیم؟
مضحک است اگر مفهوم زندگی
را خلاصه کنم در
نفس کشیدن،خوردن،خوابیدن...
#از_من
الدنيا معلم حقيقي
لكنها تتقاضى أجراً كبيراً
دنیا آموزگاری واقعی است
ولی بهای سنگینی را طلب میکند...
#عـربیـآت