eitaa logo
نوشته‌ها ☫
3.5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
46 فایل
اینجا به یاری خدا از خانواده، زنان، سیاست، مبانی تمدن غرب و نقد اندیشه‌ها می‌نویسم. «اللهم اجْعَلنی مُجَدِّد دینک و مُحییَ شَریعَتِک» مریم اردویی طلبه سطح ۳، رشته مطالعات اسلامی زنان @ma_3461 ایتا اینستاگرام @maryam_ordouei
مشاهده در ایتا
دانلود
نوشته‌ها ☫
#نفحات_یار | #تاملات 🔻مراجعه به تصویر ♦️ زن محکوم شرایط نیست ✍🏻| خانم مریم اردویی 🔸این روزها هر
این متن در جواب کسانی است که این روزها عالم و آدم را مقصر وضعیت حجاب می‌دانند جز خود زن را
"عنه صلى الله عليه و آله : بِرُّ المَرأَةِ المُؤمِنَةِ كَعَمَلِ سَبعينَ صِدّيقاً، وفُجورُ المَرأَةِ المُؤمِنَةِ كفُجورِ ألفِ فاجِرٍ ( كنز العمال.) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نيكى زن باايمان ، همانندعمل هفتاد صدّيق است، و فسق و فجور زنى مؤمن ، همانند فسق و فجور هزار فاجر است ." پی‌نوشت: قابل توجه کسانی‌که به فکر مسئله‌ی فرهنگ و به ویژه حجاب نیستند. فرمایشات حضرت آقا را گوش می‌دادم در ضمن بیانات فرمودند :«دولت‌ها مسئول تأمین نیازهای مشترک و عمومی مردمند. [تأمین] این نیازهای مشترکی که دولت‌ها موظّفند انجام بدهند، از قبیل معیشت، امنیّت، بهداشت، فرهنگ و سبک زندگی، محیط‌ زیست و امثال اینها است. ما باید اولویّت‌ها را در میان اینها پیدا کنیم؛ در این سرفصل‌های اساسی ببینیم کدام اولویّت دارند و در میان آنها کدام شعبه اولویّت دارد. خب می‌دانید نظام اسلامی اساساً برای تحقّق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد؛ هر کس حرف دیگری بزند، خلاف واقع گفته. از روز اوّل، شعار امام بزرگوار این بود که بایستی برای خدا، برای تحقّق اهداف الهی و معارف الهی و شرایع الهی کار کرد، بعد هم به مردم گفتند، مردم هم با انگیزه‌های دینی عمدتاً برخاستند و حرکت انجام دادند. [بنابراین،] در نظام اسلامی کار برای خدا است، برای تحقّق اینها است.» قطعا حجاب اسلامی نیز یکی از شرایع بلامنازع اسلامی است که در وجوب و اقامه‌ی آن شکی راه ندارد. اهمیت مسئله‌ی حجاب از حدیثی که در بالا از پیامبر ص ذکر کردم به وضوح قابل درک است. حتی دلیل تهاجم غرب به حجاب و تلاش برای کشف آن را می‌توان از همین حدیث برداشت کرد. چراکه فرهنگ مهاجم تلاش می‌کند تا فسق و فجور را در جامعه‌ی مومنین بسط و گسترش دهد و مسیری بهتر از فاسق و فاجر کردن زنان مؤمن نیست. @aghletarif
هشت نفر از بانوان اهل بیت علیهم‌السلام که در جوار حضرت معصومه سلام الله علیها مدفونند @aghletarif
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اگر کسی هنوز هم شک دارد که حمله نظامی اسرائیل به ایران حاصل برجام بود یا نه؟ این کلیپ را نشانش دهید! @aghletarif
هدایت شده از نوشته‌ها ☫
CamScanner ۲۰۲۵-۰۱-۲۹ ۱۰.۴۵.pdf
حجم: 7.8M
به فرخنده عید مبعث توفیقی حاصل شد و یک رشته استوری در مورد جناب عبدالله و حضرت آمنه منتشر کردم، مطالبی که هرگز نشنیدید یا کمتر شنیدید. توصیه می‌کنم حتما بخونید و در نشرش یاری‌رسان باشید. منبع: کتاب فاطمیات، نوشته آقایان احمدرضا اخوت و کاظم حاجی رجبعلی و سخنرانی «ناگفته‌هایی از حوادث تاریخی صدر اسلام» @aghletarif
با سخیف نوشتن انسان شریف تربیت نمی‌شود، نقد را اینجا بخوانید @aghletarif
🔰قدمان را بلند کنیم نه بلندها را کوتاه دوستی این چند شات از برگ‌های یک کتاب الکترونیکی را برایم فرستاد در حالی‌که از ادبیات به کار رفته برای روایت «داستان فاطمه علیهاالسلام» کفری و عصبانی بود. حق هم داشت.حال من هم از خواندنش بد شد. برگ سومی هم بود که از بس ادبیات کوچه بازاری و سخیفی داشت، شرمم آمد از به اشتراک گذاشتنش. البته این تنها کتابی نیست که نویسنده به خودش جرأت داده تا به شیوه‌ی کپشن‌های دوزاری اینستاگرام دست به قلم شود و تاریخ زندگی اهل‌البیت علیهم‌السلام را روایت کند. تصور می‌کنند با نوشته‌ی سخیف می‌توانند انسان شریف تربیت کنند. اما عالی حضرتان مؤلف نمی‌دانند با این دست فرمان، شأن معصومین علیهم‌السلام را در ذهن مخاطب تقلیل می‌دهند و تعالی و قداست آنها را می‌کاهندکه این خود مقدمه‌ای بر ضربه‌ی بعدی یعنی آسیب اعتقادی است. بگذارید همین اول کار تیر خلاص را به تفکری بزنم که تصورش این است اگر معصومین علیهم‌السلام را به انسان‌هایی دم دستی و هم شأن همین آدم‌های ممکن‌الخطا تبدیل کند، می‌تواند آنها را محبوب مخاطب کند. اتفاقا برعکس اگر عظمت و قداست جایگاه اهل بیت علیهم‌السلام در نزد مخاطب شکسته شود، گام بعدی شکسته شدن قبح نافرمانی و تمرد از اطاعتِ آنها است. این دم دستی سازی از معصومین آنها را تا ممکن‌الخطا بودن پایین می‌کشد و این انگاره را شکل می‌دهد که مگر ما با آنها چه تفاوتی داریم؟! اینکه خداوند در کلام وحی پیامبر ص را اینگونه معرفی می‌کند «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» معنایش این است که او در خلقت مثل ما است اما تمایزش در «یُوحی إِلَیَّ» است که از قضا سخیف‌نویسی این وجه تمایز را که تعالی‌بخش وجود او و خاندان طاهرینش است، کمرنگ و چه بسا بی‌رنگ می‌کند و اهمیت رعایت آدابِ ادب در محضرشان را به عادیسازی بی‌ادبی بدل می‌کند. تصور کنید این ادبیات بخواهد باب معرفت را به روی نوجوانی بگشاید که در خوشبینانه‌ترین حالت نسبت به اهل بیت علیهم‌السلام خالی‌الذهن است، چه تصویری از آنها در پس ذهنش شکل خواهد گرفت؟! اصلا می‌تواند شأن و جایگاهی برای آنها قائل شود؟!یادمان باشد، شکستن بلندها کمکی به بلند شدن قد کوتاه ما نمی‌کند. @aghletarif
34.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بشنوید از انگیزه‌های مقدس مسافران کاروان صمود دنیای عجیبی است. انسان‌هایی از سرزمین‌های دور برمی‌خیزند و اینگونه برای دفاع از حق دل به دریا می‌زنند و خطر می‌کنند و دیگرانی در همین نزدیکی‌ هنوز می‌گویند فلسطین به ما چه؟ @aghletarif
رئیس مجلس اسرائیل ویدیویی از حمله موشکی به قطر را به زبان عربی منتشر کرد و گفت: «این پیامی برای تمام خاورمیانه است! @aghletarif
🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم! 📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر) تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهداء -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم. ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. - خب برو ببین خدا کیه! - از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم. پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد. - حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. - میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم. مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!». پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم». شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد. پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم که ماشین می‌آید دنبالتان با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم». نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد. تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟» حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است. 📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر) @aghletarif