هدایت شده از ‹اغمــٔـا›
اگ کسی کاری ک ازش متنفری رو انجام بده و بفهمه ک تو از اون حرکت خوشت نمیاد چیکار باید بکنی باهاش
.
من خودم ب شخصه قطع ارتباط میکنم.
چون برام ارزش قائل نیس
لیست همسایه هارو چند روز پیش گذاشتید
یه سریا رو حذف کردید از لیست؟
_
بله تو لیستشون نبودیم گفته بودم تو لیست باشیم
سلام شما کانال دوم حریم عشق هستین؟ببخشید میشه بگین چرا دیگه پارت گذاری نمیشه؟من از کجا میتونم پیداش کنم؟؟؟
ممنون میشم جواب بدین
.
دوست عزیز
متاسفانه کانال حریم عشق دزدیده شده
و دیگه در دسترس ما نیست که پارت گذاری رو ادامه بدیم.
https://eitaa.com/aghma_ir/639
چقد شما خوبین🥺🤍
نمیدونم راستش ی مدت پشت هم دارم بد میارم
رفیقام ک حس میکردم پشتمن یکی یکی دارن اون روی خودشون رو نشون میدن
امروز هر کی میدیدم میگف چرا اینقد دپ شده حالت
دس خودمم نیس وقتی این اتفاقا رو میبینم چطور آروم باشم!
_
عزیزجاان از خوبی خودتونه که:))
سختی تو زندگی هممون هس نگو بد میاری
رفیقا هم گذران دیگه یه مدتی اومدن کنارت باشن و بعدم میرن همون وقت کمی که باهاشونی باید خوش باشی
سعی کن بتونی به خودت تکیه کنی خیلی وقتا تو زندگی هس که باید تنهایی سروکله بزنی با همه چی
حالتو میفهمم ولی نمیشه که به زور نگهشون داش، میشه؟
میگم این آزمون آغازین ک هر سال از دانش آموزا میگیرن مهمه؟؟
کل کتاب پارسالو ک هیچی یادمون نی گفتن بخونید چطو اخه😐
_
والا بستگی داره دبیر نمرشو حساب کنه یا نه
من که هیچ وقت نخوندم هیچیم نشده😂
https://eitaa.com/aghma_ir/644
این ازمونای شبه نهایی دوازدهم سطح سوالاتش چجوریاس ینی چقد باید وق بزاری براش
و اینکه چقد اثر داره تو مستمر
_
اینجوری که من میدونم سطحش با سوالای نهایی برابری میکنه و میگن باید خیلی وقت گذاشت و تو مستمر هم تاثیر مستقیم داره باز از بقیه هم بپرس
احساس میکنم از همه طرف مورد هجومم
انقد خوردم که توان مقابله با هیچیو ندرم
مشکل خدمه اره میدونم
این شعر واگعا حالمو تصدیق میکنه
میان عقل واحساسم همیشه دل موفق شد
به شدت میدهم دائم تقاص انتخابم را . . .
اشتباهات جبران ناپذیری که مرا وصل کرده به گذشته و اتهامات آینده
ته دلم اندوه عجیبی نهفته ست
اینکه هرگز دوست داشتن دیگران برایم قابل درک نبود
یا من کسی را دوست داشتم و یا هیچ
جدا از تمام این احوالات بد
این مدت انقدر دلم شکسته و خورد شده ام که از جمع بیزارم
از یک برون گرای بی پروا دارم به سمت یک درون گرای افسرده میتازم
شدید نیازمند یک آغوش ام که احساساتش واگعی باشد
آغوشی که این خروار غم کهنه را تسکین دهد
شاید یک عقده ای بیمارم
عقده دستی که اشک هایم را پاک کند و بگوید
چه چیز تو را انقدر آشفته کرده
و من هق کنان شکایت کنم از این حجم درد و رنج
شاید هم این متن فقط یک نوشته باشد که این حجم از لبریزی را کمتر کند
درد من بی توجهی ست به احوالات روحی و نه چیز دیگری
....
و در آخر خدارا سپاسگزارم که بیش از این مرا آشفته نساخت
چ بسا اندی از اطرافیان آشفته تر از من خم به ابرو نمیآورند در حالی که در دلشان دردیست بی درمان
از خدا میخاهم به من فق کمی گنجایش و آرامش عطا کند که تا این حد فوران نکنم ...
ببخشید سرتان را درد اوردم
این پیام فق حکم تخلیه ذهنی داشت
با تشکر
_
و غم و غم و غمی که تو تک به تک کلماتت بیداد میکرد.
بذار هیچی نگم و لبخند بزنم:)))))))))