-اغوا.
بعضی موقع ها با خودم میگم آخه احمق دلت واسه چی تنگ میشه واسه خیابونی هایی که قدم نزدین ؟ واسه کافه
منم همینطور؛ منم همینطور .
گاهی وقتا نمیدونم دلتنگ توام یا اون تیکهای از خودم که با خودت بردی و هیچوقت برنگشت.
_هستی در بهت و شگفتی فرو رفته است.
فوران مرثیه است. اوج گریه و اشک و اندوه است....
علی به شهادت رسیده است!