گاهی وقتا نمیدونم دلتنگ توام یا اون تیکهای از خودم که با خودت بردی و هیچوقت برنگشت.
_هستی در بهت و شگفتی فرو رفته است.
فوران مرثیه است. اوج گریه و اشک و اندوه است....
علی به شهادت رسیده است!
یتیم های کوفه امشب :
+ شما عموی مرا ندیده اید؟
-نه عزیزم عمویت کیست ؟
+ نمی دانم، هرشب میآمد و به ما سر میزد . برایمان غذا میآورد و با من و خواهر و برادرهایم
بازی میکرد
- عمویت دیگر نمیآید .
+نه ، او حتما میآید. خیلی مهربان است
میخواهم خبر خوبی به او بدهم
- چه خبری ؟
+ خبر مرگ علی را میدانن خوشحال میشود شبها که میآمد ، من و مادرم علی را نفرین میکردیم. او هم همراهی میکرد .
-او هم علی را نفرین میکرد ؟!
+ آری ، میگفت : خدایا مرگ علی را برسان.🧑🏻🦯💔