eitaa logo
|عَیْنَ‌الحَیـٰوة|
204 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
620 ویدیو
16 فایل
بسم‌اللهـ♡ السلام‌علیڪ‌یامھدےجان🖤 اینجا‌فقط‌بہ‌سوےاومےدویم ڪپے:صلواتے!نذرفرج.. حذف‌لوگوےتصاویروڪلیپ‌و...❌ برقامتِ‌رعناےمھدے(عج)صلواټ🦋 مشتاق‌سخـنانتون🍃↓ payamenashenas.ir/ainalhayat
مشاهده در ایتا
دانلود
[°•♡•°] <[]> <[]> [°🌻✨°] آن روز هم مثل روزهای دیگر ، با یاد او به سوی مدرسه حرکت کردم. (: سه شنبـــه در کلاس دوّم، درس حرفـــه و فن داشتم. بعد از مدّتی که طول کشید تا بچّه ها وارد کلاس شوند، من نیـــز به دنبال ایشان وارد کلاس شدم. کلـاس را با نام  (سلام الله علیها) و دعای فرج  زمان(علیه السلام) شروع کردم. 🍁>>آخر زمانی که میخواهم درس را شروع کنم قبل از آن صلوات مخصوصه‌ی مادر سادات و دعای فرج را به همراه بچه ها می خوانم و این کار باعث شده تا همه حفظ شوند. نمی دانم چطور شد که پس از دعای فرج چند بیتی نیز از آقا امام زمان(علیه السلام) به ذهنم آمد و شـــروع کردم به خواندن. [°🍃🌊°] گوشه ی سمت راست کلاس در ردیف جلو...  یکی از بچّه ها به شدّت منقلب شده بود و گریه می کرد.😭 بعد از آن که دقایقی گذشت به سمت من آمد و گفت: آقا اجازه؟! ✋🏼 می دانید که چرا این قدر گریه می کردم؟ گفتم: نه! گفت: آیا می خواهید برایتان بگویم؟ گفتم: بگو. گفت: آقا شما که داشتید می خواندید یک دفعه دیدم یک آقایی سبزپوش با صورتی پر از نور جلوی تخته ایستاده این طور فرمایش میکنند: >>[بگویید مهدی، بگویید مهدی(علیه السلام)... (علیه السلام) خوب است... مهدی(علیه السلام) شما را دوست دارد.]<< بعد در حالی که بغض گلویش را فشرده بود و نمی توانست خوب صحبت کند، گفت آقا اجازه! گمانم آقا امام زمان(علیه السلام) بودند. من او را در آغوش گرفتم و گفتم :همین طور است خود ایشان بودند.(: ♥️ [°♡°]