اینو نرمالایز کنین هرکس باهاتون خوب برخورد میکنه،
عاشقتون نیست . یا نمیخواد مختونو بزنه .
صرفا خانوادش خوب تربیتش کرده .
جنبه داشته باشین تا دنیا گلستون شه🤡💅
خوندن کتابِ کسی دیگه که توش خط کشیده خیلی جالبه.
انگار دو نفره دارین کتاب میخونین. بهت میگه کجای متن براش جذاب بوده. سعی میکنی از لای اون کلمات خاصی که خط کشیده فکرشو بخونی. بیشتر بشناسیش.
- 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
من سالهاست ایستاده مرده ام و خوب میدانم چند سالی که از کهنه شدن نفس هایت بگذرد تازه میفهمی در بودن ی
سرگشته که باشی حتی چهارچوب قبر هم آرامت نمیکند .
- چایت را من شیرین میکنم | زهرا بلند دوست
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
- مولانا
- aiylaa | اشوان -Ashvan - Delam Tange [SevilMusic].mp3
زمان:
حجم:
7.8M
بی من خوبه زندگی الان
منکه فکر تو نذاشته زندگی برام
سر کلاس ۸ صبح استاد گیر داده جنحه چیه؟
سه ساعت بشین براش توضیح بده
جنحه فلانه ، بهمانه ، اینجوریه ، اونجوریه .
بعد آخر سر برمیگرده میگه اینارو از کجا
بلدین؟ منکه بهتون نگفته بودم .
از سر قبرم بلدم
سوال پرسیدی ، جوابتو دادم دیگه
جواب میدی یه درده ، جواب نمیدی یه درد دیگه
- 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
عزیزِ جانم ! شکوفه های سلام را به دست باد سپرده ام بلکه نامه رسانِ میان من و تو باشد و کمی از غم ف
مسئولین محترم؛ سلام
ما مردمی هستیم که رهبر شهید، در آخرین روزهای زندگی پربارشان، بشارت «بعثت»شان را داد . همان مردم کوچه و بازار که در خانههای سادهشان ، هم چای هست، هم انواع آش و سوپ. همانهایی که نماهنگهای موکبها را زودتر از موکبداران از بر کردهاند.
۶۰ شب، شصت شبِ پیدرپی، نگذاشتیم این پرچم روی زمین بماند. شصت شب به فرمان رهبرمان و به رسم دیرینهٔ این ملت، پای درد پرچم ایستادهایم. اما شما چه میبینید؟ ما را عروسکهای خیمهشببازیِ خودتان فرض کردهاید. انگار نه انگار همین مردم، یک ماه پیش، کنارشان ترکش خورد و خاکسترِ زیرساختهای کشور بر سرشان ریخت.
اجازه دهید چیزی را به شما یادآوری کنم؛ همان چیزی که انگار خودتان فراموش کردهاید:
ما با جنگِ اخیر هنوز زندهایم. نه جنگ هشت ساله قدیم ؛ امروز، همین امروز.
شما فکر میکنید انتخاب بین آش رشته و آش کشک، بزرگترین دغدغهٔ ما در موکبهاست؟ نه. مردمی که شبها به میدان میآیند، دلهایی پر از زخمِ تازه دارند. زخمِ گرانیِ بعد از حملات، زخمِ بیخوابیِ شبهای بمباران، زخمِ دیده نشدنِ فاجعهای که همین چند هفته پیش اتفاق افتاد.
در جنگِ رمضان ، زیرساختهای ما هدف قرار گرفت؛ نه فقط یک پل یا جاده، نه فقط یک کارخانه یا انبار سوخت. زیرساختهای آب، برق، ارتباطات، حملونقل و پالایشگاهها ضربه خوردند. آن شبهایی که صداهای مهیب میآمد، فقط صدای بمب نبود؛ صدای فردایِ ما بود که داشت ترک میخورد.
هنوز مانده تا قطعهای مکرر برق را در بعضی مناطق حس کنیم، حتی افت فشار آب در برخی شهرها ، کمبود گازوئیل و بنزین در بخشهایی از کشور. اما از نظر شما انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
کارخانههایی که تولیدشان متوقف شد، ماهها طول میکشد دوباره به چرخه خدماتی برگردند. پالایشگاهی که خسارت دید، یعنی کمبود سوخت در سرما. مرکز دادهای که از بین رفت، یعنی اختلال در اینترنت و خدمات بانکی برای هفتهها. و مردمِ عادی، همان مردمی که شبها در موکبها آش رشته میخورند ، دارند هزینهٔ تمام این تخریبها را با قیمتهای سرسامآورِ کالاها پس میدهند.
جنگِ اخیر ، فقط ویرانیِ ظاهری باقی نگذاشت.
زنجیرهٔ تأمین را از هم گسست. خط تولید لنگ زد، کامیونها در جادههای آسیبدیده معطل ماندند. نتیجه چیست؟ قیمتِ خوراک، دارو، پوشاک و لوازم خانگی یک شبه جهش کرد. شما تورم یک ماه اخیر را نگاه کنید؛ نه از سرِ علاقه به اقتصاد، بلکه از سرِ تکلیف.
ما صفهای طولانی مقابل برخی داروخانهها را میبینیم، کمبود برخی اقلام اساسی را در فروشگاهها حس میکنیم، اجناس را با قیمتهای نجومی و بدون نظارت میخریم، چون دستمان از بازارِ آشفتهٔ پساجنگ کوتاه است.
شما مثل کسی رفتار میکنید که در ایران خرید نمیکند. اینقدر به افزایش ناگهانیِ قیمتها بیتفاوتید، انگار خودتان همین سفره را ندارید. انگار دغدغهٔ حقوق ندارید که بخواهید نگران بود و نبودِ خرجِ ماهانه باشید.
کجای ماجرایید شما؟ مگر شما مسئول بازسازیِ همین زیرساختهای تخریبشده نیستید؟ مگر شما نباید جلوی سودجوییِ فرصتطلبان را در روزهای پس از جنگ بگیرید؟
میدانم شاید صدایم به گوش هیچ مسئولی نرسد. اما اجازه دهید دوباره بگویم:
جوانان دههٔ هشتاد – همان جوانانی که شبهای بمبارانِ همین یک ماه پیش، در پناهگاهها یا خانههای لرزانشان به صداهای مهیب گوش میدادند – مظلومترین نسلِ تاریخِ این سرزمین هستند.
آنها در ابتدای جوانی کرونا را دیدند، سپس رکود اقتصادی را چشیدند، بعد بیکاریِ مکرر، حالا هم جنگ و آوارِ اقتصادیِ پس از آن. هر قدمی زدند، بنبست بود. هر امیدی بستند، با یک شوکِ جدید فرو ریخت.
و باز همین نسل است که نمیگذارد پرچم روی زمین بماند .. همان نسلِ «نه»ها و «بنبست»ها و «اما هنوز ایستادهایم» ها .
خجالت بکشید؛ همین یکبار هم که شده.
ما از میدان خسته نمیشویم – که اگر بشویم، کارمان زار است – اما شما یک نگاه به بازماندههای جنگ بیندازید. به پلهای نیمهکاره، به کارخانههای خاموش، به جادههای ترکخورده، به سفرههایِ کوچکتر از قبل.
کمی خجالت بکشید. بگذارید این مردم باور کنند که مسئولینی دارند که قدرِ ایستادگیشان را میدانند. قدر این شبهای بیخوابی را. قدر این ترکشها که هنوز در دلِ اقتصادِ این مملکت نشسته.
به نظر خودتان، لیاقتِ داشتنِ چنین مردمی را دارید؟
اگر دارید –اگر ذرهای غیرت در شما هست– پایِ دغدغههای این مردم بنشینید. جلوی گرانیِ بیحساب را بگیرید. زیرساختهاس تخریب شده را با سرعتِ بیشتری بازسازی کنید. بگذارید مردمِ جنگزده ، لااقل حالا بدانند تنها نیستند.
ما هنوز هستیم. اما دیگر نه از روی سادگی، که از روی ناچاری و امیدی که شاید اینبار بشنوید.
والسلام .
مردمی که ترکشهای جنگِ رمضان
را روی تنِ اقتصادِ خود حس میکنند🖤
- #نبشته 📜
https://eitaa.com/aiylaa