eitaa logo
امامت و امارت
184 دنبال‌کننده
85.4هزار عکس
47.9هزار ویدیو
4.3هزار فایل
گزارش شخصی امامت وامارت پردیسان
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۵۷. زهد سید ابوالحسن اصفهانی یکی از اقوام آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی می گوید روزی در محضر ایشان نشسته بودیم و بسته‌های پول و وجوهات شرعی را مشاهده می‌کردیم که روی هم انباشته بود در این حال خدمتکار به آقا عرض کرد که پول را به برای تهیه ناهار نداریم چه کنیم آقا پرسید دیروز چه کردی؟ گفت قرض کردم فرمود: امروز هم قرض کن پس از رفتن خادم عرض کردم چرا؟ از این پول‌ها استفاده نمی‌کنید فرمود: این پول از آن دیگران است وقتی تقسیم شد اگر سهمی به ما رسید قرض هایمان را می‌دهیم.
۱۵۸. زهد سید ابراهیم حسینی سید ابراهیم حسینی میرزا آقا استهباناتی در سال ۱۲۹۷ هجری قمری در استهبانات به دنیا آمد و در سال ۱۳۷۹ قمری از دنیا رفت بعد از ارتحال مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی ریاست عامه به ایشان منتقل شد وی در مصرف سهم امام خیلی دقت داشت او با اصرار مقلدان حاضر به تعمیر منزل کهنه اش نشد در تقسیم شهریه فرقی بین طلاب عرب و عجم و فرزندان طلبه اش قائل نبود اگر فرزندش در مورد عدم کفاف شهریه به او اعتراض می کرد در پاسخ می فرمود سهم پدرم که نیست سهم امام است من هم مانند شما.
۱۵۹. زهد سید ابراهیم حسینی یکی از مومنین از ایشان می‌خواهد که منزلش را به سیستم روشنایی برق مجهز کند ایشان در پاسخ می‌گوید وقتی همه طلاب از نعمت برق برخوردار شدند من حرفی ندارم و فعلاً وظیفه من اقتضا می کند که با آن ها در یک سطح یا پایین‌تر زندگی کنم.
۱۶۰. زهد مرحوم میرزا علی آقای شیرازی آیت الله شهید مطهری می گوید نماز جماعت ایشان گاهی آنچنان شلوغ می شد که مساجد اطراف خلوت می شد و به همین جهت گاهی نماز جماعت خود را تعطیل می کرد تا صدمه‌ای به جماعت های دیگر نرسد.
۱۶۱ . زهد آیت الله میلانی آیت الله میلانی متوفی ۱۳۵۴ شمسی چنان زاهدانه زندگی می کرد که در موقع مرگ جز مقداری کتاب و تعدادی فرش کهنه چیز دیگری نداشته منزل مسکونی او نیز در توسعه میدان آستانه تخریب شد و هرچه خواستند پولش را بپردازند و یا منزلی برایش تهیه کنند نپذیرفت و فرمود من آخر عمرم است و احتیاجی به منزل احساس نمی کنم.
۱۶۲. زهد شیخ حسنعلی نخودکی فرزند شیخ حسنعلی نخودکی می گوید یکی از سادات محترم مشهد برای ایشان سجاد ه ای و رختخوابی هدیه فرستاد در جواب فرموده بودند به جهت سیادت شما که رعایت حرمتش را بر خود واجب می‌دانم می پذیرم ولی به رختخواب نیازی ندارم زیرا که مدت ۲۵ سال است که بر بستر استراحت نکرده‌ام . نقل می‌کنند وقتی از کوفه به نجف می‌رفت در راه جمعی از دزدان ایشان را وادار می کنند که لباس‌های خود را تحویل دهد ایشان هم لباس ها را جز ساتر بیرون آورد و به دزدان می دهد و فرمود من لباسها را به شما بخشیدم تا شما گرفتار معصیت خدا نشوید زیرا اگر نبخشم غصب است و مال غصبی حرام است موقعی که دزدها اینچنین بزرگواری را از ایشان دیدند لباس ها را پس دادند و به دست ایشان توبه کردند.
۱۶۳.زهد شیخ عبدالکریم حائری امام امت گوید شیخ محمدرضا نجفی مسجد شاهی از دوستان صمیمی مرحوم شیخ عبدالکریم حائری بود ایشان گوید هر گاه به قم می آمدم طبق معمول دو روز در منزل شیخ عبدالکریم به سر می‌بردم وقتی که خواستم آنجا را ترک کنم فرزند کوچک ایشان آقامهدی اصرار می‌کرد شما چند شب دیگر بمانید به مزاح گفتم فرزند شما اصرار می‌کند من بمانم چرا آقا خودش اصرار نمی کند در پاسخ گفتند به جهت اینکه شب‌هایی که شما اینجا هستید غذای ما پلوست و اگر شما بروید دیگر از پلو خبری نیست.
۱۷۰. زهد آیت الله بهاءالدینی در سال ۱۳۷۵ در اجلاس حوزه علمیه قم از مقام فقهی و اخلاقی آیت الله بهاءالدینی تجلیل شد آقای حسین حیدری واعظ قم می گوید به ایشان عرض کردم امروز در اجلاس حوزه از حضرتعالی تجلیل شد با صفای خود فرمود به چه درد میخورد گفتم آقا مردم باید بزرگان خود را بشناسند فرمود آن وقت چه میشه؟
۱۶۷. زهد شیخ غلام حسین تبریزی ایشان دارای زهد عجیبی بود از سهم امام استفاده نمی‌کرد و می فرمود عالمی که نیاز به وجوهات دارد باید مجیب التجار باشد ((هرچه تجار گفتند اطاعت کند)) در عظمت ایشان همین بس که در زمان طاغوت اقامه نماز جمعه را چون واجب می دانست و در مسجد گوهرشاد نماز جمعه توسط ایشان برگزار می شد امام امت به جهت احترام به ایشان تا زنده بودند امام جمعه برای مشهد معرفی نکردند.
۱۶۴. زهد میرزا حسن جلوه حکیم و عارف میرزا حسن جلوه از علمای بزرگ بود ایشان با وجود اینکه همه طبقات احترامش را داشتند و حاضر بودند همه گونه خدمتی به ایشان داشته باشند در عین حال کارهای شخصی خود را خودش انجام می‌داد و به کسی امر و نهی نمی‌کرد با وجود کهولت سن گاهی مشغول لباس شستن بود و اگر شخصیتی سیاسی و علمی بر او وارد می شد و کارش را نیمه تمام رها نمی کرد. یکی از شاگردان حکیم می گوید روزی ناصرالدین شاه به دیدار ایشان آمد حکیم گفت مرا حالی نیست و شاه با ناراحتی برگشت در یک زمان دیگر شاه بی خبر وارد مدرسه شد و ایشان مشغول نماز بود شاه فوراً قلیان را برداشته و به طرف حوض مدرسه رفت تا آب آن را عوض کند ملتزمین رکاب گرفتند ما برای خدمت حاضر هستیم ناصرالدین شاه گفت من این کار را برای ثواب می کنم که از برکت این شخص آمرزیده شوم زیرا نه از من تقاضایی می کند نه هدایای مرا قبول می کند اکنون که در حال نماز بود گفتم خدمتی کرده باشم وگرنه اجازه نمی‌داد.
۱۶۸.زهد آیت الله سید عبدالله شیرازی آیت الله سید عبدالله شیرازی وقتی که در نجف بودند از وسایل سرد کننده مانند کولر و یخچال استفاده نمی کردند هنگامی که یکی از افراد نیکوکار یک عدد پنکه رومیزی به عنوان هدیه به منزل ایشان آورد ایشان فرمود پنکه را به فروش برسانید و پول آن را صرف امور طلاب بکنید.
۱۶۵. زهد آیت‌الله بروجردی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی پا درد داشت به همین جهت یکی دو سفر به آبگرم‌ محلات رفتند در یکی از این سفرها به فقرای آنجا کمک خوبی کردند و دستور فرمود چند گوسفند خریده و ذبح کنند و گوشت آنها را بین فقرا تقسیم نمایند به دستور آقا عمل شد و در آخر کار به اندازه نیم کیلو گوشت برای آقا کنار گذاشته بودند تا یک وعده کباب برای ایشان تهیه نمایند سفره انداخته شد ماست و خیار گذاشتن و دو سیخ کباب هم که از همان گوشت تهیه کرده بودند خدمت ایشان گذاشتن فرمود این کباب از کجاست گفتند از همین گوشت مقداری فقط برای شما درست کردیم ایشان فرمود من این کباب را نمی‌خورم اینها را بین فقرا تقسیم کنید که آنان بوی آن را شنیده‌اند آقا از آن کباب هیچ نخورده اند بلکه به همان ماست و خیار قناعت نموده‌اند.