eitaa logo
امامت و امارت
205 دنبال‌کننده
91هزار عکس
52.4هزار ویدیو
4.6هزار فایل
گزارش شخصی امامت وامارت پردیسان
مشاهده در ایتا
دانلود
13.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مروری بر دستاوردهای که غیورمردان ایران رقم زدند پیشرفت‌هایی که دشمنان نمیخواهند دیده شوند! وظیفه‌ی تک تک ماست که این دستاوردها را برای مردم تبیین کنیم @Sedaye_Enghelab
*﷽* وصیت من به دخترانی که عکس‌هایشان را در شبکه های اجتماعی می گذرانند این است که این کار شما باعث می شود امام زمان، خون گریه کند بعد از اینکه وصیت و خواهشم را شنیدید به آن عمل کنید. زیرا ما می رویم تا از شرف و آبروی شما زنان دفاع کنیم؛ مانند خانم حضرت زهرا (س) باشید. شهید مهدی محسن رعد نشر با ذکر 🌹 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
سردار شهید حمید باکری در فرازهایی از سخنان خود در جمع رزمندگان می‌فرماید «برادرانم! این مأموریت نامش شهادت است، کسی که عاشق شهادت نیست، نیاید. بقای جامعه اسلامی ما در سایه شهادت، ایثار، تلاش و مقاومت شماست. اگر در چنین شرایط، از خود نگذریم، به جهاد نپرداخته‌ایم و ذلت و انحطاط قطعی است.» @Sedaye_Enghelab
🌹🕊🌹🕊🌹 طرف با یک موتور گازی آمد جلوی در مسجد. سلام کرد. جوابش را با بی‌اعتنایی دادم. دستانش روغنی بود و سیاه. خواست موتور را همان جلو ببندد به یک ستون، نگذاشتم. گفتم: اینجا نمیشه ببندی عمو. با نگرانی ساعتم را نگاه کردم. دوباره خیره شدم به سر کوچه. سه، چهار دقیقه گذشت و باز هم خبری نشد. پیش خودم گفتم: مردم رو دیگه بیشتر از این نمیشه نگه داشت؛ خوبه برم به مسئول پایگاه بگم تا یک فکری بکنیم. یک دفعه دیدم بلندگوی مسجد روشن شد و جمعیت صلوات فرستادند! مجری گفت: نمازگزاران عزیز در خدمت فرمانده بزرگ جنگ حاج عبدالحسین برونسی هستیم که به خاطر خرابی موتورشان کمی با تأخیر رسیده‌اند. "شهید عبدالحسین برونسی" @Sedaye_Enghelab
📝وصیت نامه بسیار عجیب یک شهید : 🔴 به مردم بگویید امام زمان پشتوانه‌ی این انقلاب است. 🔸 بعد از جنگ، در حال تفحص در منطقه‌ی کردستان عراق بودیم که به‌طرز غیرعادی جنازه‌ی شهیدی را پیدا کردیم. 🔹از جیب شهید، یک کیف پلاستیکی در آوردم داخل کیف، وصیت‌نامه قرار داشت که کاملا سالم بود و این چیز عجیبی بود. 🔻در وصیت‌نامه نوشته بود : 🔸من سیدحسن بچه‌ی تهران و از لشکر حضرت رسول(ص) هستم... 🔹پدر و مادر عزیزم ! شهدا با اهل بیت ارتباط دارند.اهل بیت، شهدا را دعوت می‌کنند... 🔸پدر و مادر عزیزم ! من در شب حمله یعنی فردا شب به شهادت می‌رسم. جنازه‌ام هشت سال و پنج ماه و ٢۵ روز در منطقه می‌ماند. بعد از این مدت، جنازه‌ی من پیدا می‌شود و زمانی که جنازه‌ی من پیدا می‌شود، امام خمینی در بین شما نیست. 🔹این اسراری است که ائمه به من گفتند و من به شما می‌گویم. 🔸به مردم دلداری بدهید، به آن‌ها روحیه بدهید و بگویید که امام زمان (عج) پشتوانه‌ی این انقلاب است. 🔹بگویید که ما فردا شما را شفاعت می‌کنیم. 🔸بگویید که ما را فراموش نکنند. 🔺 بعد از خواندن وصیت‌نامه درباره‌ی عملیاتی که لشکر حضرت رسول (ص) آن شب انجام داده بود تحقیق کردیم، دیدیم درست در همان تاریخ بوده و هشت سال و پنج ماه و ٢۵ روز از آن گذشته است. 👤 راوی: سردارحسین کاجی 📚 برگرفته از کتاب خاطرات ماندگار صفحه ١٩٢ تا ١٩۵
یکی از آشنایان خواب شهید پلارک رو دیده بود می گفت ازش تقاضای شفاعت کرده شهید پلارک بهش گفته: من نمی تونم شما رو شفاعت کنم تنها وقتی می تونم شفیع شما باشم که نماز بخونید و بهش توجه داشته باشید همچنین زبانتون رو نگه دارید در غیر این صورت هیچ کاری از دست من بر نمی آید... به راستی چقدر مراقبیم؟!!!   @Sedaye_Enghelab
در عملیات کربلای دو، محمود کاوه، فرمانده لشکر پنجاه و پنج ویژه شهدا، کار عجیبی کرد. نیروهای خط شکن را که جلو فرستاد، آمد و نمازی دو رکعتی را اقامه کرد. بعد از نماز گفت:« این نماز را فقط به دو دلیل خواندم، اول برای پیروزی بچه های خط شکن و بعد ...» یکی از بچه پرسید: «بعد چه؟» « دلم می خواهد اگر خدا لایقم بداند، این نماز، آخرین نمازم باشد.» و خدا لایقش دانست. محمود کاوه در همان عملیات شد. نشر با ذکر 🌹 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
🔴وضو از شر شیطان 🌹🍃شهید مسلم خیزاب: هر موقع می خواست از فضای مجازی استفاده کند، وضو می‌گرفت و معتقد بود که این فضا آلوده است و شیطان ما را وسوسه می کند. 🌷"شهید مسلم خیزاب"🌷 🌐شبکه رسانه ای مجمع هماهنگی نیروهای جبهه انقلاب استان قم
🌹 دفترچه ای داشت که آخر شب اعمال خوب و بد خود را در آن یادداشت می کرد و نفس را به محکمه وجدان می برد. شبی دیدم که در مقابل چشم گناه، علامت مثبت گذاشت . 🌹گفتم : کی و کجا چشم تو مرتکب گناه شد ؟!. وبه شوخی ادامه دادم ؛ حتما به کلاغ ها نگاه کردی ، که آن هم گناه کبیره است ! سر به زیر انداخت و گفت : نه خانم! ما ظاهرمان از باطنمان بهتر است . امروز که آمدم محل کار تو ، یکی از همکارانت جلو آمد و احوالپرسی کرد که برای لحظه ای چشمم افتاد توی چشمش . راوی : همسر شهید "شهیدحمیدرضا شریف‌الحسینی" @Sedaye_Enghelab
🌹ظرف غذایش که دست‌ نخورده می‌ماند ، وحشت می‌کردیم . مطمئن می‌شدیم حتماً گروهانی در یک گوشه‌ی خطِ لشکر غذا نخورده. 🌹این‌طوری اعتراض می‌کرد به کارمان. تا آن گروهان را پیدا نمی‌کردیم و غذا نمی‌دادیم بهشان، لب به غذایش نمی‌زد . گاهی چهل‌‌وهشت ساعت غذا نمی‌خورد تا یقین کند همه غذا خورده‌اند . "شهید حاج قاسم سلیمانی" @Sedaye_Enghelab
یادم هست کلاس چهارم توی کتاب فارسیمون یک پسر هلندی بود که انگشتش رو گذاشته بود توی سوراخ سد تا سد خراب نشه!!قهرمانی که با اسم و خا طرہ اش بزرگ شدیم!! پطروس"توی کتاب، عکسی از پطروس نبود وهیچ وقت تصویرش را ندیدیم...!! همین باعث شد که هر کدام از ما یک جوری تصورش کنیم و برای سالها توی ذهنمان ماندگار شود!!پطرس ذهن ما خسته بود٬ تشنه و رنگ پریدہ، انگشتش کرخت شدہ بود و...!! سالها بعد فهمیدیم که اسم واقعی پطروس٬ هانس بودہ است!!تازہ هانس هم یک شخصیت تخیلی بودہ که یک نویسندہ آمریکایی به نام "مری میپ داچ" آن را نوشته بود!! بعدها، هلندیها از این قهرمان خیالی که خودشان هم نمیشناختنش، یک مجسمه ساختند!! خود هلندیها خبر نداشتند که ما نسل در نسل با خاطرہ پطروس بزرگ شدیم!! شاید آن وقتها اگر میفهمیدیم که پطروسی در کار نبودہ، ناراحت میشدیم!! اما توی همان روزها٬ سرزمین من پر از قهرمان بود!!قهرمانهایی که هم اسمهاشون واقعی بود و هم داستانهاشون!! شهید ابراهیم هادی: جوانی که با لب تشنه و تا آخرین نفس توی کانال کمیل ماند و برای همیشه ستارہ آنجا شد؛ کسی که پوست گوشتش، بخشی از خاک کانال کمیل شد!!! شهید حسین فهمیده: نوجوان سیزدہ ساله ای که با نارنجک، زیر تانک رفت و تکه تکه شد!!! شهید حاج محمدابراهیم همت: سرداری که سرش را خمپارہ برد...!!! شهیدان علی، مهدی و حمید باکری: سه برادر شهیدی که جنازہ هیچکدامشان برنگشت!!! شهیدان مهدی و مجید زین الدین: دو برادر شهیدی که در یک زمان به شهادت رسیدند!!! شهید حسن باقری: کسی که صدام برای سرش جایزہ گذاشت!!! شهید مصطفے چمران: دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاہ برکلی آمریکا، بی ادعا آمد و لباس خاکی پوشید تا اینکه در جبهه دهلاویه به شهادت رسید!!! و....... کاشکی زمان بچگیمان لااقل همراہ با داستانهای تخیلی، داستانهای واقعی خودمان را هم یادمان میدادند!! ما که خودمان قهرمان داشتیم!!! @Sedaye_Enghelab
🌹این دنیا با تمام زیبایی ها و انسان های خوب، مثل گذر است، نه ماندن و تمامی ما دیر یا زود باید برویم، اما چه بهتر که زیبا برویم. 🌹در هیاهوی زندگی متوجه شدم که چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت، در حالی که گویی ایستاده بودم. چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد اما دریافتم که کسی هست که اگر بخواهد می شود، وگرنه نمی شود. کاش نمی دویدم، نه غصه می خوردم، فقط او را می خواندم. "شهید مدافع حرم امیر لطفی " @Sedaye_Enghelab