eitaa logo
امامت و امارت
185 دنبال‌کننده
85.4هزار عکس
47.9هزار ویدیو
4.3هزار فایل
گزارش شخصی امامت وامارت پردیسان
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۳۷.زهد شیخ مرتضی انصاری شیخ انصاری هنگام وفات ثروت او معادل ۱۷ تومان پول ایرانی بوده که به همان اندازه نیز مقروض بوده است حتی آنکه بازماندگانش قدرت تأمین لوازم معمولی عزاداری را نداشته‌اند
۱۳۹. زهد شیخ انصاری روزی شیخ انصاری به هم حجره ی خود پولی داد تا نان خریداری کند چون بازگشت دید حلوا هم گرفته به او گفت پول حلوا را از کجا آوردی گفت قرض کردم فقط نان را خورد و به حلوا دست نزد روزی همان طلبه بعد از مدت‌ها به نجف آمدید شیخ انصاری به مقام شامخ علمی و عملی رسیده پرسید چه کاری انجام دادید که موفق شدید فرمود من جرأت نکردم نان و حلوا بخورم ولی تو با کمال جرات این کار را کردی.
۱۴۰. زهد شیخ انصاری شیخ انصاری سهمیه از بیت المال را برای مخارج زندگی خود مقرر کرده بود این مقدار نیاز زندگی را تامین می‌کرد و همسرش عالمی را واسطه قرار داد که سهمیه بیشتر شود شیخ جواب منفی داد نه مثبت فردای آن روز به همسرش گفت لباسم را شستشو کن او چنین کرد و آب آن را در ظرفی ریخته شیخ به او گفت این آب گل آلود را بیاشام همسرش امتناع ورزید شیخ گفت این اموالی که در اختیار من است چرکهای اموال مردم است که مربوط به تهیدستان است و هیچگونه امتیازی بین شما و دیگران نیست.
۱۴۲. زهد شیخ انصاری توجه به طلاب محترم یکی از مقلدین شیخ انصاری تاجر بود هوای زمستانی گران بهایی برای ایشان هدیه آورد و فردای آن روز در نماز جماعت دید هوای ساده بر دوش اوست تاجر گفت عبایی که برای شما آوردم کجاست فرمود آن را فروختم و با پول ۱۲ عبای زمستانی ساده خریداری کردم و به طلاب محروم دادم تاجر گفت آن عبا را مخصوص شما خریداری کردم نه اینکه این کار را بکنید شیخ فرمود ان ضمیری لایقبل ذالک وجدانم چنین کاری را قبول نمی‌کند.
۱۴۳. زهد صاحب جواهر نویسنده قصص العلما گوید صاحب جواهر فرمودند قبل از سن ۵۰ سالگی طالب اشتهار بودم و ثروت برایم میسر نشد بعد از آن که به سن پنجاه سال رسیدم این آمال و آرزوها از من دفع شد وقتی مشهور شدم دیگر طالب آن در آن زمان نبودم.
۱۴۱. زهد شیخ انصاری شیخ انصاری در تمام عمر در مضیقه زندگی بود و زاهدانه زندگی می‌کرد یک روزی برخی بازرگانان بغداد مبلغ زیادی از پول خود را به ایشان اختصاص دادند و شخصی را فرستادند که بگوید این مبلغ از خمس و زکات نیست تا از گرفتن آن خودداری کنید ایشان فرموده بود حیف نیست که عمری به فقر گذرانده‌ام در این آخر عمر خود را غنی کنم و نام از طومار فقرا محو گردد و در قیامت قیمت از پاداش آن بی بهره باشم.
۱۴۴. چشم‌پوشی از سهم الارث میرزا حبیب الله رشتی پس از مرگ پدرش حاکم منطقه بود برای تکریم او به گیلان سفر نمود اما اختلاف برادران بر میراث پدری موجب بازگشت او به نجف اشرف شد او با اینکه زندگی بسیار فقیرانه ای داشت از سهم ارث چشم پوشید میرزای رشتی پس از رسیدن به نجف برای تامین معاش به تدریج لوازم زندگی را یکی پس از دیگری فروخت.
۱۴۵. احترام و احتیاط نوشته اند میرزا حبیب الله رشتی نماز های پدر و مادر خود را سه بار خواند یک بار به تقلید از مراجع آنان و دو بار به اجتهاد خودش و این مطلب درباره ی هیچ یک از علمای تاریخ ذکر نشده است ظاهراً منظور از سه بار سه سال است.
۱۴۶. زهد ملا عبدالله شوشتری ملا عبدالله شوشتری از شاگردان مقدس اردبیلی است ایشان صائم الدهر و قائم اللیل بود زندگی بسیار ساده ای داشت عمامه را به چهارده شاهی خرید و ۱۴ سال همان یک عمامه را بر سر می گذاشت.
۱۴۷. زهد آخوند خراسانی سه فرزند مرحوم آخوند خراسانی ۳ عروسش در خانه‌ای کوچک که هر کدام در یک اتاق زندگی میکردند یک روز فرزند ارشدش مهدی نزد پدر آمد و از تنگی جا شکایت کرد و در پاسخ فرمود اگر قرار باشد منزل های این شهر را میان مستحقانش تقسیم کنند به ما بیش از این نمی رسد.
۱۴۸. زهد آیت الله وحید بهبهانی یک روز ایشان مشاهده کرد عروسش لباس فاخر پوشیده است به پسر خود اعتراض کرد چرا این نوع لباس را برای همسر خود تهیه کرده‌ای؟ پسر آیه شریفه قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق تلاوت می کند. پدر گوید من نمی‌گویم حرام است لکن من مرجع تقلید هستم و از طرفی نمی توانیم نیاز مردم محروم را برطرف کنیم اما می توانیم با آنها همدردی کنیم.
۱۴۹.زهد صاحب فصول فتحعلی شاه میل پیدا کرد که دخترش را به ازدواج مرحوم صاحب فصول درآورد ایشان از این ازدواج امتناع کرد به او گفتند چرا نپذیرفتید در حالی که شاه مسلمان و شما با فقر زندگی می کنید فرمودند وصلت من با پادشاهان انسان را به طرف دنیا می کشاند و از آخرت دور می‌کند و من حاجتی به مقام و ثروتی که مرا از آخرت بازدارد ندارم.