eitaa logo
اختر‌پنجم؛
548 دنبال‌کننده
465 عکس
79 ویدیو
1 فایل
دفترچه خاطراتِ تصویری نرگس ۱۹ ساله. سوره هم صدام میکنن، فکر کنم دانشجوی دبیری فیزیک. https://abzarek.ir/service-p/msg/4036565
مشاهده در ایتا
دانلود
اختر‌پنجم؛
+عهه همیشه چادری هستی؟ _بله، ولی جدی جدی شماها هیچ ایده ای درباره ی خانواده ی خیلی مذهبی ندارید :
+ https://eitaa.com/akhtar5/1891 خودم این سوال رو پرسیدم و خودمم همیشه چادریم و خب :))) چادری بودن جااالبه. راستش من مسیر زندگیم و عقایدم با اتفاقات و صحبت های رندم عوض میشد و یه بار یکی میخواست بره سر قرار و دوستش بهش گفت چه تیپ متفاوتی زدی... تو این استایلی نیستی و خودش در ادامش گفت اره دیگه آدم استایلی رو میزنه که چشم کسی که دوستش داره رو بگیره و من اونجا با خودم گفتم خب من که خدارو دوست دارم :) و فکر میکنم با این استایل خدا بیشتر دوستم داره و همین کافیه _نگاه تو ام به این مسئله جالبه :)
+میدونی نرگس من خودم چادریم ولی خب از یه جایی به بعد چون فهمیدم حتی اگه انتخاب خودمم نباشه مجبورم سر کنم بخاطر خونوادم، و اینکه اونا هیچوقت با چادر نزدن من قرار نیست کنار بیام کم کم از چادر زده شدم و دیگه اون حس خوب قبل و بهش ندارم. میدونی همش با خودم میگم خب اول اینکه من خودم عقل دارم و میتونم برای نوع حجابم تصمیم بگیرم نیاز نیست کسی مجبورم کنه واقعا، و بعدشم اینکه منم دوست دارم یسری استایلارو امتحان کنم.. بنظرت الان باید چیکار کنم که اون احساس خوبم نسبت به چادرم برگرده ؟ چطوری دوباره با چادرم دوست باشم ؟ میدونی من بدم نمیاد ازش ولی این موضوع که چه بخوام چه نخوام به اجبار باید روی سرم باشه اذیتم میکنه. واقعا نمیدونم باید چیکار کنم..
اختر‌پنجم؛
+میدونی نرگس من خودم چادریم ولی خب از یه جایی به بعد چون فهمیدم حتی اگه انتخاب خودمم نباشه مجبورم سر
_ متوجهم، منم چیزی که میگی رو تجربه کردم. من از اجبار متنفرم، و این منو دیوونه میکرد ولی خب راستش دیدم من ادمی ام که به خوب دیده شدن خیلی اهمیت میدم، اگر چادرم رو در بیارم قطعا جوری میپوشم که به دلم بشینه و به چشم بیام و میشه مصداق جلب توجه. فارق از نوع نگاه دیگران بشین برای خودت دلیل و منطق بچین و اگر در اخر نگاهت با خانواده یکی نبود باهاشون صحبت کن و حلش کن و چادرتو بردار، چون حجابی که بخاطر یکی دیگه باشه فایده نداره. بعدشم اگر اینجا نتونی خانوادت رو قانع کنی و یاد نگیری چجوری باید مکالمه کنی، بعدا و توی موقعیت های حیاتی تر میخوای چیکار کنی؟
اختر‌پنجم؛
خودم اخیرا خيلی بهش فکر کردم. خب خانواده ی من خیلی مذهبین و من توی خانواده ی مادری تقریبا سرکش ترین
+ https://eitaa.com/akhtar5/1889 سلامم‌ ، ان‌شاءالله حالت خوب باشهه‌ خب میدونی بعد از خوندن این پیام یه لحظه به خودم فکر کردم‌ ، من خانوادم‌ تقریبا مذهبی نیستن: ) و من حجاب دارم اما نه چادر، مثل حجاب استایل ها هم لباس نمیدونم البتهه‌ ، اما همیشه شلوار هایی مثل دمپایی، بگ ، نیم بگ با شومیز یا بلیز های آستین بلند تنمه‌ ، بلیز ها خیلی بلند نیستن(مثلا تا روزی زانوم‌ نمیان) اما کوتاه هم نیستن ، برای شال که همیشه اکثرا شال کشی سرمه‌ ، گاهی هم کلاه حجاب سر میکنم و کاملا شال رو آزاد میزارم‌ ، اما خب خیلی وسواس دارم به اینکه اصلاااا‌ بدنم پیدا نباشه حتی وسواس شدید روی پیدا بودن مچ دستم دارممم‌ اما الان حس‌ کردم ، نمیدونم خب ..‌ یه جوری شدم🚶🏻‍♀️ با توجه به موقعیتم هم نمیتونم چادری بشم‌ فعلا ، قبلا بودم ولی فعلا نمیتونم..
اختر‌پنجم؛
+ https://eitaa.com/akhtar5/1889 سلامم‌ ، ان‌شاءالله حالت خوب باشهه‌ خب میدونی بعد از خوندن این پیام
_ تو باید هر شکلی که خودت میدونی بپوشی، من کی باشم که درست و غلط تعیین کنم ولی من وقتی اینجوری بپوشم خیلی حس میکنم که نگاه میکنن بهم. چون جزئیات استایل جلب توجه میاره، حتی مدل و رنگ لباسا هم توجه آدمارو جلب میکنم و خودم خیلی دقت میکنم به لباسای ادما. چون من اینکه یه ادم با دل مریض اونجوری با دقت به لباسهام نگاه کنه خوشم نمیاد چادر میپوشم. نمیدونم شاید بنظرت نوع نگاه من خیلی قدیمی بنظر بیاد ولی خب کاریش نمیشه کرد، من اینجوری فکر میکنم. تو ام کاری رو بکن که حالت باهاش خوبه‌.
اختر‌پنجم؛
توی خانواده ی ما، دختری که بعد از ۹ شب میومد خونه وقیح بود، کسی که آهنگ گوش میداد، کسی که با نامحرم
+https://eitaa.com/akhtar5/1892 یعنی چی؟ یعنی میگفتن نباید چادر عربی پوشید؟ _ بله، حتی اونموقع ها چادر عربی هم تابو بود چون جلوش بسته نبود. فقط لبنانی
+کیک دوقلوی تاینی _متو یاد یکی از عزیز ترین ادمهام میندازه، چون خیلی تاینی دوست داره و هر باری که میبینم براش میگیرم چون یه نشونه است بین ما که یعنی بهت اهمیت میدم عزیزم‌.
+گل سفید _یاد بیمارستان میفتم، فکر کنم اولین باری بود که ینفر برام گل میگرفت و دوستم با یه رز سفید اومد عیادتم‌.
+آهنگ های چاوشی _حس روزای بارونی، یا مثلا وقتی دیر وقت داری با اسنپ برمیگردی خونه
+زیست شناسی یازدهم _من رشتم ریاضی بود ولی یادمه سال یازدهم دختر خالم درباره ی جنین شناسی حرف میزد و من سرمو میزاشتم روی میز و نگاش میکردم و به حرفاش گوش میدادم.
+بستنی _ یاد بعد از مدرسه میفتم، شبایی که ساعت ۹ شب تازه با ریحانه میرفتیم بستنی اسکوپی میخوردیم😭
اختر‌پنجم؛
_ تو باید هر شکلی که خودت میدونی بپوشی، من کی باشم که درست و غلط تعیین کنم ولی من وقتی اینجوری بپوشم
+https://eitaa.com/akhtar5/1906 خب حقیقتا یکم دلم گرفت اینجوری گفتی : )))) اما خب شما خانواده مذهبی دارید ، قدر خانواده هاتون‌ رو بدونید: ))))))) منم پوششم‌ خوبه خداروشکر ، خدا توفیق چادر هم که بهم بده که دیگه هیچ ^^🤍 _من اصلا چنین قصدی نداشتمممم، واقعا متاسفم و عذرخواهم که دلگیر شدی. من فقط میخواستم احساسات خودم رو بگم وگرنه واقعا ممکنه تو چنین حسی نداشته باشی و اصلا ادما انقدر به هم توجه نکنن و این فقط حساسیت های الکی من باشه.