اخترپنجم؛
اینجارو توی تلگرام همون روز تعریف کردم، عموی اسنپی چاووشی گذاشته بود و ماشینش بوی سیگار میداد.
میخواستم بگم بزن بغل باهم گریه کنیم لطفا
اخترپنجم؛
صبح ساعت ۶ صبح با ماشین رفتیم تا سمنان و برگشتیم، که دوستم فقط بره دانشگاهش تا یه برگه رو امضا بزنن براش
گفته بودی ۹ اسفند، از اون روز ندارم ولی اینا برای ۱۰ اسفنده